کچل، قد کوتاه و شکم گنده یا خوشتیپ، خوش‌بو و  بیکار

کچل، قد کوتاه و شکم گنده یا خوشتیپ، خوش‌بو و بیکار

نویسنده : سامان-قربانی

چرچیل، محمد نوری، استاد درس آمار دانشگاه، معاون اداره پست، راننده اتوبوس شهر و ... همه آدم‌های کچل شکم گنده‌ای هستند. آن‌ها هیچ گاه ادعای تغییر جهان نداشتند و آدم‌های معمولی هستند و با رویاهای خیلی معمولی‌تر.

همین آدم‌های معمولی دور و برمان سهم بسیار عمده‌ای در تولید ناخالص ملی و گردش اقتصادی دارند. آن‌ها نه عینک آفتابی می‌زنند و نه کت شلوار همراه با پاپیون می‌پوشند، حتی گاهی بوی بد سیر هم می‌دهند. مشخصه اصلی آن‌ها نه کچلی ،کوتاهی قد و نه شکم گنده است بلکه کار، کار و کار است. آن‌ها کار می‌کنند، بدون این‌که عارشان شود.

در مقابل، ما جوان‌هایی هستیم؛ خوشتیپ، خوش‌بو و بیکار. ما آدم‌های معمولی نیستیم و طبیعتا آرزوهای معمولی هم نداریم. ما قرار است یک روزی دنیا را تغییر دهیم و نقشه جدید جهان نیز همیشه در جیب راست کت‌مان است. سهم عمده ما در اقتصاد مصرف بی‌رویه تولید ناخالص ملی و حرف‌های مفت است. ما مدرک می‌گیریم و اخم می‌کنیم و منتظر می‌مانیم تا مقامات خواهش کنند و در پستی مدیریتی جلوس بفرماییم. از وضعیت اسنفاک جامعه به تنگ آمده‌ایم و هرچه داد داریم، از بالا تا پایین را مورد عنایت قرار می‌دهیم. ما زیر آفتاب، هوای سرد، هوای گرم، توی اتاق، پشت میز و ... کار نمی‌کنیم و این جور محیط‌ها با روحیه آرمان خواهی ما در تضاد است .

در ادبیات، ما مصداق کامل ضرب المثل: «سنگ بزرگ نشانه نزدن است» هستیم. ما کار می‌خواهیم و از کار فراری هستیم و یک فرار رو به عقب داریم. در واقع ما «آرمان خواه‌های فراری» هستیم.

چند سال بعد ما هم چنان خوشتیپ، خوش‌بو، بیکار، با مدرک، اخمو و... خواهیم بود. امیدواریم قبل از این‌که این صفت‌ها کامل‌تر شوند، خوشتیپ درون‌مان از روی خر شیطان بلند پروازی‌مان پایین بیاید و آدم شویم!

البته زیاد هم جای نگرانی نیست و خوشبختانه با «درایت» دولت‌ها چند سالی است که کاخ آرزوهایمان دارد فرو می‌ریزد و همین روزهاست که همان مرد کچل شکم گنده کوتاه قد درون‌مان بیدار شود و سرمان به سنگ بخورد. باشد که تا چند سال آینده منقرض شویم!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٦/٢٢
١
٠
مطلب خیلی خوبی بود شخصا خیلی موافقم با حرف های این نوشته ممنون بابت تلنگر خوبتون :)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٦/٢٣
١
٠
اون صفات خوب شکم گنده های کچل بیاد روی خوشتیپ های امروزی مشکل حل میشه :) مطلب خوبی بود جناب قربانی :)
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٦/٢٣
٠
٠
اتفاقا عکس این قضیه به شدت صادق تر هست...
سامان-قربانی
سامان-قربانی
٩٥/٠٦/٢٣
١
٠
آقای نادری شما منظورتون اینه که نسل ما جوونا از از زیر کار در روهای ارمانگرا نیستیم ؟؟.
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٦/٢٣
٠
٠
به نظر من جوون های الان به شدت عملگراتر هستند. نمی گم کاری اند؛ میگم عملگرا. یعنی فوق العاده براشون مهمه برای چه کاری وقت می ذارن. اگر نسبت به یک چیزی توجیه بشن و براشون مهم بشه تهش رو در میارن. اینقدر که صدای همه در میاد. ولی چون نسبت به اکثر امور زندگی درست توجیه نمیشن؛ رغبتی به انجامش ندارند.
سامان-قربانی
سامان-قربانی
٩٥/٠٦/٢٣
١
٠
من برا حرف هایی که گفتم مصداقش کاملا تو جامعه ملموسه .از جمله دانشگاه محل تحصیل خودم.. شما برا این حرفی که گفتید عکسش صادق تر هست چند تا مصداق کلی دارید؟. کار کردن و از زیر مسولیت در نرفتن توجیه نمی خواد. مگر اینکه شخص احساس کنه این کار به پر ستیژش نمی خوره.
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٦/٢٣
٠
٠
منم با آقای نادری موافقم:-)
سامان-قربانی
سامان-قربانی
٩٥/٠٦/٢٣
١
٠
مرتضی جان من حرف شما و اقای نادری رو بدون مصداق قبول ندارم .چیزی که من نوشتم به وفور تو سطح جامعه هس و کاملا ملموسه. شما که ادعای خلاف این دارین لطفا با مصداق بیان کنید. به نظر من دیدگاه های اجتماعی در مورد نسل ها فقط با ارایه مصداق های بیرونی هست که قابل پذیرش .در غیر اینصورت فاقد ارزش هستند
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٥/٠٦/٢٤
٠
٠
حتی زمان جنگ و یا حتی قبل تر از اون هم عده ای از جوون ها بودن که بی کار و بی عار بودن و عین بعضی از این جوون هایی که اشاره کردی بودن. همیشه و همه جا همچین آدمایی هستن. توی همین زمونه، جوونایی هستن که صد برابر جوون های کارگر قدیم کار میکنن و تلاششون واقعا قابل تقدیره. منتهی چون جمعیت زیادتر شده، تعداد این افراد هم زیادتر شده و بیشتر به چشم میان.
سامان-قربانی
سامان-قربانی
٩٥/٠٦/٢٤
٠
٠
حسین جان مقایسه من درمورد دو نسل متفاوت با شرایط متفاوت است . حرف شما در مورد اون جوونها فقط در مورد همون بازه زمانی صادق هست ویک اصل کلی نیست همونطور که این مطلب من در مورد نسل های آینده نمی تونه صادق باشه .
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات