گدای وارداتی!
شعر

گدای وارداتی!

نویسنده : h_danesh

آمده در شهرها گویا گدای خارجی

شد یکی از واردات ما گدای خارجی

در سر هر چارراهی تا توقف می‌کنی

از سر و کولت رود بالا گدای خارجی

بی هوا می‌آید از هر قوم و از هرکشوری

می‌کند فال و تماشاها گدای خارجی

می‌فرستند از میانمار آن ور هندوستان

از شمال و شرق و از هرجا گدای خارجی

با هواپیمای هندی چون که وارد می‌شوند

نیست فرقی بین تاجر با گدای خارجی

صنعت و فناوری را سخت صادر می‌کنیم 

لیک آید سهل و بی پروا گدای خارجی

چون که بی ویزا نمی‌آید کسی داخل ز مرز

هست لابد نوعی از کالا گدای خارجی

بوده‌ام سرمایه‌دار و خود نمی‌دانسته‌ام

اوست بی سرمایه، ما آقا، گدای خارجی

ترسم از روزی که بینم در تقاطع‌های شهر

مالک مِلک است در آن جا گدای خارجی

جنس ایرانی است بهتر از برند خارجی

هست در تحریم ما حتی گدای خارجی

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
لیلی
لیلی
٩٥/٠٦/١٧
١
١
موضوع جدید و ریتم درستی برای بیان شعر انتخاب کردید.تشکر
h_danesh
h_danesh
٩٥/٠٦/٢٤
٠
٠
بسیار ممنون
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٦/١٧
١
٠
دولت دولت واردات دیگه :))) شعر جالبی بود.
h_danesh
h_danesh
٩٥/٠٦/٢٤
٠
٠
بله درسته دولت وارداته ولی گدا چرا ؟؟ این دیگه جالبه
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٦/١٧
١
٠
خخخ عجببب
h_danesh
h_danesh
٩٥/٠٦/٢٤
٠
٠
بلی :))
b_noori
b_noori
٩٥/٠٦/١٨
١
٠
حالا کجا رویت کردین این گداهای خارجی رو که اینقدر دلتون پره از دستشون!!
لیلی
لیلی
٩٥/٠٦/١٨
١
٠
تهران
h_danesh
h_danesh
٩٥/٠٦/٢٤
٠
٠
درست فرمودید تهران
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٦/١٨
١
٠
بله من هم در موردش خونده بودم... دیگه گدایی الان شغل پر درامدیه :))
h_danesh
h_danesh
٩٥/٠٦/٢٤
٠
٠
این خوب نیس که گدایی اینقدر درامد داره حق کسایی که درس خوندن ضایع میشه و حتی حق افرادی که واقعا نیاز دارن و به دلیل شرم و حیا قدرت طلب پول و ندارن
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
تبلیغات
تبلیغات