موهایم گره خورده به یادت

موهایم گره خورده به یادت

نویسنده : وبگردی

صبح و خمیازه‌های کشدار، صبح و مسیری مبهم، صبح و آبی سرد، شانه‌ی من، دور شو از من، موهایم را او بافته، تاب گیسوانم از اوست؛ دور شو از من دورشو. 

دیماه . نود

یک دوره‌ای از زندگی‌ام را کسی پوشانده است که نمی‌شناسمش، دفتر خاطرات آن سال‌ها را که می‌خوانم خودم را زنی پریشان می‌بینم که از داغ عشق مردی در تب می‌سوزد. من آن سال‌ها کسی را برای دوست داشتن نداشتم و به راستی هیچ برداشتی درباره‌ی «دوستت دارم» و چیزی تحت عنوان «عشق» نداشتم. هیچ چیز در مورد دوست داشتن و این قبیل چیزها نمی‌دانستم ولی با آهنگ‌های عاشقانه قلبم برای کسی می‌تپید و عاشقانه روزهایم را سپری می‌کردم. در حقیقت من خودم را به عاشق از جان گذشته‌ای تبدیل کرده بودم که نمی‌دانست عاشقی چیست. من در همان سال‌ها شکست عشقی خوردم. کسی که می‌پرستیدمش و برایم حکم بتی ارزشمند داشت را از دست دادم، یادم نمی‌آید چرا، ولی من همان سال‌ها در خودم شکستم، من از همان سال‌ها بدون این‌که عشقی را تجربه کرده باشم آهنگ‌ها و لحظات و فیلم‌های عاشقانه را کنار گذاشتم و چشم‌ها و گوش‌هایم را به روی تمام «دوستت دارم»ها بستم. 

به گمانم چند نفری از شما هم چنین سال‌هایی را سپری کرده و تمام روزها و سال‌هایش را عاشق کسی بوده که اصلا وجود نداشته و در نهایت به این اعتقاد پیدا کرده که «دوستت دارم» از آن جمله‌هایی ست که از انگشتان و چشم‌های کسی جاری نمی‌شود. ولی باور کنید حتما حتما حتما یک روزی کسی از راه می‌رسد و در گوش‌تان می‌خواند که دوست‌تان دارد و در آن لحظه است که شما از سر ذوق و خوشحالی و البته کمتر شدن دید، سرتان را به دیوار روبه روی‌تان می‌کوبید و با خودتان تکرار می‌کنید: دوستت دارم، دوستت دارم...

این‌ها را که می‌گویم باور کنید! چون همین چند وقت پیش و تقریبا امروز کسی از راه رسید و برایم نوشت که دوستم دارد. آخ! این جمله شفا بخش است! باور کنید...

=============

منبع:

http://takecare1256.blogfa.com/post/4

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٦/٠٩
٠
٠
بگو دو مرتبه این را که : دوستت دارم دلم هنوز به این جمله ی شما گرم است ...
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٦/١٠
٠
٠
سلآم؛ عالی :)) تو هم ای خوب من این نکته به تکرار بگو /این دلاویز ترین شعر جهان را همه وقت/ نه به یک بار وبه ده بارو به صد بار بگو/ دوستم داری را از من بسیار بپرس دوستم داری را با من بسیار بگو :)
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات