پیامک تهدیداتی
طنزیات

پیامک تهدیداتی

نویسنده : s_a_taheri

ساعت چهار صبح، دقایقی می‌شود که فهمیده‌ام سمساری ذوالفقار و پسران شعبه دیگری ندارد. هنوز چشمانم را نبسته بودم که پیامک دیگری آمد «آیا فرزندتان دست در بینی خویش می‌کند؟ آیا از استمرار آبروریزی جلوی در و همسایه به ستوه آمده‌اید؟ آیا فرهنگ‌سازی کرده‌اید و آدم بشو نیست؟ با نکات طلایی دکتر شش سیلندر بصورت روزانه و گام به گام آدمش کنید هزینه هر پیامک صد تومان» گورم کجا بود که دارای کفن باشد زن نگرفته‌ام چه برسد به فرزند دست در دماغ کننده!

پنج دقیقه نشده بود که کپه‌ی مرگم را روی بالش گذاشته بودم مجدداً پیامک آمد: «مشترک گرامی با قیافه‌ات حال کردم به همین دلیل دو هزار تومان اعتبار رایگان در ازای شارژ ده هزار تومان سیم کارت به شما تعلق می‌گیرد تا عمو اپراتور پشیمون نشده شارژ کن» کله سحر ده هزار تومان شارژ کردم پیامک آمد: «شنیدی شایعه شده دو هزار تومن اعتبار رایگان میدن؟ مشترک گرامی با توجه به دندانِ تیز شایعه افکنان و سودجویان شایسته است به این شایعات وعده‌های دروغ اعتماد نکنید. موفق و موید باشید» محو افق بودم که پیامک دیگری آمد: «شنیدم می‌خوای بری مالزی، چیه نگرانی؟ زبان بلد نیستی؟ نگران نباش با اپلیکیشن زبان در سه سوت با بیش از شونصد میلیون واژه پیش فرض با خیال راحت سفر کنید قیمت اپلیکیشن هفتصد هزار ریال».

چیزی نمانده بود گوشی را پرت کنم وسط کوچه که پیامک بعدی یادآوری خوبی کرد. «یادته تلگرام سعید نوه‌ی زری خانم مادر زن برادر همسایه روبرویی‌تون رو هک کردن عکس‌های خاک بر سری‌اش منتشر شد؟! با برنامه امنیتی قفل لولایی آسوده بخوابید هزینه اشتراک برنامه ماهیانه پنج هزار تومان» اینطور نمی‌شد، باید فکر اساسی به حالش می‌کردم. بعد از کلی جستجو به این راهکار مناسب رسیدم: «برای قطع پیامک‌های تبلیغاتی جمله فارسی دست از سر کچلم بردارید یا  جمله انگلیسی Khafe sho bi zahmat را به شماره ده بیست سه پانزده، هزار و شصت و شانزده، هرکه می‌گوید شانزده نیست، هفده هجده نوزده بیست ارسال نمائید. چهل و هشت ساعتی منتظر ماندم تا پیامک‌های تبلیغاتی لغو شود و نفس راحتی بکشم که خوشبختانه همینطور هم شد. و به همین دلیل  با خیال راحت خوابیدم و در خواب دیدم گوشی‌ام لال شده است.

ساعت سه بامداد، دقایقی می‌شود از خواب پریده و به اجلاس عمومی جی 8 اگه خدا قبول کنه جی 7 دعوت شده‌ام. خشکم زده بود که پیامک دیگری آمد: «سلام خوبی، رجبم بجا آوردی؟ الان کابوس دیدم خوابم نمیبره میشه برام لالایی بخونی؟ خواب دیدم دوباره کودتا شده» در حالی که گوشه‌ی تخت را گاز می‌گرفتم دوباره پیامکی آمد: «سلامی به بلندای دوره‌ی ریاستم، قراره دور هم جمع بشیم و جشن بگیریم. بله ما می‌توانیم، گفتم دیگه این آخرها ازتون حلالیت بگیرم. اگه ما رو قابل دونستی دست خانوم بچه‌ها رو بگیر بیا یه به گودبای پارتی درویشی ما یه سری بزن. قربونت باراک» پتو را هفت هشت دور پیچیدم دور گردنم تا بلکه از دست پیامک راحت شوم که پیامک بعدی آمد: «احوال شما؟ خووووبی؟ مکان داری؟ دبیر کل سازمان ملل با زنش دعواش شده زنه هم بان کی مون رو از خونه انداخته بیرون خخخخخ : ) بنده خدا مکان خواب نداره اگه یه جایی شد فقط یه امشبه رو بخوابه حله. فدایی داری داداش» پیامک بعدی در حالی آمد که سینه خیز زیر تختخواب رفته بودم: «سلام فابی، چرا میس میندازم جوابم رو نمیدی؟ این رسمشه عایا؟ راستی داری از سر کار میای دو کیلو سیب زمینی و یه شونه تخم مرغ بگیر مهمون داریم میخوام واسه شام کتلک درست کنم. جلوی مهمونا اخم نکنی‌ها دلم می‌خواد همون فابیوس همیشگی باشی. دوستت دارم ... ماچ» سوسک زیر تخت آمده بود به استقبالم که پیامک تهدید آمیزی آمد: «فیصل... هستی؟ با امیر بیعت کردی اس ام اس تائیدش اومد؟ تائیده اش نباشه عضویتت تو داعش قبول نمیشه ها کدوم گوری موندی فیصل بدبخت میشیما چرا جواب نمیدی فیصل؟» بلافاصله به همان شماره جمله فارسی «سامانه تون گزینه ی غلط کردم نداره؟» و جمله‌ی انگلیسی   Shekar khordam hamon tablighati behtar boodرا فرستادم تا در چهل و هشت ساعت آینده ترتیب اثر دهند و مرا از سکته حتمی نجات دهند.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
b_noori
b_noori
٩٥/٠٦/١٤
١
٠
پیشنهاد میکنم گوشیتونو خاموش کنید و با خیال راحت بخوابید...شب بخیر.
لیلی
لیلی
٩٥/٠٦/١٥
١
١
با این پیامک های تبلیغاتی حتی اگه گوشی خاموش باشه،فکر کسر شارژ هم که شده خواب راحت واسه ادم نمیزاره
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٥/٠٦/١٥
١
٠
الان چند روزی میشه گوشیم به خواب ابدی رفته :)))) از بس پیامک فرستادن سر به کوه و بیابون گذاشت:)
لیلی
لیلی
٩٥/٠٦/١٥
١
١
وای..چقدر خندیدم.مرسی:-):-):-):-)
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٥/٠٦/١٥
١
٠
تمنا دارم نظر لطفتونه:)))
n_rohani
n_rohani
٩٥/٠٦/١٥
١
٠
خخخ عاقا ما وقتی بخوابیم حتی ازمایش اتمی امریکا و کره شمالی هم بیدارمون نمیکنه پیامک که دیگه هیچ :-)) در کل خیلی قشنگ بود و انتقاد به جا بود :-)
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٥/٠٦/١٥
١
٠
ممنونم لطف دارین مثل اینکه خواب شما تو دسته ی فوق سنگینه، خواب ما تو رقابت های سبک وزن شرکت می کنه:))))
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣