این شعر را شاعر در هشت سالگی گفته است:

مشق چونان مشق می‌ماند / پر از زهر و آلودگی

ازمشق بیزارم / چونان خانم مشق می‌گوید

ز زیادان باشد مشق / من این ز اندوه پر مشق نوشته‌ام

زیرا مشق زیاد داده است خانم

اضافه: در مرور دفتر خاطرات دبستان و وبلاگم به این شعر برخوردم و یادم آمد که وقتی این شعر را داشتم می‌نوشتم چقدر ناراحت بودم. کلا در مشق نوشتن تنبل بودم. دیگر نکته‌های روانشناسی‌اش را خودتان بگیرید.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
گلبرگ :)
گلبرگ :)
٩٥/٠٧/٠٦
٠
٠
مشق عذابهههه... چه قبلا چه الان...:(
Miss_shaqayeq
Miss_shaqayeq
٩٥/٠٧/٠٦
٠
٠
آخی،چه خوب بود:)
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٥/٠٧/٠٧
٠
٠
پر از زهر و آلودگی... احسنت :)
محمدصنعتیـ
محمدصنعتیـ
٩٥/٠٧/٠٧
٠
٠
جدااا ؟؟ خخخخخخخخخخخ ..... دقیقا منم اولین شررری ک گفتم راجع به مشق بود خیلی هم عقده ای بودم اون زمان ///مشق چه خر است مشق .... شیر و پلنگ است مشق //// مهمان من کل جمع ... گرچه بمیرد این مشق :) دییی
مریم سادات
مریم سادات
٩٥/٠٧/٠٧
٠
٠
وای یادش بخیر : )))))
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٨/٢٣
٠
٠
خخخخخ این شعر کاملا ازاعماق وجود گفته شده بوده:))
m.babaee
m.babaee
٩٥/٠٩/٠٨
٠
٠
عالی بود مثل همیشه:)
پربازدیدتریـــن ها
محکوم به فراموش شدنم

اینستاگرام لعنتی!

٩٦/٠٩/١٦
به تو ظلم کردم...

من به تو بدهکارم

٩٦/٠٩/١٩
فرزندت را قورت بده تا قورتیده نشود

چگونه فرزندان خود را تربیت کنیم؟

٩٦/٠٩/١٥
عذرخواهم اما...

نامه ای برای حسین(ع)

٩٦/٠٩/١٦
من و پنجره به انتظار نشسته‌ایم تو را

کاش باز شود پنجره ای به ماه

٩٦/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

قلب اجاره ای

٩٦/٠٩/١٨
آرامش کتابخانه

یک جای دنج

٩٦/٠٩/١٩
مدفون شده در آلودگی‌‌های شهر بزرگم

گرمای شب های سرد

٩٦/٠٩/١٨
دوست دارم زندگی رو

تعریفی از خوشبختی

٩٦/٠٩/١٥
روزها می‌گذرند...

چرا زنده باشم؟

٩٦/٠٩/١٦
در آستانه سی سالگی

میم من را خوب بشناس

٩٦/٠٩/١٩
دلم می‌خواهد تسلیمش باشم

مهرت به دلم نشسته

٩٦/٠٩/٢٠
و تنها تو مرا دوایی

بخوانش دلتنگتم…

٩٦/٠٩/٢٠
هبوط

پیدایش انسان

٩٦/٠٩/٢١
شعری سروده خودم

فخر عالم

٩٦/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

غرور

٩٦/٠٩/٢١
حال خوب یعنی...

صدای زنگوله ی کبوتر ها

٩٦/٠٩/٢٢

جنگل سپید

٩٦/٠٩/٢٢
تبلیغات