نمی‌دانم چرا
شعر

نمی‌دانم چرا

نویسنده : r_bano

در غزل همچون غریبانم، نمی‌دانم چرا

عاشق و رسوای دنیایم، نمی‌دانم چرا

چند روزی دل به پیچِ موجِ دریا داده‌ام

مانده‌ام در بُهت دردهایم، نمی‌دانم چرا

بهر دلتنگی روم پنجشنبه‌ها در محضرش

خالی از پُر، گشته جیب‌هایم، نمی‌دانم چرا

با رکابی گوجه‌ای غرق تماشا می‌شوم

حال شلوارک گشته شلوارم، نمی‌دانم چرا

ناگهان من می‌شوم تا نوک بینی غرق آب

می‌کشد دردی، کبدهایم، نمی‌دانم چرا!

با همه درماندگی احساس ضعفی می‌کنم!

دیزی، جوجه، شد غذاهایم، نمی‌دانم چرا!

عاشقی هم کارسختی شد، خدا، وای معده‌ام!

می‌کشم دردی ز احوالم، نمی‌دانم چرا!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمدصنعتیـ
محمدصنعتیـ
٩٥/٠٦/١٨
٠
٠
عالی :)
r_bano
r_bano
٩٥/٠٦/١٩
٠
٠
مرسی ^_^
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٦/١٨
٠
٠
زیبا بود
r_bano
r_bano
٩٥/٠٦/١٩
٠
٠
ممنونم😊
b_noori
b_noori
٩٥/٠٦/١٩
٠
٠
احوالات عجیبی داره طفلک، رکابی گوجه ای!!!
r_bano
r_bano
٩٥/٠٦/١٩
٠
٠
😄😁
لیلی
لیلی
٩٥/٠٦/١٩
٠
٠
بله..شعر خوبیه
r_bano
r_bano
٩٥/٠٦/١٩
٠
٠
ممنونم لیلی بانو^_^
n_rohani
n_rohani
٩٥/٠٦/٢٠
٠
٠
طنز قشنگی داشت :-))فقط یه مقدار از لحاظ قافیه و عروض مشکل داشت که به راحتی قابل حله :-) پیشنهاد میکنم کتاب اموزش وزن به زبان ساده مهدی موسوی رو مطالعه کنید خیلی به شما کمک میکنه :-)
r_bano
r_bano
٩٥/٠٦/٢٠
٠
٠
چشم حتما مطالعش میکنم:) ممنون از راهنمایی تون^_^
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
بلال فروشی ناموفق

سیگارت بهمن / قسمت دوم

٩٥/١١/٠٣
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
آسوده بخوابید

مبارزان آسمانی آتش

٩٥/١١/٠٢
ترانه ای سروده خودم

تولدت مبارک عشقم

٩٥/١١/٠٤
آتش در نبودت بی رحم می تاخت!

کاش بودی باران

٩٥/١١/٠٢
شعری سروده خودم

برخیز و بگو زنده ای!

٩٥/١١/٠٢
خشت خشت دلش لرزید

بعد از تو

٩٥/١٠/٢٩
حس خوب

مه ای در بامداد

٩٥/١٠/٢٩
با نام خدا

مرا یاری کن

٩٥/١٠/٢٨
تبلیغات
تبلیغات