او می‌آید...
شعر

او می‌آید...

نویسنده : n_rohani

«جمعه  باشد تو نباشی غم عالم اینجاست»

جمعه با رویت آن چهره ماهت زیباست

جمعه حاوی نویدی است که خواهی آمد

جمعه سنگین شده با جمله‌ی او می‌آید

جمعه گر چه که غم انگیز ولی شیرین است

عمر در حال زوال است و غمم سنگین است

هفته را می‌گذرانم به امید جمعه

تا ظهورت بشود عید سعید جمعه

جلوه کن بر نظر منتظرانت مهدی

پیر شد منتظر تازه جوانت مهدی

انتظارم شده لبریز کجایی موعود؟

ترس دارم که نباشم تو بیایی موعود

ترس دارم که نبینم رخ چون ماهت را

صاحبا گوش کن این ناله‌ی دلگیر مرا

صاحبم در پس گَند آب زمان محتاجم

در نبود تو، منم غرق در این امواجم

صاحبا ظلمت و تاریکی شب را بشکن

از پس شب تو نجاتم بده ای صاحب من

عاشقت منتظر است جمعه بیایی آقا

تا ببوسد به غرور خاک کف پایت را

=============

مصرع اول برگرفته شده از شعری از محسن محمدی است

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/٢٠
٠
٠
به به یک شعر فوق العاده:) وزنش خوب بود ففط مصرع آخر«غرور» هجای اخرش باید بلند باشه نه کشیده.. خیلی سریع تو وزن پیشرفت کردینا:)) الهم عجل لولیک الفرج:).. شاعر بشوم یا نشور فرق ندارد//در غیبتی از چهره ی زیبآت چه گویم؟:)اینم شعر من:)
n_rohani
n_rohani
٩٥/٠٦/٢٠
٠
٠
خیلی خیلی ممنون :-) خیلی هم سریع نبود البته ولی خب ممنون :-)الهی امین شعرتون هم فوق العاده بود :-)
محمد صحاری
محمد صحاری
٩٥/٠٦/٢٠
٠
٠
به خاطر ابراز نظرتان بسیار سپاسگزاریم یک چله حرف تپق میزند مرا ..چرا کم گوش می کنی و نمی پرسی از کجا این دل پر است و دمی دم نمیزند ان های و هویی حجیم بجا مانده را می بینی و سکوتت عجیب نیست اخر فکر می کنی شنیده ای این قصه را قلبم درون دهن م لال شد بگو تقصیر دلم چیست در این ماجرا وحشی تر از وحشی بافقی مانده ام به پای حرف تا بشکنم ز سکوت مدام ت بهانه را هم تیر می پراکنی م به قصد صید هم راه کج کرده ول می کنی تو "لاشه" را .. (نشانه ) یک عمر حسرت روی ت مرا بس است این جمعه بیا و تمام کن قائله را ++++(محمد صحاری ) شعر تون عالی بود اقای روحانی
صحاری
صحاری
٩٥/٠٦/٢٠
٠
٠
امان از فونت جیم توی ارسال مطالب
n_rohani
n_rohani
٩٥/٠٦/٢١
٠
٠
:دی ممنون اقای صحاری لطف شما بسیار اما دل نوشته شما خیلی عالی تر بود ممنون از حضورتون:-)
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٦/٢٢
٠
٠
به به، شعرت که قشنگ بود. تولدت هم مبارک :-)
n_rohani
n_rohani
٩٥/٠٦/٢٢
٠
٠
مرسی مرتضی جان قشنگ نگاه توست :-) عید تو هم مبارک
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
تبلیغات
تبلیغات