یوم الخفن را دریاب باقی فِسانه ست!

یوم الخفن را دریاب باقی فِسانه ست!

نویسنده : زهرا- خسروی

روزهای هفته برای هر کسی به چند دسته تقسیم می‌شوند مِن جمله «یوم الچپه، یوم الضرر» اگر پیشانی‌تان هم بلند باشد؛ شاید، تکرار می‌کنم شاید، یوم الخفن الاعظم هم قدم مبارک‌شان را به زندگی‌تان بگذارند. معمولا هم همان شتر هستند که یک بار  پشت درت خیمه می‌زنند و تو باید باز هم پیشانیت بلند باشد تا شانس بیاوری و در را بروی شاهنشاها شهریارا یوم الخفن الاعظم باز کنی! بله؛ آن جاست که ضرب المثل معروفی داریم که می‌گوید: «یوم الخفن یه بار در خونه آدمو میزنه، یوم الچپه دستش رو از زنگ برنمی‌داره، یوم الضرر هم که کلا کلید داره!»

عرضم به خدمت‌تان یوم الچپه از آن روزهای اعصاب را به توان اِن خرد کن است، حسابی هم روی تردمیل زندگیت‌ات با دور تند بدو بدو می‌کند، تا تمام توانش را به کار برده و زندگی‌ات را به بهترین شکل چپه کند و تو را پنچر! آن‌جاست که به ذهنت می‌رسد یک تَشت پر از برف و مایع‌های خوب کف کن را بریزی توی آب و بپاشی زیر پایش تا با کله بخورد روی زمین و کیاسمای بینایی‌اش خرد و خاکشیر شود و کور تا او باشد چشمی نداشته باشد که زندگی‌مان را اصلا ببیند! و از این دسته گل‌های گُنده به آب دهد.

چند مورد که به دلش چسبیده و روی هرکسی امتحان می‌کند تا جگرش صدم ثانیه به صدم ثانیه حال بیاید چه‌ها هستند، عرض می‌کنم، به شدت اصرار دارد توی آن روز از دنده چپ بلند شوی نه که دنده چپ پسردایی عروسِ عمه‌اش هست نمی‌خواهد زیادکمرنگ و بیکار بماند توی زندگیت و اولین خدمتش همین کار است و دقیقا همان زمان که تو وارد آشپزخانه می‌شوی تا صبحانه را میل کنی درجا کوفتت می‌شود چرا که نان نیست بلکه سماور ترکیده و قالبِ پنیر چپه شده و یک لحظه شک می‌کنی یک شبه چه شده است؟ و حالا از این‌ها می‌گذری و می‌روی تا آماده شوی بروی سر کارت ایشان از آن جا که تمامِ خدمتشان را سرِ صبح انجام دادند این قسمت فقط لباس‌های اتو نشده را تحویلت می‌دهند و لطف هم می‌کنند که جوراب‌هایت جفت هست و سر جایش ! 

سر کار که می‌روی همه صورت‌ها به سمتِ تو است و همه شبیه گرگی منتظر دستور حمله هستند از آبدارچی جویا می‌شوی چه شده که ایشان با گرفتن مبلغی بسیار ناچیز و ناز کردن می‌گویند که حساب‌های شرکت بهم ریخته! هیچی دیگر باید بروی گورت را بِکَنی چون آن زمان از نظر رئیس شرکت اگر بچه‌ی رئیس شرکتِ مادرِ تخصصیِ توسعه معادن و صنایع خاورمیانه هم باشی در چشم‌های ایشان با یک بیابان گردِ ولگردِ پاپتیِ بی‌مغزِ بی‌مسئولیت تفاوتی نداری و خیلی لطف می‌کنند که حکم اخراجت را دستت نمی‌دهند و فقط می‌گویند ساعت کاری که تمام شد تا وقتی حساب‌ها را جمع نکردی گورت را گُم نمی‌کنی! به همین منوال در روزت گند زده شده و یک عدد مُرده‌ی متحرکت به خانه رسیده و با همان حالت در تخت خواب شیرجه زده تا ببیند فردا کدام‌شان قرار است در خدمتگذاری کوچکترین کمی و کاستی یادش نرود و حاضر و آماده باشد!

یوم الضرر هم که از اسمش پیداست از اُفت یک دفعه بورس بگیر که دو دستی می‌زنی توی سرِ طمع کارت که زمانش بود که پول را قبلِ این خاک توسری می‌کندی می‌زدی توی کارِ ساخت و ساز نه این‌که طمع کنی تا ضرر کنی! بله از همان روزهایی ست که آفتاب نه تنها کلِ هیکلت را بلکه از مویرگ بگیر تا خوِنِ داخلش و سلول‌های مبارک و آب میان بافتی را حتی  میمکد تا چّله تابستان بیکار نمانده باشد، یوم الضرر؛ کلهم ضرر است دیگر چه جسمی چه روحی چه جیبی! سوراخت می‌کند این عزیزِ جان.

و اما؛ و اما ملک الملوک یوم الخفن الاعظم الکم پیدا! ایشان از آن ناب‌های همه فن حریفِ آنتیک هستند که شاعر برای ایشان گفته عجب روزی بشه امروز! آها آها... به به! در این نوع روزها به یک نخبه تبدیل شده و شانس پاروکن خدا را چه دیدید حتی مورد داشتیم در این روز مِیمَن یک اختراع هم به جشنواره خوارزمی از طرف یک یوم الخفن دیده داده شده! در این روز اگر شما رتبه کنکورت را هم در گوشی وارد کنی به جای دو تومن ده هزار تومن به عبارتی صد هزار ریال شارژ میشوی.

و از آن روزهایی است که مادرها نمی‌پرسند «ناهار میگید چی میخورید یا ته چین بذارم» بلکه یک غذای اصیل با زعفرانِ فراوان درست می‌کنند و شما نوشِ جان، در این روزها شما رگِ خواب زندگی دست‌تان هست و کاملا افسارش مطیع شما و ابدا با یک خانم متاهل که دخترِ خاله اقدس از غذایش جلوی مادرشوهر تعریف می‌کند و می‌گوید خوش بحالِ شوهرت فرقی ندارید! تمامِ اسپانسرهای شبکه‌ها با لحنی منشی وارانه شما را به ادامه برنامه دعوت می‌کنند، حتی ممکن است منشی شرکت باشید و در روزی خفن رئیس شرکت از شما خواستگاری کند، دیگر نگویم که هر چه گفتم کم است!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٥/٠٦/١٦
٠
٠
ماشالا متن ... خدا قوت خانم خسروی :) ... داستانی که پشت این مطلب بود رو دوست داشتم اما میتونست خیلی جذابتر و البته کوتاهتر بیان بشه ... :)
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٥/٠٦/١٧
٠
٠
ممنون از شما، راستش نمیشد کوتاه تر بشه :) یعنی نمیخواستم :))
لیلی
لیلی
٩٥/٠٦/١٧
٠
١
فی الواقع که واقعیت دنیا همینه..یه روز بد..یه روز خوب..حتی بوده روزهای متوسطی که اتفاق بدی تو اون روز واسه ادم نمی افته..ولی خوشم اومد خیلی خفن از یوم الخفن نوشتی..اصن مشتاق چنین روزی شدم، ^_^
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٥/٠٦/١٧
٠
٠
آره لیلی من یکی بزنم به تخته تجربشو داشتم خیلی ناجور میچسبه:))) یومالخفن و میگم
لیلی
لیلی
٩٥/٠٦/١٧
٠
١
یوم الچپه =)))
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٥/٠٦/١٧
٠
٠
:)))
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٦/١٧
٠
٠
تا بوده همین بوده! یعنی زندگی کلا با این بالا پایین شدن ها گره خورده و خب فکر نکنم بدون اینها هم چندان بشه لذت یک روز خوب رو درک کرد :)
b_noori
b_noori
٩٥/٠٦/١٨
٠
٠
پس یوم الخفنم همانا آرزوست واسه خودم و همه دوستان عزیز جیمی.. آمیـــــــن.
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥