عاشق شیدا
شعر

عاشق شیدا

نویسنده : mohamad_s

ای خواجه چشمان تو فهرست الفبا 

هر چند بچینم نشود آن قد و بالا 

دستم نرسد بس که بلند است خیال‌ت 

ای پیچش زلف تو قرین با شب یلدا

خال لب هندوی تو و جرات حافظ 

هرگز نرسد شعر به پای تو فریبا 

صبحی که ازل نغمه‌ی تابیده شدن کرد

از روشنی حس تو بوده است هویدا

من بی‌خبرم بی‌خبرم از شب و روزت

گویند تو هم خسته‌ای از بی‌خبری‌ها 

سرتا سر این ملک دلم وقف قدم‌هات 

منت نه و یادی کن از این عاشق شیدا

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
آلاء
آلاء
٩٥/٠٦/١٧
٠
٠
خییییلی قشنگ بود تحسینت می کنم.......
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٦/٢٠
٠
٠
خیلی ممنونم از وقتی که گذاشتید
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/١٧
٠
٠
خیلی قشنگ بود اقای محمد :) از قبلی ها هم بهتر حتی:) باز هم بسرایید و ما باز هم لذت ببریم جناب شاعر:)
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٦/٢٠
٠
٠
لطف شما زیاده ...خیلی خیلی ممنونم از حضورتون ....خوشحالم که توجه تون جلب شد
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٦/١٧
٠
٠
اوه :))) عالی بود از اون شعرا بود که اگر کسی واسه کسی بخونتش دیگه مثل موم تو مشتش طرف :دیییی
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٦/٢٠
٠
٠
ممنونم اقا علیرضا ...لطف دارید شما
لیلی
لیلی
٩٥/٠٦/١٨
٠
٠
به به:)درود و صد درود به این طبع خوش شاعری
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٦/٢٠
٠
٠
ممنونم ..لطف دارید و از خانوم لیلی از وقتی که گذاشتید
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٦/١٩
٠
٠
عجب عاشقانه ی متواضعانه و مخلصانه ای بود یعنی با خوندنش آب دستش باشه میذاره زمین میاد محبوب :)
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٦/٢٠
٠
٠
همین که مورد توجه دوستان بود برام ارزشمنده ...ممنونم خاتون
n_rohani
n_rohani
٩٥/٠٦/٢٠
٠
٠
به به به این شعر درود به شاعرش خیلی زیرکانه دل معشوقه رو به دست میارید ممنون از شما باز هم شعر هاتون رو به اشتراک بذارید ممنون:-))
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٦/٢١
٠
٠
من ممنونم از وقتی که گذاشتید جناب روحانی
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٦/٢٠
٠
٠
چقدر این شعر زیبا بود ، خصوصا این مصرع بسیار به دل من نشست :) " دستم نرسد بس که بلند است خیالت " موفق باشین :)
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٦/٢١
٠
٠
لطف دارید خانوم حبشی..ممنونم
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
شعری سروده خودم

تهدید نکن

٩٥/١٢/٠٤
تبلیغات
تبلیغات