پادگان دخترانه

پادگان دخترانه

نویسنده : فکرالود

مدرسه ما را به یاد اشعه‌ی جیغ‌های بنفش و فرا بنفش معاونین گرامی می‌اندازد. و سوتی که به دهان گذاشتن و دمیدن در آن دقیقا برابر است با گذاشتن مته روی مغز دانش‌آموزان و سوراخ کردنش. و صدایی که برای دقایقی در حمام مغز روی اکو می‌رود.

صف بستن و اجرای برنامه‌های صبحگاهی معرکه‌ای ویژه است. ابتدا سرجوخه‌ها (نمایندگان کلاس) همه را سیخ به صف می‌کشند یا بهتر است بگويبم به سیخ می‌کشند! راه رفتن ممنوع، تکان خوردن ممنوع‌تر حرف زدن خلاف و نفس کشیدن البته مجاز!

ناگفته نماند با وجود این همه گیر، در برنامه‌ی بچه‌ها چندان خللی وارد نمی‌آید. باز هم آن‌ها برای شرارت‌های زیرکانه و در رفتن از صف با تدبیر عمل می‌کنند. و در پچ پچ کردن و تعریف خاطرات روز چیزی کم و کاست نمی‌گذارند. 

خلاصه بعد از شنیدن صدای گوش خراش و مخ تراش سرتیپ همتی معروف به ناخدای گیر نوبت به سرهنگ قدرتی می‌رسد و دانش آموزان فلک زده مجبورند گوش جان به سخنان ایشان هم بسپارند. و بعد از تحمل و زجر طرفین راهی کلاس‌ها می‌شوند. 

ولی امان از اول هفته که مراسم به این زودی ختم نمی‌‎شود بلکه ممکن است به مجلس ختم ما هم کشیده شود. در این روز بعد از اجرای تمامی مراحل روزهای پیشین نوبت به تفتیش بازرسين می‌رسد که از فرق سر تا نوک پا چیزی را از قلم نمی‌اندازند. از کوهان شتر گرفته تا کفش‌های سیندرلا به همه چیز گیرها می‌دهند. دقت اندازه‌گیری‌شان در بلندی ناخن‌ها، گشادی مقنعه‌ها و تنگی مانتوها تا 10 به توان منفی 9 متر پیش می‌رود.

و نهایتا موقع نمره‌ی انضباط دادن تا یک اپسیلون هم چشم پوشی نمی‌کنند. و اگر کسی با تمام این شرایط انضباط را 20 بگیرد نامش در تاریخ مدرسه بایگانی مي‌شود! 

با این حال کسی جرئت دارد بگويد دخترها سربازی نمی‌روند؟

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
سآحل
سآحل
٩٥/٠٦/٢٥
٠
٠
خخخخ خیلی جالب و قشنگ بود.....وقتی ماجرا جذاب میشه که سرجوخه خودت یا یکی از دوستات باشه ....و خودتم جزو شاخای مدرسه باشی :دی
فكرالود
فكرالود
٩٥/٠٦/٢٦
٠
٠
من كه نبودم و دوست هم نداشتم باشم. من در متن بقيه بودم!
مائده رئیس الساداتی
مائده رئیس الساداتی
٩٥/٠٦/٢٥
٠
٠
والا من 4 سالی میشه دیگ از اين.جور چیزا ندیدم:))) و الان دارم فکر ميکنم واقعآ دبیرستانم در حال حاضر کویت:))) اما در دوران راهنمایی به گونه ای بودیم کة نپوشیدن جوراب سفید هم نمره کم میکرد:|
فكرالود
فكرالود
٩٥/٠٦/٢٦
٠
٠
از شرايط مدارس غير دخترانه خبر ندارم! شايد اره...!!!
فكرالود
فكرالود
٩٥/٠٦/٢٦
٠
٠
ممنون كه خونديد.البته من هم دو سالي هست كه نديدم. اين ايراد هاي شايد بعضا بي جا هميشه بوده و هست!
سید علی
سید علی
٩٥/٠٦/٢٥
١
٠
پس اگه اینجوریه ما دو تا سربازی میریم!
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٦/٢٦
٠
٠
سربازی ندادین پس
فكرالود
فكرالود
٩٥/٠٦/٢٦
٠
٠
شما هم مدرسه ي ما نيومديد بس!!
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
اصرار ازل را نه تو دانی و نه من

سجاده ی دوست داشتنی من

٩٥/١٠/٢١
شعری سروده خودم

برای درگذشت سیاست مدار با اخلاق مان

٩٥/١٠/٢١
شعری سروده خودم

تو خودت سجده شکری

٩٥/١٠/٢٢
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
تغییر نام و تحول در اوضاع و احوال کشور

غذا و سیمای ایران

٩٥/١٠/٢١
شاید هل ام داده باشند

افتاده به آب هیچ نفهمد که چه گویی!

٩٥/١٠/٢٢
چرا آدم ها را از روی ظاهر قضاوت می کنیم؟

چادر سیاه

٩٥/١٠/٢٢
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
شما هم نظر بدهید!

پیشنهاد امتیاز دهی به نوشته های سایت جیم

٩٥/١٠/٢٢
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
آدم خوش قولی هستم

گل فروش

٩٥/١٠/٢٢
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
تبلیغات
تبلیغات