مدیریت جهانی و گروگان گیری کفش ها
داستان کفش هایی که گم می شود!

مدیریت جهانی و گروگان گیری کفش ها

نویسنده : mra

آقای آریایی مدیر ساختمانی است که ما در آن سکونت داریم. وی مجری شیوه نوینی در مدیریت ساختمان است و اعتقاد دارد با این شیوه حتی می شود دنیا را هم مدیریت کرد و در همین راستا تا کنون موفق شده این روش را به چند تا از ساختمان های مجاور نیز صادر کند. نام این شیوه " گروگان گیری کفش‌ها" ست. بدین طریق که اگر شما نصفه شب عطسه بلندی کردی، نباید توقع داشته باشی که صبح کفشهایت را جلو در ببینی.

به ناچار بایست با دمپایی حمام به در خانه اش بروی و تعهد نامه‌ای را امضا کنی مبنی بر اینکه بعد از ساعت یازده شب و پیش از وقوع عطسه فورا خودت را به زیر سنگین ترین لحاف منزل بکشانی. عده ای از ساکنین جهت خنثی کردن اینگونه قوانین سختگیرانه به محض اینکه کفشهایشان را در می آورند آنها را به داخل منزل منتقل می‌کنند. هر چند همین‌ها هم گاهی با دمپایی حمام در معابر رویت شده‌اند. اما نکته جالب در این است که در گردهمایی سالانه همسایگان همیشه همین جناب آریایی با بالاترین آرا صاحب کرسی مدیریت ساختمان می شود. پارسال روز انتخابات وعده داده بود شارژ ساختمان را کم خواهد کرد!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٦/١٧
٠
٠
عجب روش مدیریت نوین و کاربردی :))))) البته تجربه نشون داده ملت از کار درست کردن برای خودشون دوری میکنند و یحتمل علت این که ایشان هر سال مدیر میشن همین که بقیه نمیخوان مدیر بشن :)
b_noori
b_noori
٩٥/٠٦/١٨
٠
٠
اصلا ما ایرانی ها عاشق کسانی هستیم که حسابی تبحر داشته باشند در قلدر گری و زور گویی! واسه همینه که آقای آریایی شما هم با اکثریت آراء انتخاب میشن هر سال!
لیلی
لیلی
٩٥/٠٦/١٨
٠
١
..اخه کفشهارو میاری تو ،نمیگی طرف ضایع میشه :)
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٦/١٩
٠
٠
کلی خندیدم با خوندن این مطلب دستتون درد نکنه :))
پربازدیدتریـــن ها
پیامی از تو

چایی را می‌ریزم همسرم

٩٦/٠١/٢٨
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
هنوز تو را به خدا نسپرده بودم

عجب غروب غریبی است!

٩٦/٠١/٢٧
شعری سروده خودم

غزلِ شیرین ترین تردید

٩٦/٠١/٢٨
داستان کوتاه

رنگ پریده تر

٩٦/٠١/٢٧
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
از رویای پرواز تا ...

زمین پیما

٩٦/٠١/٢٨
ازدواج اشتباه

خط فاصله

٩٦/٠١/٢٧
دشمن خدا

دروغ ممنوع!

٩٦/٠١/٢٩
با همان سرعت و دقت

ضَرَبَ، ضَرَبا

٩٦/٠١/٢٧
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
چقدر نبودنت توی ذوق می زند

شاید یک شروع جدید

٩٦/٠١/٢٩
شاید بتوان شنید!

خدا را نمی‌توان دید اما...

٩٦/٠١/٢٨
احساساتی که ابراز نشدند

مادر، دوستت دارم تا آن سوی ابدیت

٩٦/٠١/٢٧
اندر حکایت انتخابات ریاست جمهوری

ناموسا می دانستید؟!

٩٦/٠١/٢٩
کمی هم به فکر خودتان باشید!

تقدیری از دولت عزیز

٩٦/٠١/٢٨
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
چرا باید هزینه پرداخت؟

تابلوی خیلی تابلو

٩٦/٠١/٢٩
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
ما دو پدیده قرن هستیم!

نامه احمدی نژاد به ترامپ

٩٦/٠١/٢٨
تبلیغات
تبلیغات