معرفی کتاب: قلندر و قلعه
معرفی کتاب

معرفی کتاب: قلندر و قلعه

نویسنده : Mostafa_h

در ادامه سری یادداشت‌های معرفی کتاب، تقدیم می‌شود. برای آشنایی بهتر، به نخستین پست معرفی کتاب مراجعه بفرمائید. اینجا 

 

معرفی کتاب (3): قلندر و قلعه

نویسنده: سید یحیی یثربی

نشر قو / لا مترجم له!

آشنایی با این کتاب رو ما از صدق سر خانوم افسانه بایگان داریم که وقتی رامبد از ایشون پرسید که در حال حاضر مشغول مطالعه چه کتابی هستن، ایشون این کتاب رو معرفی کردن. ما هم که عشق اشراق و فلسفه؛ تا شنیدیم یه کتاب به سبک نوشته‌های اروین د یالوم، این بار نه درباره اسپینوزا و نیچه، بلکه درباره یکی از بزرگان فلسفه و اشراق خودمون و توسط یه نویسنده متبحر ایرانی نوشته شده، در دم از خانه زدیم بیرون و از انتشارات امام، این کتاب رو تهیه کردیم و در یک روز - آن هم در این دوران معلوم الحال کنکور! - مطالعه مشارالیه رو به پایان بردیم. پس ابتدای متن شد یه تشکر از خانوم بایگان بابت معرفی یه کتاب خوب.

و اما بعد!

«قلندر و قلعه، داستان زندگی شیخ اشراق، شهاب الدین یحیی بن حبش سهروردی از حکما و عرفای بزرگ قرن ششم هجری ایران است. او در سال 587 هجری در سن 36 یا 37 سالگی به فتوای علما در حلب کشته شد. اگرچه بسیاری از دیدگاه‌های فلسفی او به زبان ساده در این داستان آمده است، اما اساس این نوشته راه و رسم سلوکی اوست که میراث حکما، عرفا و به ویزه فرزانگان ایران باستان است.*»

گریزهای گاه و بی گاه و اجتناب ناپذیر نویسنده به آئین زرتشت که دین باستانی یکتاپرستان ایران به شمار میره، نه تنها موجب لوثی اندرزدهی‌های ملال انگیز یا بحث‌های فتنه برانگیز عقیدتی نشده، بلکه به ظرافت تمام، اشتراکات دینی و عقیدتی اسلام و دین زرتشت - که همانا هر دو دین یکتاپرستی هستند و بس - به نمایش گذاشته شده‌اند. به طوری که انگار سهروردی به طور غیر مستقیم، دارد همه این تفرقه‌ها و شکاف‌های میان یکتاپرستان ایران را که در تمام ادوار اخیر شاهدش بوده‌ایم، به سخره می‌گیرد و نویسنده موفق شده به خوبی، سخافت این امر را به نمایش بگذارد.

در آخر، مجددا تاکید می‌کنم که این کتاب راجع به سهروردی، درست همون سبک کتاب یالوم راجع به اسپینوزا یا نیچه در «مسئله ی اسپینوزا» و «وقتی نیچه گریست» رو دنبال می‌کنه. بنابراین شما حقیقتا دارید داستان می‌خونید، با این تفاوت که درصد بالایی از مطالبش، برگرفته از واقعیات و مستنداتن - گرچه به قول خود آقای یثربی، «این نوشته بر اساس آثار عربی و فارسی شیخ شهاب الدین سهروردی رقم خورد اما به اقتضای طبیعت داستان، خیال هم مجالی داشت »

============

* پشت کتاب

پ.ن: بعضی از قسمت‌های کتاب هم ما رو کمی تا قسمتی یاد کتاب مرشد و مارگریتا انداخت. اگه احیانا هر دو کتاب رو مطالعه کردین، خوشحال میشیم که نظرتونو بدونیم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ

ای مهربان‌تر از تمام مردم این شهر

٩٦/٠٤/٢٧
شعری سروده خودم

چشمان کلاغ

٩٦/٠٤/٢٧
داستان تلخ میرزاخانی ها...

چگونه کشور خود را از پیشرفت عقب نگه داریم؟

٩٦/٠٤/٢٨
داستان کوتاه

من یک دختر رنگی رنگی هستم!

٩٦/٠٤/٢٩

سلبریتی نبود دماغ عمل کردن!

٩٦/٠٤/٢٧
در مورد افسردگی بعد از عروسی چه می دانید؟!

نو عروس افسرده

٩٦/٠٤/٢٧
شعری سروده خودم

وقتی که دلت...

٩٦/٠٤/٣١
از حسرت هایمان می نویسم

نامه هایی به همسرم / قسمت اول

٩٦/٠٥/٠١
حرفم را قبول دارید؟

چاقی چه طور اتفاق می افتد؟

٩٦/٠٤/٢٧

چه حسی تو عمق موهامون!

٩٦/٠٥/٠٢
کنکاشی در بیوگرافی جیم

رابطه جیم و ترامپ چگونه شکل گرفت؟!

٩٦/٠٤/٢٨
همه خوبن، دولت بده

رابطه دولت و کودک آزاری چیست؟

٩٦/٠٤/٢٩
امان از روزی که دلمان یخ بزند

سرد نباشیم

٩٦/٠٤/٣١
چقدر به هم می آمدیم

شال گردن

٩٦/٠٥/٠١
دوست داشتن قوائد بسياري دارد

من يك گند زن تمام عيارم!

٩٦/٠٤/٢٨
رابطه های نیمه تمام

ترس از تنهایی

٩٦/٠٤/٣١
شعری سروده خودم

اشک خواهشي عاشقانه است

٩٦/٠٤/٢٨
من اهل بازی نیستم و تو خود خوب این را میدانی

دیر آمدی...

٩٦/٠٤/٢٩
شعری سروده خودم

نو به بازار آمده...

٩٦/٠٤/٢٩
روز آف؛ بهترین روز هفته

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت هفتم

٩٦/٠٤/٣١
تبلیغات