قهوه‌ای معمولی

قهوه‌ای معمولی

نویسنده : اسمارتیز:)

بشکن...

گاهی بیا و این بغض‌ها را بشکن. بگذار اشک‌ها روی صورتم قِل بخورند. تو بیا این بغض مانده در گلو را بشکن و من این شیشه عمر غم را.

گاهی سری هم به این منِ خسته آرمیده در چهره خندانِ دروغین بزن. نزدیکتر که بیایی، قطعا خواهی دید که خنده‌هایم غیر واقعی‌ست. و جز تو، مگر چه کسی می‌تواند شیشه تنهایی مرا بشکند و نزدیک‌تر بیاید؟

گاهی فکر می‌کنم کاش هیچ وقت آفریده نشده بودی. کاش هیچ وقت چشمان قهوه‌ای معمولی‌ات برای من خاص جلوه نمی‌کرد. کاش اصلا چشمانت آبی می‌بود. حاضرم قسم بخورم هیچ وقت عاشق چشمان آبی‌ات نمی‌شدم.

بشکن...

این فاصله‌ها را و حس غریب نبودن را. شاید قرار باشد تو سنگ شکن دنیای عاشقیِ شیرین‌ها و فرهادها باشی.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٦/٢٢
٠
٠
می بینم که دلگیری دخترم ... من هم خیلی وقتا این کاش ها رو به زبون میارم اما یک چیز رو فراموش نکن " چشم آبی بود دخلت اومده بود " :)))) " شاد باش " :)
لیلی
لیلی
٩٥/٠٦/٢٢
٠
٢
چشم ابی بود دخلت اومده بود؟واقعا!چرا و چطور؟
مائده رئیس الساداتی
مائده رئیس الساداتی
٩٥/٠٦/٢٢
٠
٠
مرا از دور ها تماشا کن/ من از نزدیک غمگین غمگینم:) عالی..:)
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٦/٢٢
٠
٠
تو وبت گفته بودم این نوشتت رو خیلی دوست دارم نه ؟ الانم تاکید میکنم روی این موضوع :) دیکتاتوری با چشم های قهوه ای ...
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
تبلیغات
تبلیغات