دیوارِ عشق
شعری سروده خودم

دیوارِ عشق

نویسنده : سلیمان حسنی

می‌زند سوسو نگاهم‌ از لبِ‌ دیوارِ عشق 

تا شود شاید مهیّا٬ لحظه‌ای ‌دیدارِ عشق 

او طبیبِ ‌درد و درمانِ‌ تمامِ غصه‌هاست 

هست‌ جانم‌ سال‌ها در حسرت ‌و بیمار عشق 

تا کِشد دستِ نوازش‌ بر سرم آن‌ نازنین 

دست‌ها آویخته٬ بر دامنِ سالارِ عشق 

چون‌ که‌ با چشمِ خریداری‌ تماشا می‌کنم 

خودنمایی ‌می‌کند هر گوشه‌ی ‌بازارِ عشق 

شعر می‌جوشد ز من‌ تا یادِ رویش ‌می‌کنم 

تکیه ‌گاهم ‌گشته‌ نامش ‌در همه اشعارِ عشق 

حال ‌می‌دانم‌که‌ بعد از انتظاری ‌این‌ چنین 

می‌کند آخر عزیزِ جانِ من٬ ایثارِ عشق 

دست، ‌گل، دلدار، گل٬ دستینه و دستار، گل 

مرغِ‌ عشقم‌ می‌کند پرواز در گلزارِ عشق 

تا نخواهد او٬ نجنبد ذره‌ای‌ از جایِ‌ خود 

هر چه ‌حامی ‌گفت‌ باشد لطفِ‌ آن ‌معمارِ عشق

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
A_Emadi
A_Emadi
٩٥/٠٦/١٠
٠
٠
بسیار زیبا بود :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٦/١٠
٠
٠
سلام دوست گرامی:خیلی متشکرم.شادوسرزنده باشید
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٥/٠٦/١٠
٠
٠
سلام ، مثل همیشه زیبا بود ، ممنون آقای حسنی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٦/١٠
٠
٠
سلام:خوشحالم پسندیدید.سپاسگزارم ازحضورشما.سلامت وشادمان باشید
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٦/١٠
٠
٠
خیلی عالی بود مثل همیشه جناب حسنی :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٦/١٠
٠
٠
سلام:لطف دارید.تشکرمیکنم ازلطفتون.خدای رحمان حامیتان باد
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٥/٠٦/١٠
٠
٠
او طبیب درد و درمان تمام غصه هاست:) عالی بود مثل همیشه استاد:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٦/١٠
٠
٠
سلام برشما:خیلی ممنونم ازلطفتون.خدای سبحان پناهتون باد
خورشید
خورشید
٩٥/٠٦/١١
٠
٠
:)
z-dadras
z-dadras
٩٥/٠٦/١٢
٠
٠
بسیار،بسیار زیبا،ممنون
پربازدیدتریـــن ها
با مدیران کت و شلواری

کرمانشانگم چنی بی کسی...

٩٦/٠٨/٢٤
قلبی برای من، قلبی برای انسانی که من می‌خواهم

قلبی که تنها تو را دوست دارد

٩٦/٠٨/٢٥
از روزهای 18 سالگی

قانونی شدن عجب صفایی داشته!

٩٦/٠٨/٢٢
برای مردم داغدیده

شهر تو و شانه های من

٩٦/٠٨/٢٢
شعری سروده خودم

مهم نیست، فراموشش کن

٩٦/٠٨/٢١
به طور متوسط، هر کاربر ایرانی در 18 کانال عضو است

چرا سرانه رو می ریزی تو تلگرام؟

٩٦/٠٨/٢٢
راهکارهای علمی در امان ماندن از سو ضن در سفرهای هوایی

چگونه عین آدم سوار هواپیما بشویم؟

٩٦/٠٨/٢٣
ماوقع یومیه میرآخور

قطار بازی

٩٦/٠٨/٢١
حبیب خدا...

داستانک مهمان

٩٦/٠٨/٢٤
خودشان انتخاب کردند...

قاتل واقعی

٩٦/٠٨/٢٧
وقتی در کنارم نیستی...

در عمق وجودم ته نشینی

٩٦/٠٨/٢٣
#تسلیت

صدسال تنهایی

٩٦/٠٨/٢٤
آخرین بند وصیت حاجی

زیر چشمان پدر

٩٦/٠٨/٢٧
زندگی را زندگی می‌کنم

ای روح عاشقانه…

٩٦/٠٨/٢٧
از هیچ چیز نمی ترسم

غرقه سازی

٩٦/٠٨/٢٨
شعری سروده خودم

یک نفس عشق

٩٦/٠٨/٢٨
همین جا؛ کنار دل من

به تعداد همه

٩٦/٠٨/٢٨
تبلیغات