گاهی نباشیم!
دلنوشت

گاهی نباشیم!

نویسنده : اسمارتیز:)

کاش زمانی بود برای نبودن. برای این‌که نباشی و بروی در خودت حل شوی و بعد که زمان از حالت نبودن به حالت بودن تغییر ماهیت داد، تو محلولی باشی از خودت؛ از خودِ خودِ واقعی‌ات که حاضری گاهی دیگران را هم در خودت حل کنی و دست‌های‌شان و چشم‌های‌شان را از مشکلاتی که در خود دارند خالی کنی.

کاش زمانی بود برای نبودن و نرفتن و اصلا زمانی برای کاری انجام ندادن. که تو فقط دست‌هایت را مدام پر از خودت کنی و ذره‌های وجودت را با تمام متعلقات ریز و درشت‌شان استشمام کنی و بفهمی چه در چنته داری؟ بفهمی با خودت چند چندی و با دنیا چطور؟

زمان‌هایی برای نبودن باید باشند. زمان‌هایی که تو باشی و خدا و دیگر هیچ.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
maede_sadati
maede_sadati
٩٥/٠٦/١٥
٠
٠
:) کاش واقعآ...!!! آدم گاهی اوقات نیاز داره خودش رو دوباره بشناسه..:) زیبا بود نعیمه بانو:)
لیلی
لیلی
٩٥/٠٦/١٦
٠
٠
ادم تنها شاید لذت همراهی با بقیه را نتونه تجربه کنه ولی به یقین متوجه لذت دیگری میشه به اسم خودشناسی:-) نعیمه جان دلنوشت زیبایی بود تشکر
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٦/١٦
٠
٠
دوسش داشتم ، قشنگ نوشته بودین :)
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٦/١٧
٠
٠
بسیار زیبا
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
شعری سروده خودم

هوای کی به سر داری؟

٩٦/٠٢/٠٧
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
حس دلتنگی

همه ی دار و ندارم به تو بر می گردد

٩٦/٠٢/٠٦
داستان من و عمو جیمی

واحد آباژور سایت جیم

٩٦/٠٢/٠٧
دلتنگت می شدم

زمانی که کنارت بودم...

٩٦/٠٢/٠٦
شعری سروده خودم

کجای این زندگی زیباست؟

٩٦/٠٢/٠٦
دلم گرفته

حس نامشخص

٩٦/٠٢/٠٤
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
کارهای عجیب ما

رنج فضای مجازی

٩٦/٠٢/٠٣
بزرگترین تردیدهای زندگی من

پیراهن آبی ام را بپوشم یا پیراهن سیاه؟

٩٦/٠٢/٠٢
تبلیغات
تبلیغات