تکرار یا عدم تکرار گذشته

تکرار یا عدم تکرار گذشته

نویسنده : خورشید

گاهی بعضی حرف‌ها با این‌که تازه شنیده می‌شوند اما دوست دارید فراموش کنید و گاهی با این‌که جمله‌ای را سال‌ها پیش شنیده‌اید عین جمله را هنوز به یاد دارید.

گاهی اتفاقات خوبن اما دوست ندارید تکرار بشن چون می‌خواین تک باشن و گاهی بعضی اتفاقات اونقدر شیرین هستند که آرزوی تکرار دارید.

بعضی اتفاقات با این‌که بد هستند دوست داری تکرار بشن تا جبران کنی و بعضی اتفاقات اونقدر تلخ هستن که دعا می‌کنی تکرار نشن.

نمی‌دونم دنیا عجیبه یا آدما! چه فرقی می‌کنه خلاصه چیزی این وسط عجیبه. اونقدر عجیب که گاهی مجبورت می‌کنه از ته دل بخندی و گاهی مجبورت می‌کنه از عمق وجودت گریه کنی.

وقتی خوشحال و شادی امکان داره صدای رعد و برق رو نشنوی ولی وقتی ناراحت و تنهایی با صدای رعد و برق تنت می‌لرزه. از صدای رعد و برق نمی‌ترسی ولی یه حسی از درون تمام تنت رو به لرزه در می‌یاره. خیلی‌ها دوست دارن گذشته تکرار بشه و خیلی‌ها از تکرار گذشته واهمه دارن ولی بعضی‌ها هر دو حالت رو دارن.

من جزء دسته سوم هستم یعنی هم دوست دارم به گذشته برگردم هم دوست ندارم به گذشته برگردم. دوست دارم تکرار بشن چون حس می‌کنم می‌تونستم بهتر از این باشم و دوست ندارم تکرار بشن چون نمی‌دونم برای بار دوم تحمل اون همه غم و اندوه رو می‌تونم داشته باشم یا نه.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مائده رئیس الساداتی
مائده رئیس الساداتی
٩٥/٠٦/١٨
٠
٠
چه احساسات مختلفی:) اما از اون دسته احساسایی هستن ک همه تجربه کردن ممنون:)
b_noori
b_noori
٩٥/٠٦/١٩
٠
٠
منم جزء دسته سومم نه به دلیل عدم تحمل رنج و اندوه گذشته چون زیاد نبوده بلکه به خاطر شیرین بودن هم گذشته و هم حالم .. در هر حال زیاد به گذشته فکر نمیکنم بیشتر از زمان حال لذت میبرم و سعی میکنم فقط از گذشته درس بگیرم.(مثال جالبی زد خانم دکتر روانشناسی که تو خندوانه اومده بود: نگاه به گذشته باید مثل نگاه کردن به اینه برای دیدن پشت سر باشه موقع رانندگی و در واقع باید تمام تمرکز آدم به شیشه جلو که بخش اعظم دید انسان رو در بر میگیره باشه)
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٦/١٩
٠
٠
ایشالا از این جا ببعدش پر از احوالات خوب و اتفاقات دوست داشتنی باشه براتون :)
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٦/٢٠
٠
٠
همین دیدگاه دوست عزیز "نوری" در مورد گذشته عالی ئه ..اما وقتی ادم بخواد جامه ی عمل بپوشونه سخته ...همه بهر حال دوست داریم این محال رجعت امکان پذیر باشه که نیست ....حس تون رو روان بیان کردید خانوم خورشید ...زیبا بود
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤