شاعر باید سیاسی نباشد
شعر

شاعر باید سیاسی نباشد

نویسنده : Soroosh_gh

من از دشمن برای کشورم برجام می‌گیرم 

و گاهی اندکی از روسیه من وام می‌گیرم 

 درسته هشت میلیون آدم بیکاره در کشور

من از چین جنس نامرغوب و نافرجام می‌گیرم

تمام پتروشیمی‌ها اگر تعطیل شد خوبه

شنیدم مشتری گفته که نفت خام می‌گیرم

 شعارم می‌دهم یک روزه کار مشکلا حله

برای رای گیری‌های بعدی نام می‌گیرم

چه فرقی می‌کند شاعر نباید دولتی باشد 

روم میخانه و از ساقیانم جام می‌گیرم

(سروش غفاری)

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
b_noori
b_noori
٩٥/٠٦/١٤
٠
٠
چه خوب که اینقدر عـاشقـانه! شعر میگید و کاری به ســیاســـت ندارید! :)
Soroosh_gh
Soroosh_gh
٩٥/٠٦/١٧
٠
٠
اصلا ذوقم به سیاست نمیره
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/١٥
٠
٠
:دیی چه بامزه .. مفهوم شعر که نقدی بهش وارد نیس:) وزن هم ک خوبه ،فقط میمونه زبانش!!! یا محاوره و شکسته یا ادبی :) شما دوتاشو توش به کار بردین.. میشه درستش کرد:) خیلی خوب بود اقای غفاری:)
Soroosh_gh
Soroosh_gh
٩٥/٠٦/١٧
٠
٠
بر این مشکل واقف بودم اما چه کنم سواد شعری خوبی ندارم😊
n_rohani
n_rohani
٩٥/٠٦/١٥
٠
٠
این سیاست از اول هم معقوله ی خوبی نبود :-)) شعر قشنگی بود :-) فقط با صحبتای خانوم رضایی هم موافقم فک کنم شعر یک دست باشه خیلی قشنگ تر میشه :))اما این چیزی از شایستگی های شما رو کم نمیکنه:-))
Soroosh_gh
Soroosh_gh
٩٥/٠٦/١٧
٠
٠
سپاس فراوان دارم
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٦/١٥
٠
٠
فقط شعرای ما اَخ و بدِ، مال بقیه خوبه؟ چه هیزم تری به این سایت فروختم که تایید نمی کنن خدا می دونه.
Soroosh_gh
Soroosh_gh
٩٥/٠٦/١٧
٠
٠
ایشالا که خیره ما پارتی داشتیم😉
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٦/١٧
٠
٠
کاش شاعر اجازه داشت سیاسی باشه ...مثلا بعد اینکه مقامی کسب کرد یک صندلی سیاسی تصاحب کنه یا اگر خواست در کنار شغل شاعری ،سیاسی کاری کنه ..یا در کنار نان شاعری کسب و کار سیاسی هم داشته باشه ..کاش ..............................سیاسی م میشه گفت؟
Soroosh_gh
Soroosh_gh
٩٥/٠٦/١٧
٠
٠
اصلا شاعر کلا باید بره میخانه جاش تو سیاست نیس
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
شعری سروده خودم

تهدید نکن

٩٥/١٢/٠٤
تبلیغات
تبلیغات