خوشا به حال شما که شاعری بلدید
دلنوشت

خوشا به حال شما که شاعری بلدید

نویسنده : mansooreh_houshmand

حرف‌های زیادی هست که باید بگویم، باید بگویم اما نمی‌توانم. اگر می‌توانستم حرف‌هایم را بگویم، به نوشتن این سطرها دل خوش نمی‌کردم.

اصلا مگر نه این‌که گفته‌اند: آدم می‌نویسد که چیزی نگوید. حرف‌هایم را باید به گوش ِچشم‌هایت برسانم و کلمات انگار سر ناسازگاری دارند با من. کلماتم شبیه تو نمی‌شوند و این مرا می‌ترساند. برای از تو گفتن و به تو گفتن، من به جز همین کلمات، آشنای دیگری ندارم.

نکند دور بمانم از دلت. اینطور مسکوت و خاموش. بین قهر بی‌رحمانه‌ی واژه‌ها کجا گمت کردم؟ نمیدانم.

نرسد روزی که نتوانم تو را، دوست داشتن تو را روی کاغذ بیاورم.

==========

* عنوان از رضا احسان پور: چه حرف‌ها که درونم نگفته می‌ماند / خوشا به حال شماها که شاعری بلدید

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٦/١٧
٠
٠
من که نوشتن رو به حرف زدن خیلی وقتها ترجیح میدم اما نه به این دلیل که نمیتونم حرف بزنم. به این دلیل که نوشتن تاثیر بیشتری داره. خوندن تاثیر بیشتری داره.
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٥/٠٦/١٨
٠
٠
کشته مرده این نوشتارت شدم اصن :))
mansooreh_houshmand
mansooreh_houshmand
٩٥/٠٦/١٨
٠
٠
:) شنیدن کی بود مانند دیدن:)))
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٥/٠٦/١٨
٠
٠
مطلب قشنگی بود :)
mansooreh_houshmand
mansooreh_houshmand
٩٥/٠٦/١٨
٠
٠
متشکرم
b_noori
b_noori
٩٥/٠٦/١٨
٠
٠
حرفهایم را باید به گوش چشم هایت برسانم... عالی بود.
mansooreh_houshmand
mansooreh_houshmand
٩٥/٠٦/١٨
٠
٠
:) خودمم این تعبیر رو دوس داشتم
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٦/١٨
٠
٠
فقط یه هعیییییِ بلند :-(
mansooreh_houshmand
mansooreh_houshmand
٩٥/٠٦/١٨
٠
٠
:دی
لیلی
لیلی
٩٥/٠٦/١٨
٠
٠
خوشا به حال کسی که برای هدفی شعر میگه که تا حالا کسی به شعر شدن ان مفهوم فکر نکرده:)
mansooreh_houshmand
mansooreh_houshmand
٩٥/٠٦/١٨
٠
٠
بدعت و تازگی واقعا هم خوش به حالی داره:)
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٦/١٨
٠
٠
الان عنوان و متن در تضاد نبودن!!؟؟ نوشته تون چرا انقدر ادبی بود؟
لیلی
لیلی
٩٥/٠٦/١٨
٠
٠
اقای استانه چرا به اکانت رادیو پاتوق جواب نمیدید؟
mansooreh_houshmand
mansooreh_houshmand
٩٥/٠٦/١٨
٠
٠
نمیدونم:/ نصد آنچه که میخواستم:|
لیلی
لیلی
٩٥/٠٦/١٨
٠
٠
:)اخی ،کاش نمیپرسیدم، دی ;))
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٦/١٩
٠
٠
یک سینه حرف هست ولی ... بس است ...
mansooreh_houshmand
mansooreh_houshmand
٩٥/٠٦/١٩
٠
٠
دقیقا...
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠