شمردن ستاره‌ها

شمردن ستاره‌ها

نویسنده : میلاد

بچه که بودم هر موقع خوابم نمی‌برد به شمردن ستاره‌ها مشغول می‌شدم، ستاره‌هایی درخشان و زیبا، دست آخر آن ستاره که از همه درخشان‌تر بود را برای خودم برمی‌داشتم. چه دنیای زیبایی بود.

اما حالا وقتی خوابم نمی‌برد به این فکر می‌کنم که ای کاش حداقل ستاره‌ها بودند تا آن‌ها را شمارش کنم ولی....

 

به این فکر می‌کنم که بعضی از این انسان‌ها در این دنیا خیلی چیزهای دیگر برای شمارش دارند. شاید یک نفر اگر خوابش نبرد، تعداد ماشین‌های لوکسش را شمارش می‌کند یا تعداد کشتی‌ها و قایق‌ها تفریحی یا پول‌هایی که در حساب‌های مختلف در کشورهای مختلف انباشته کرده‌است یا...

 

این حرص و طمع از کجا سر چشمه گرفته، چرا خوشحالی یک انسان باید به این چیزها خلاصه شود؟

شاید هیچ وقت لذت این لذت‌ها (که واقعا به کار بردن کلمه لذت برای این‌ها اسراف است) را نچشم، ولی ای کاش آن انسان می‌توانست لذتِ دیدن خوشحالی کودکی بعد سیر شدن شکمش را (که اولین نیاز برای بقای اوست) ببیند، آن وقت لذت برای او معنای دیگری پیدا می‌کرد.

چه می‌گویم؟!

حرص و طمع ما و تمایلات مادی، ستاره‌های ما را از ما گرفته است.

او از لبخند یک کودک چه می‌فهمد؟! چه!؟

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١١/٢٨
١
٠
حرص و طمع ما و تمایلات مادی، ستاره‌های ما را از ما گرفته است.عالی بود مرسی مستر میلاد:))
علیرضا
علیرضا
٩١/١١/٢٨
١
٠
خیلی سخته این اتفاقات در کنارت بیفته و نتونی کاری بکنی...خیلی تلخ بود...
maryam
maryam
٩١/١١/٢٨
١
٠
زيبا بود مرسي...
mahtab-k
mahtab-k
٩١/١١/٢٨
٠
٠
خوشحالم که بعضی لذتارو خیلی خوب درک میکنم....مثل لمس بچه بعنوان اولین نفر وقتی بدنیا میاد...وقتی اولین کسی هستی که بهش خوش آمد میگی....وقتی اشک شوق یه مادرو اولین بار که بچه رو میذاری تو بغلش میبینی....باور کنین خیلی خیلی قشنگه....((((------:
l3igl3oy
l3igl3oy
٩١/١١/٢٨
٠
٠
سلام وقتی زیبایی دنیا ما انسانها رو فریب میده دیگه لبخند کودک چه مفهومی برامون میتونه داشته باشه...
sahar.s
sahar.s
٩١/١١/٢٨
٠
٠
آخر آخر ! خخخ :))))))))
m-nik110
m-nik110
٩١/١١/٢٨
٠
٠
الان ادمین با کمربند میاد!بعله!
sahar.s
sahar.s
٩١/١١/٢٨
٠
٠
هِچی نمیفهمد ! هِچ!
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩١/١١/٢٨
٠
٠
چی بگم!چی میشه گفت و چیکار میشه کرد جز تاسف خوردن
taba_sa
taba_sa
٩١/١١/٢٨
٠
٠
هیچی نخواهد فهمید حتی تعجب می کنه عه!!!! غذا خورد خوشحال شد؟؟؟؟؟؟ هِعیییییییییییی روزگار.....
sahar.s
sahar.s
٩١/١١/٢٨
٠
٠
عه سارا تونی؟ خو چرا اینقد شکلت فرق کرده! أه چی خفن!
mahshid
mahshid
٩١/١١/٢٨
٠
٠
چی بگم ...سکوت بهترین راهه
m-nik110
m-nik110
٩١/١١/٢٨
٠
٠
وقتی فریب میخوری!دیگر فریب خورده ای!یادت میرود!
m_kashiyan
m_kashiyan
٩١/١١/٢٩
٠
٠
حرص و طمع ما و تمایلات مادی وبه نظر من ازاونطرفم مشکلات و درگیری های ذهنیمون ستاره هارو از ما گرفتن.وقتی یه روز پرمشکل و غصه رو میگذرونی و فردات هم بی شباهت به دیروزت نیست فقط و فقط با شمردن و فکرکردن به ایناس که به خواب میری و دیگه ستاره ها و آرامش بچگیتو فراموش میکنی.........
A_lemna
A_lemna
٩١/١١/٢٩
٠
٠
آدم ها نگاه های متفاوتی دارن. اما اینکه درصد آدم بودنشون چقدره مهمه! بعضی ها حتی نوک بینیشونم نمیبینن چه برسه به این چیزا!
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/١١/٢٩
٠
٠
کاش میشد زمان به گذشته ها برگرده یا حداقل طمع و تجملات و از زندگی ها کتر و کم نقش تر کرد
mobin_69
mobin_69
٩١/١١/٢٩
٠
٠
هان!
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١١/٢٩
٠
٠
هان نه بعله!
ahkiani
ahkiani
٩١/١١/٢٩
٠
٠
الان چون دیگه نمیتونی ستاره ها رو به علت الودگی هوا بشمری! باید چیزهای دیگه رو بشمری! مثلا من چیزهایی رو که میشمرم ایناست: تعداد روزهای مونده به اول برج برای دریافت حقوق! تعداد ماه های مونده از اقساط وام ازدواج و وام خونه! روزشماری برای سررسید مهلت وام خرید خودرو! و..... :))))
طلایه
طلایه
٩٢/٠٨/٢٧
٠
٠
راست میگن منم از پنجره ی اتاقم فقط یک ستاره دیده میشه منم مجبورم تعداد روزای مونده تا امتحانا.تعدادامتحانا.روزای مونده تا اول ماه تاماهیانم و...رو بشمارم
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/١٦
٠
٠
مرسی استفاده کردیم آقا میلاد
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات