گفت و گوهای من و دخترم....

گفت و گوهای من و دخترم....

نویسنده : mansooreh_houshmand

دخترکم حرف‌های زیادی هست که باید برایت بگویم

اما امروز چیز مهم‌تری را باید بدانی

و آن این است

که یک روح ِ عریان بیشتر از یک جسم عریان خطر دست درازی دارد

برای هیچ کسِ هیچ کس روحت را عریان نکن دخترم

(آرزومند ِلمس ِدست‌های کوچکت: مامان)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٦/٣٠
٠
٠
بله درسته:) مامان نوشت قشنگی بود
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
نقاشی رو خودتون کشیده بودین؟؟؟
mansooreh_houshmand
mansooreh_houshmand
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
خیر
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
اون جمله های بالا یادمه توی نامه چارلی چاپلین به دخترش بود؟ درست نمیگم؟
mansooreh_houshmand
mansooreh_houshmand
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
فی الواقع با کمی تحقیق متوجه میشید اونچه که تحت عنوان نامه ی چارلی چاپلین به دخترش توی ایران مشهور شده نوشته ی یک روزنامه نگار ایرانی هست برای ستون روزنامه شباهت و تقلید صرف دو مقوله ی جدان چیزی که میدونم اینه از روی چیزی ننوشتم پس درست نمیگید
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
شاید بهترین نصیحت مامان طورانه ی دنیا باشه این چند خط ...
n_dahji
n_dahji
٩٥/٠٧/٠١
٠
٠
زیبا بود و عالی :)
پربازدیدتریـــن ها
به تو ظلم کردم...

من به تو بدهکارم

٩٦/٠٩/١٩
من و پنجره به انتظار نشسته‌ایم تو را

کاش باز شود پنجره ای به ماه

٩٦/٠٩/١٨
آرامش کتابخانه

یک جای دنج

٩٦/٠٩/١٩
شعری سروده خودم

قلب اجاره ای

٩٦/٠٩/١٨
حال خوب یعنی...

صدای زنگوله ی کبوتر ها

٩٦/٠٩/٢٢
مدفون شده در آلودگی‌‌های شهر بزرگم

گرمای شب های سرد

٩٦/٠٩/١٨
در آستانه سی سالگی

میم من را خوب بشناس

٩٦/٠٩/١٩
خلق و خوی ترک ناشدنی

عطرهایی که الکل شدند

٩٦/٠٩/٢٣
و تنها تو مرا دوایی

بخوانش دلتنگتم…

٩٦/٠٩/٢٠
دلم می‌خواهد تسلیمش باشم

مهرت به دلم نشسته

٩٦/٠٩/٢٠
هبوط

پیدایش انسان

٩٦/٠٩/٢١
شعری سروده خودم

غرور

٩٦/٠٩/٢١

جنگل سپید

٩٦/٠٩/٢٢
بالا رفتن از آن دل و جرات می‌خواست

دیوارها

٩٦/٠٩/٢٣
شعری سروده خودم

گرمای عشق

٩٦/٠٩/٢٣
دلم می‌سوزد...

چگونه کتاب نخوانیم و آن را جار نزنیم!

٩٦/٠٩/٢٥
در این شب های پاییزی

تنهایی و درد

٩٦/٠٩/٢٥
تبلیغات