حافظه الکی! / داستانک
قسمت اول

حافظه الکی! / داستانک

نویسنده : بوریسونا پوگاچوا

(پاراگراف اول مربوط میشه به کتاب زبان فارسی دوم دبیرستان! اگه یادتون باشه. و اما ادامشو که خودم نوشتم و به تازگی در حین قفسه کتاب تکانی! پیداش کردم امیدوارم لذت ببرید.)

داشت می‌مرد. اما نه از انفجار مین و نه حتی با تیر خلاص عراقی‌ها، بلکه از خوشحالی. حتی نتوانست پا بر زمین بگذارد. چرخ بود که بر آسفالت فرودگاه رانده می‌شد: ویلچر! کاش می‌توانست. دوید اما در خیال. جمع مردم به لب خندان و بر چشم گریان را کنار زد و پیدایشان کرد: زن و بچه‌اش را. زنش صدیقه، پنج سالی از او دور بود و فرزندش، دورتر از دور. نمی‌شناختش حتی نمی‌دانست پسر است یا دختر. دو دل مانده بود که ناگاه...

دید فرزندش به سوی او می‌دود. دختری بود با موهای بلند و زیبا اما چشمانش انگار سوی دیگری را داشت. بازوانش را گشود تا او را در آغوش بکشد، پیش خود عهد کرد پنج سال رنج بی‌پدری را جبران کند و از عاطفه سر ریز شد. دخترک در آغوشش فرو رفت. اما در خیال! دستانش هنوز باز بود، چشمانش بی‌اختیار رد مسیر حرکت زن و دخترک را گرفت که به سوی مردی که کمی آن طرف‌تر عصا به دست ایستاده بود می‌رفتن. 

آقا مصطفی همان همرزم و رفیق همیشگی‌اش! مگر زن و بچه او نبودند؟! آخ امان از این سلول‌های خاکستری که باز هم مختل شده بودند.

ادامه دارد...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٦/٢٢
٠
٠
چقد زبان فارسی دوم دبیرستان عوض شده !!! من همچین چیزی رو به خاطر نمیارم :)) قشنگ ادامش داده بودی ، منتظر ادامه داستان هستیم، آلای عزیز :)
آلاء
آلاء
٩٥/٠٦/٢٢
٠
٠
الان که نه سه سال پیش من دوم دبیرستان بودم......ممنون که دنبال می کنی دومیش در صف تاییده......!
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٦/٢٢
٠
٠
بسیار عالی
آلاء
آلاء
٩٥/٠٦/٢٢
٠
٠
مرررررررررسی
مائده رئیس الساداتی
مائده رئیس الساداتی
٩٥/٠٦/٢٢
٠
٠
از اونجایی ک سال دوم مخصوصا ادبیات و زبان فارسیش جزوه سیاه ترین بخشا زندگیمن یادم نمیاد همچین چیزی رو تو کتاب...!!:))) زبان فارسی دومم ک تو کنکور نمیاد ..:)) بعدم ک خيلی خوب بود..!!:) ممنون!!
آلاء
آلاء
٩٥/٠٦/٢٢
٠
٠
خواهش میشه خوشحالم که خوشتون اومده....... زبان فارسی رو که باهات موافقم منم هنیشه تنفر شدیدی ازین درس داشتم خیلی اتفاقی دفترمو پیدا کردم این توی یکی از فکر کنید ها بود که درواقع مجبور بودم به نوشتن ولی بعدش خودم خوشم اومد ادامش دادم داستان تقریبا کامله هر موقع وقت کنم تایپش می کنم و میذارم براتون ....... راستی میشه بپرسم شما با زهرا رئیس الساداتی نسبتی دارین؟؟؟ امسال دیپلم گرفت رشتشم انسانی بود.....
مائده رئیس الساداتی
مائده رئیس الساداتی
٩٥/٠٦/٢٣
٠
٠
نه من ک نمیشناسم:)
محمدرضا مهدیزاده
محمدرضا مهدیزاده
٩٥/٠٧/٢٦
٠
٠
که اینطور رفتم سراغ اولین قسمت ؛ مجبور بودین اون بالا توضیح بدین حال مخاطب رو بگیرین اون قسمت پاراگراف اول فقط کافی بود بره داخل پرانتز نهایتا تو پ ن هم توضیح میدادین اون پایین؛ پاراگراف دوم رو خیلیییی خوب ادامه دادین واقعا میگم اگه نمیگفتین فک میکردم ادامه ی پاراگراف اوله انقد رو هم سوار بود؛ فقط اگه دوتا نکته بگم نمیگین خیلی غر غرو ام ؟؟؟
آلاء
آلاء
٩٥/٠٧/٢٧
٠
٠
چون تو سایت های زیادی ازون پاراگراف اول استفاده کردن فک کردم اگه اول نگم شاید مسیولین سایت فک کنن داستان از خودم نیست و منتشر نشه، نه اتفاقا خوشحالم میشم شما سه تا نکته بگین!!!
پربازدیدتریـــن ها
جارچی

حملات کیهانی

٩٧/٠٤/٢١
شعری سروده خودم

طبل ناسوری

٩٧/٠٤/٢٠
نگاهم به من می گوید...

لطفا به من گوش کنید

٩٧/٠٤/٢٠
اینجا ایران است...

ملت جو!

٩٧/٠٤/١٩
دوستت دارم

آرام جان

٩٧/٠٤/٢١
شعری سروده خودم

ضریح چشمانت

٩٧/٠٤/٢١
شعری سروده خودم

آشفته دنیا

٩٧/٠٤/٢٥
از آینده این نامه اطلاعی ندارم

خانه‌ای که پدر ندارد

٩٧/٠٤/٢٣
یادداشتی بر فیلم Her

عشق مجازی

٩٧/٠٤/٢٠
شعری سروده خودم

زخم خورده چشم

٩٧/٠٤/٢٠
اینجا نزدیک اسمان است

زندگی واقعی

٩٧/٠٤/٢٥
کار سخت برای اثبات خود

کمال طلبی چیست؟

٩٧/٠٤/١٩
قلبم به درد آمد

خط مستقیمی به بهشت لطفا

٩٧/٠٤/٢٤
صدا و سیمای بی کفایت

نمایش بدبختی با بیت المال

٩٧/٠٤/٢٣
به همین سه نقطه ها

عادت کرده ایم

٩٧/٠٤/١٩
قدرتی بزرگ تر

چهارده ساله ی خداناباور

٩٧/٠٤/٢٥
دیوانه شدم

در جستجوی روی ماه تو

٩٧/٠٤/٢٣
خاطرات زمستانی

مردی با شال گردن آبی

٩٧/٠٤/٢٤
متاسفم...

ایست قلبی

٩٧/٠٤/٢٥
تو یکی ما را تنها نگذار

نرو لعنتی

٩٧/٠٤/٢٤