دو چشم میشی زیبا
شعر

دو چشم میشی زیبا

نویسنده : n_rohani

خوشا به بخت بلندم اگر کنار تو باشم

برای دادن جانم در اختیار تو باشم

تو درمقابل من، با دو چشم میشی زیبا

شبیه چشم خمارت منم خمار تو باشم

و تیر بار دو چشمت مرا به سخره بگیرد

تو و تبسم زیبا و من شکار تو باشم

بغل کنم همه‌ات را شبیه یک صدف و دُر

تو دُر پاک و سفید و منم حصار تو باشم

تو پرتویی از امیدی که رخنه کرده‌ای در من

قرار جان من و من که بیقرار تو باشم

تو کوه نوری و نادرترین فرشته‌ی عالم

اگر تو شاخه‌ی یاسی خوشا که خار تو باشم

چه بهتر از غم دوری که در فراق تو دیدم

که حاضرم همه‌ی عمر در انتظار تو باشم

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
b_noori
b_noori
٩٥/٠٦/١٣
٠
٠
خوشا به بختِ بلنـــــدم که در کنار منی// تو هم قرار منی هم تو بی‌قــــرار منی
n_rohani
n_rohani
٩٥/٠٦/١٣
٠
٠
ممنون از شما خوشحالم که اولین کامنت که اومد تکمیل کننده شعر بود :-) بیت اول یه جورایی برگرفته از بیت اول همون شعر هست ممنون از حضورتون :-) و این که دقیق یادم نمیاد کی اون شعر رو فرستاد ولی بابتش بی نهایت متشکرم :-)
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٦/١٣
٠
٠
خیلی عالی بود خصوصا دوبیت آخر واقعا ضربه لارمو داشت شاعرانگی هاتون مستدام :)
n_rohani
n_rohani
٩٥/٠٦/١٣
٠
٠
ممنون از شما خوشحالم که شعر رو عالی دیدین و ممنون نسبت به نگاه ویژه شما به بیت های پایانی:-)))
گلبرگ
گلبرگ
٩٥/٠٦/١٣
٠
٠
سلام. چه عجب! شعر بسیار بسیار زیبایی بود قلمتون پایدار... فقط عکسی که براش گذاشتن چشماش میشی نیست!! :)
n_rohani
n_rohani
٩٥/٠٦/١٣
٠
٠
سلام خوشحالم که خوب دیده شده :-))کم اومدنم به جیم از کم کاریم بوده :-((چشما رو هم اره به نظر فسفریه یا فیروزه ای ؟؟حالا هر چی باشه ما که نه میش فسفری دیدیم نه میش فیروزه ای حالا ادمین رو نمیدونم خخخخخ ممنون از حضورتون:-)))
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/١٤
٠
٠
به به سلام:) عجب وزن سختی:) من تو این وزن سختمه شعر بگم،هی خراب میشه:) بیت «بغل کنم همه ات را..» خیییلی خوب بود فک میکنم باید اینو تیتر میکردین:) و اما .. «تو و تبسم زیبا »ینی چی؟ و رخنه کرده ای اشکال وزنی داره ینی جای «ای» که هجای بلنده،هجای کوتاه باشه:) مصرع های فوق العاده ای داشت اقای شاعر:) در ضمن شاعر بودن یه نعمته؛) :دی
n_rohani
n_rohani
٩٥/٠٦/١٤
٠
٠
سلام ممنون نظر لطفتونه واقعا :-)) منظور از تو و تبسم زیبا منظورم یه ایهام رو میرسونه که تبسم زیبای معشوقه و تبسم زیبای شاعر رو نشون میده امیدوارم خوب منظور رو رسونده باشم :-)) در مورد رخنه کرده ای فک کنم حق با شماست یه ذره وزن میزنه :-)) اره هر کسی که شاعر نمیشه :دی ممنون از حضورتون منتظر شعرای جدیدتون هستم :-)
naser_j
naser_j
٩٥/٠٦/١٤
٠
٠
از آخرین باری که اومدم جیم انقدر گذشته که نطر دادن یادم رفته :) حالا باز داستان یا یاداشت بود یه چیزی من از شعر فقط دل نشینیش و میفهمم که این شعر هم ................................................................................................دلنشین بود دیگه :))
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/١٥
٠
٠
اووووو چه کممم پیدااااا ...:) ازبس اون اقاهه ک از گذشته اومده فتحعلی شاه رو میگم سرتونو شلوغ کرده:) میگم یه اکانتم برا ایشون بسازین:) بذارین خودش ادامه داستانشو بگه از زبون خودش:) نه؟
n_rohani
n_rohani
٩٥/٠٦/١٥
٠
٠
سلام این نظر ایول داشتا بعد یه عمری اومدی در مورد شعر من نظر دادی واقعا ممنون :-)))میگم چرا..................................................................................................................................................................................جیم رو فراموش کردی؟ ما منتظر شما خواهیم ماند:-))
naser_j
naser_j
٩٥/٠٦/١٥
٠
٠
:)))،چشم انشاالله به زودی با فتح علی شاه برمیگردم،بابت تاخیییییییییر عذر خواهم!
n_rohani
n_rohani
٩٥/٠٦/١٥
٠
٠
خخخخ خانوم رضایی اره فتحعلی تو خاطرات ما هم یه لنگ در هوا وسط داستان گیر کرده بنده خدا :-))
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨