خوراک لوبیا با سس مایونز

خوراک لوبیا با سس مایونز

نویسنده : M_Astigmat

سرِ میدان محله‌مان یک مدرسه استثنائی‌های بزرگسال وجود دارد که تقریبا هر روز صبح زود خیل عظیمی از افراد استثنائی وارد این مدرسه می‌شود. دو تا استثنائی هستند که همیشه دست در دست هم از کوچه‌مان رد و به سمت مدرسه راهی می‌شوند. یکی‌شان چاق و هیکلی است و دیگری لاغر و نحیف. یک روز آن‌ها را یواشکی تعقیب کردم و دیدم که آن فردِ لاغر به دوست چاقش می‌گوید: من دوست دارم برای یک بار هم که شده خوراک لوبیا را با سس مایونز نوش جان کنم ولی دکتر تمیمی می‌گوید کار بدیست. دوست چاقش هم پاسخ می‌دهد که من هم دوست دارم تمام دوستان استثنائی‌ام در مراسم ختمم شرکت کنند و زرشک پلو بخورند.

صحبت‌ها، تخیلات و صمیمیت‌شان برایم بسیار جالب و در عین حال منحصر بفرد بود . این جریان را یک بار به یکی از دوستانم گفتم و در ادامه گفتم که دلم به حال‌شان می‌سوزد . دوستم حرف حکیمانه‌ای زد. گفت دلت به حالشان نسوزد . آن‌ها دوست دارند به مدرسه بروند، چون آن‌جا به حرف‌های‌شان گوش می‌کنند، پس خوش به حال‌شان و این دلسوزی ندارد !

=========

پ.ن فارغ از تمام چیزهایی که گفتم ، وقتی آن‌ها را از دور می‌بینم به یاد مرحومانِ مغفوران لورل و هاردی می‌افتم و فاتحه‌ای نثار روح پاک‌شان می‌کنم .

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Miss_shaqayeq
Miss_shaqayeq
٩٥/٠٧/٠٨
٠
٠
منم همیشه فکر میکنم اینجور آدم ها چه حسی به خودشون و محیط اطرافشون دارن.غصه میخورن؟درک میکنن؟...
Miss_shaqayeq
Miss_shaqayeq
٩٥/٠٧/٠٨
٠
٠
بنظرم خوش مزه میشه،لوبیا با مایونز.
aynaz_sahrivar
aynaz_sahrivar
٩٥/٠٧/٠٨
٠
٠
:)
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٧/٠٩
٠
٠
مرسی بابت متنتون.. منم عاشق بازی این دو بودم و تقریبا صبح روز های جمعه رو با تماشای فیلم های طنزشون سپری میکردم.
پربازدیدتریـــن ها
افشین یدالهی هم رفت

این سال کبیسه همچنان مسافر می گیرد

٩٥/١٢/٢٦
دردی که بزرگ تر می شود

هیس! اینجا گوش شنوایی... هست

٩٥/١٢/٢٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
دیگران را فراموش نکنیم

آن طرف چهره نوروز

٩٥/١٢/٢٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
احساس ناب یکی شدن

اگر روزی ازدواج کردم

٩٥/١٢/٢٦
ممنون از عشق...

انگار عاشقي

٩٥/١٢/٢٦
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
دلم به حالش می سوزد

اسفند سوخته!

٩٥/١٢/٢٨
تبلیغات
تبلیغات