به کسی نگی!
فقط به جواز آقا امام رضاست...

به کسی نگی!

نویسنده : ahkiani

حرم شیفت بودم که سید بزرگوار وارد دفتر شد و همه ما به احترامش ایستادیم و دست به سینه سلام کردیم و احوال پرسی! طبق عادت همیشه‌شان در دست‌شان شکلات بود و با لبخند در مشت ما شکلات می‌گذاشتن و بلند می‌گفتند: به کسی نگی!

آمدن نشستن و شروع کردند به صحبت کردن و همه ما مثل همیشه سر و پا گوش بودیم!

آقا سید فرمودند که ماها اگر مجاور آقا هستیم فقط به جواز آقا امام رضاست! آقا این لطف را در حق ما کردند که به زائرشان خدمت کنیم!

سید را همه می‌شناختند! نفس حقی داشتند! خدا رحمتش کند! همیشه صحبت‌های‌شان خیلی جالب و پند آموز بود برایم!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
s-zahra
s-zahra
٩٢/٠٢/٢١
٠
٠
ممنون .قشنگ بود.مادر وپدر من هم هر دو خادم حرم اند وبه این جوازی که میگید کاملا اعتقاد دارم.
ahkiani
ahkiani
٩٢/٠٢/٢٢
٠
٠
خدا حفظشون کنه!
radmehr
radmehr
٩٢/٠٢/٢١
٠
٠
چقدر قلم روونی دارین تو نوشتن اتفاقات روزانه....
ahkiani
ahkiani
٩٢/٠٢/٢٢
٠
٠
ممنون
e.niyazi
e.niyazi
٩٢/٠٢/٢١
٠
٠
قشنگ بود
ahkiani
ahkiani
٩٢/٠٢/٢٢
٠
٠
:)
tanha
tanha
٩٢/٠٢/٢١
٠
٠
منم خیلی دوس دارم یه روز از خادمای حرم امام رضا باشم....ایشالا خدا این لیاقت رو به من هم بده!
ahkiani
ahkiani
٩٢/٠٢/٢٢
٠
٠
انشالله!
Paeez
Paeez
٩٢/٠٢/٢١
٠
٠
خدایش بیامرزد و قدر خادم بودن حرمو بدونید:)کاش قست منم بشه..
ahkiani
ahkiani
٩٢/٠٢/٢٢
٠
٠
یکی از شروط خادم شدن متاهل بودنه!
Paeez
Paeez
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
شمام هی تیکه بندازین:(((((
m_sepehri
m_sepehri
٩٢/٠٢/٢١
٠
٠
هعی!خدارحمتشون کنه.خوش به حالشون که همیشه مجاورشون هستن.
ahkiani
ahkiani
٩٢/٠٢/٢٢
٠
٠
خدا رحمتشون کنه!
radmehr
radmehr
٩٢/٠٢/٢١
٠
٠
خیلی تو فامیل ما خادم حرمن...دامادمون،شوهر عمم،داماد داییم و خیلیای دیگه...
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠٢/٢٢
٠
٠
خوش به سعادتشون
باران
باران
٩٢/٠٢/٢١
٠
٠
ممنون
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٢/٢١
٠
٠
ممنون منم دوست دارم یه روز خادم امام رضاباشم
ahkiani
ahkiani
٩٢/٠٢/٢٢
٠
٠
خدا قسمت شما هم بکنه:)
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٢/٢١
٠
٠
مرسی
نسیم
نسیم
٩٢/٠٢/٢١
٠
٠
خدا رحمتشون کنه، منم خیلی دوس دارم واسه یک روز هم که شده خادم افتخاری حرم باشم...
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/٢١
٠
٠
سپاس . میشه منم خادم بشم ؟ باید چیکار کنم آرزومه
ahkiani
ahkiani
٩٢/٠٢/٢٢
٠
٠
متاهلید؟ تحصیلاتتون؟
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/٢٢
٠
٠
برادر این جا که نمیشه بگم اگه زحمتی نیست به ایمیلم بیاین که بهتر بشه به نتیجه رسید . mah_afarid27 . سپاس
ahkiani
ahkiani
٩٢/٠٢/٢٢
٠
٠
جیمیل یا یاهو؟
افسانه بانو
افسانه بانو
٩٢/٠٢/٢٢
٠
٠
یاهو . سپاس
sorme
sorme
٩٢/٠٢/٢١
٠
٠
ممنون!
ahkiani
ahkiani
٩٢/٠٢/٢٢
٠
٠
خواهش میکنم!
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٢/٢١
٠
٠
عاشق تمام خادمین و خدمت گذاران حرمم ... خیلی دوست دارم برای یک بارک که شده خادم حرم باشم.../خوشا به حالتون...
s-zahra
s-zahra
٩٢/٠٢/٢٢
٠
٠
آقا علیرضا چرا میزبان نمی شید (یه گروه خاصی از افرادی که در حرم خدمت می کنندمی گویند میزبان)راحتم هست.
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
همون میزبانی که شما میفرمایید باید متاهل باشد
s-zahra
s-zahra
٩٢/٠٢/٢٣
٠
٠
بله یادم رفت بگم .ببخشید .ولی اگه بسیجی باشید در صورت مجرد بودن هم باز می تونید جزء انتظامات در های ورودی باشید.
ahkiani
ahkiani
٩٢/٠٢/٢٢
٠
٠
خدا قسمت شما هم بکنه:) خادمین امام رضاهم شما رو دوست دارند!
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٢/٢٢
٠
٠
خدا بیامرزتشون .... مرسی .... منم میخام!!!
mahtab-k
mahtab-k
٩٢/٠٢/٢٢
٠
٠
منکه لیاقتشو ندارم...شرایطشم ندارم...خوش بحال شما و بقیه خدام حرم...
nika
nika
٩٢/٠٢/٢٢
٠
٠
زیبا بود مرسی
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠٢/٢٢
٠
٠
مرسی.
پربازدیدتریـــن ها
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

پیراهن گم شده

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یکی غرب رفت و یکی رفت شرق

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تار به تار

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

4 دقیقه به خودتان وقت دهید

٩٦/٠١/٠٦
تبلیغات
تبلیغات