لطفا آسفالت‌مان کنید!

لطفا آسفالت‌مان کنید!

نویسنده : s_mohsen

چند روز پیش که داشتم به یکی از شهرستان‌های اطراف می‌رفتم بعد از عوارضی طبق عادت ما ایرانی‌ها شروع کردم به حساب کردن درامد روزانه‌شان و خودروهایی که از لاین روبرو در عرض یک دقیقه می‌آمدند را شمردم!

با در نظر گرفتن همه احتمالات و بدبینانه‌ترین حالات سالانه حدود سی و چهار میلیارد تومن درامد این عوارضی بود! با یک جستجوی کوتاه توی اینترنت و با بدست اوردن قیمت آسفالت به این نتیجه رسیدم که با این پول می‌شود خیابانی به عرض 10 متر و طول 140 کیلومتر را آسفالت کرد.

تا این‌جا همه چیز عادی به نظر می‌رسید اما نکته این‌جا بود که بنده به شخصه هم قبل از دوبانده کردن این محور و هم بعد از آن از این مسیر همیشه رفت و آمد می‌کردم در حالی که قبل از دوبانده شدن در هر بار رفت آمد چند تصادف شدید می‌دیدم اما در این چند سالی که از دوبانده شدن این مسیر می‌گذرد به شخصه حتی یک تصادف هم مشاهده نکردم!

حالا سوال این‌جاست که واقعا دغدغه مسئولان چیست؟ آیا جان مردم برای‌شان اهمیت دارد؟ یا همیشه یک راه کم دردسرتر هم هست؛ بیشتر کردن جریمه‌های تخلفات رانندگی! چرا همیشه عادت کردایم که باید بشنویم که مردم فقط باید رعایت کنند؟ وظیفه مسئولان فقط تصویب جریمه‌های سنگین است یا رسیدگی به مشکلات مردم؟ شاید مسئولان فقط وظیفه دارند که بگویند سوخت کمتر مصرف کنید، آلودگی ایجاد نکنید و... ولی ماشین با کیفیت و کم مصرف خبری نیست! همان داخلی‌ها از سرتان هم زیاد است!

کاش آنقدر ساده نگذریم از اتفاقات اطرافمان...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/١٠
٠
٠
دغدغه تون مستدام:).. چشم نمیگذریم:) شما هم نگذرین:)
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠٦/١٣
٠
٠
ندیده بودم نظرتونو:////
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/١٣
٠
٠
:)) دیگ چی کارش میشه کرد:)) :دی
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠