از حرف های مسموم زنانه...
یادداشت

از حرف های مسموم زنانه...

نویسنده : Miss_shaqayeq

دست خودم نیست، هرچه بیشتر فکر می کنم بیشتر حس می‌کنم حقوقم به عنوان یک زن پایمال شده،گاهی هم فکر می کنم شاید هم زن ها به یک سنی که می رسند بیخودی روی بعضی مسائل حساس می‌شوند و باز دوباره تردید می‌کنم که نکند اینی که امروز دچارش شده ام حساسیت نیست و تا دیروز در خواب غفلت بوده‌ام.

من اصلا نمیدانم فمنیسم چیست، نمیدانم کجای دنیا شکل گرفته و از جان دنیا چه می‌خواهد. من فقط می‌دانم که به عنوان زنی تازه به جامعه راه یافته، احساس محرومیت می‌کنم. می‌فهمم که بیش از چیزی که باید، متحمل رنجم. بیش از چیزی که باید، در مورد نیازها، خواسته‌ها و دل خوشی‌هایم کوتاه می‌آیم. با همه‌ی وجود لمس می‌کنم که بخاطر جنسیتم، در اصل بخاطر عدم محترم شمرده شدن جنسیتم باید از خیلی چیزها دست بکشم.

همه‌ی ما زن‌ها، حتی اگر به زبان نیاوریم از یک سنی به بعد خوب می‌فهمیم که ارزش، شان، فضیلت، مصونیت، و همه کلمه‌های زیبایی که در گوشمان می‌خوانند فقط برای این است که راحت‌تر به حکم محرومیتی که برایمان صادر می‌کنند رضایت دهیم. و راستش را بخواهید محرومیت به خودی خود درد نیست. درد از جایی شروع می‌شود که می‌فهمی محرومیتت محصول جنسیت است. محصول چیزی که خودت انتخابش نکردی. درد از جایی شروع می‌شود که می‌فهمی بعضی جاها هست که میزان عفت و تحصیلاتت هم به دادت نمی‌رسد و تو در هر سطح و جایگاهی که باشی محکومی به پرداخت تاوان چیزی که تقصیر تو نبود. از خودم می پرسم این ظلم نیست؟یک عمر محدودیت و محرومیت فقط به خاطر یک تقسیم سلولی اشتباه؟

همیشه به اینجای داستان که می‌رسد بعضی می‌گویند چه رنجی؟ چه محرومیتی؟ هر چه هست برای امنیت خود زن است. اگر حجاب سفت و سخت دارد، اگر میگویند صدای خنده اش شنیده نشود، اگر میگویند در استادیوم و کارخانه و غیره نباشد، شب‌ها بیرون نیاید، تنها بیرون نیاید، تنها سفر نرود، تنها زندگی نکند و هزاران باید و نباید دیگر.

من در مقابل این همه قانون و قاعده فقط یک سوال دارم، این همه قانون می‌خواهد امنیت مرا در مقابل چه چیزی تامین کند؟ چه چیزی مانع حضور من در استادیوم و کار کردن در کارخانه است؟ چی باعث می‌شود که نتوانم در هر ساعتی از روز که دوست دارم بروم قدم بزنم؟ و هرچه فکر می کنم یک جواب بیشتر پیدا نمیکنم... قانون دزد را محکوم می کند؛ نه مسروق را به این خاطر که خانه‌اش چفت و بست محکم نداشته. ضمن اینکه هرچقدر هم چفت و بست داشته باشد باز هم تضمینی نیست که مورد سرقت قرار نگیرد. قانون قاتل را محکوم می کند؛ نه مقتول را چون مهارت کافی برای دفاع از خود نداشته یا قصور از خودش بوده که سلاح لازم همراهش نبوده.

چرا این قاعده در مورد زن اجرا نمی شود؟ چرا هیچکس پیدا نمی‌شود که بگوید لطافت زن دلیل خوبی برای محروم کردنش نیست؟ چرا یکی پیدا نمی‌شود که صراحتا بگوید هیچ مردی حق ندارد بخاطر مرد بودن امنیت زنی را از بین ببرد؟ چرا به زن که می‌رسد خیلی‌ها هستند که می گویند «بلاخره تقصیر خودشم بوده، پس چرا مزاحم فلان خانم نمی‌شوند» ولی هیچوقت کسی نیست که بگوید «لابد تقصیر خودشم بوده، چرا خونه ما رو دزد نزده پس؟!»؟

چرا همه بعد از این که می گویند «زن مثل طلاست» به این نتیجه می رسند که باید تووی گاوصندوق زندانی‌اش کنند؟ و چرا تووی این تمثیل جان دار بودن زن و انسان بودنش انقدر راحت ندیده گرفته می‌شود؟ چرا شان و فضیلت و عزت من  برایم به جای امنیت و آرامش بیشتر، محدودیت ایجاد می‌کند؟ ولی همان شان و عزت برای یک مرد نه تنها محدودش نمی‌کند، بلکه باعث می شود با سربلندی در کوچه و خیابان راه برود و مطمئن باشد که کسی به ساحتش توهینی نخواهد کرد؟

گاهی فکر می کنم همه ی مردهای تاریخ بدهکار زن اند‌.بدهکار و مدیون زنانی که به آن ها امکان موجود شدن دادند و آن ها در عوض، او را با زنجیر قدرتی که می‌توانست تووی ماهیچه هایشان نباشد به سلطه گرفتند.

نه اینکه قصدم بحث کردن باشد، نه اینکه بخواهم یک تنه با صدای نازک زنانه‌ام ،یک باور دیرینه را براندازم ،نه...پرونده ی حقوق زن و تبعیض جنسیتی در دنیایی که مردها سرنوشتش را رقم می‌زنند خیلی وقت است که مختومه اعلام شده. من هم به عنوان یک زن به حکمم گردن نهاده‌ام. فقط گاهی، بعضی فکرهای مسموم این چنینی تووی ذهنم قوت می گیرد، شما نشنیده بگیرید.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٦/٠٧
٠
١
راستش خیلی حرف دارم توی این نوشته. نه اینکه مخالفش باشم؛ کاملا درکش می کنم. اینکه خانمی به خاطر نبود امنیت چه از جنس اخلاقی چه از جنس انتظامی دچار محدودیت میشه... گاهی این نبود امنیت برای ما مردها هم هست. خیلی از دوست های نزدیکم دچار سرقت شدند و خودم هم همینطور...
Miss_shaqayeq
Miss_shaqayeq
٩٥/٠٦/٠٧
٤
٠
هدف من تقابل و مقایسه و افتادن توو بحث هایی مثل اینکه کی محدود تره و این چیزها نبود و نیست،همونطور که توو پاراگراف آخر هم گفتم...بهرحال این موضوع همیشه یه بحث بی سرانجام بوده...خیلی ممنونم از وقتی که گذاشتید.
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٦/٠٧
٣
٠
به نظر من تو بحقهای این چنینی کسی منکر سختی هایی که مردان میکشن نمیشه. هیچکسی ادعا نمیکنه همه شرایط برای مردها گل و بلبل و خوبه. ما اگه بیایم حق و انصاف رو در نظر بگیریم اصلا انصاف نیست که بعضی مردها برای مهریه های سنگین تو زندان بیفتن و چیزایی از این دست... اما کسی که حق رو در نظر میگیره، ظلمهایی که به زنان میشه رو هم بدور از مردستیزی باید در نظر بگیره. در ظلمهایی که به زنها میشه هم مردان مقصرند هم خود زنان! فمینیسم و جنبش های زنانه هم غیر از یکی دوتا از شاخه هاش، مردستیز نیستن. بیشتر به دنبال مبارزه با ظلمهایی هستند که علیه زنان میشه. اما نمیشه منکر شده که اکثر ظلم کنندگان مردان بوده اند:)
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٦/٠٧
٠
٠
ولی بعضی چیزها رو اگر تجربه اش کنید متوجه اش میشید. خیلی از کارها حتی برای یک مرد هم انجامش سخته (به خاطر استرس، فشار زیاد و یا شرایط فیزیکی خاصی که باید فرد داشته باشه) ولی به نظرم من حکم کلی نمیشه داد. یه سری چیزها رو خانم ها بهتر انجام میدن یه سری چیزها رو مردها. توی هر دو مورد هم استثنا زیاد هست.
Miss_shaqayeq
Miss_shaqayeq
٩٥/٠٦/٠٧
٣
٠
منم دقیقا همینو میگم و از روی همین سه خط آخرتون که فرمودید بعضی کارهارو خانم ها بهتر انجام میدن و بعضی کارهارو آقایون،البته استثنا هم داریم میخوام نتیجه بگیرم که پس اصولا ،حالا مثلا توو موضوع کار،باید توانایی های فرد مدنظر قرار بگیره نه جنسیتش...این تقسیم بندی بنظر من غلطه(مگر در یکی دو جا)غلطی که انقد قدمت داره که مصطلح شده!
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٦/٠٧
٠
٤
سیاه نمایی و اغراق!در ضمن!به نظر میرسه خیلی خوب میدونید فمنیست چیه!
Miss_shaqayeq
Miss_shaqayeq
٩٥/٠٦/٠٧
٣
٠
یک برداشت تکراری،طبیعی و کاملا قابل پیش بینی!خیلی ممنون از وقتی که گذاشتید.
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٦/٠٧
١
٣
دقیقأ مثل محتوای مطلب شما!از این نوع مطالب تا دلتون بخواد ریخته تو دنیای مجازی!به نظرم دوره ی این حرفا گذشته!وقتشه بجای بهانه تراشی و ناله کردن،به فکر تقویت اراده و باورهای درونی خودمون باشیم و واسه کم کاری و نقاط ضعفمون جنسیت و محدودیت رو بهانه نکنیم.زیادن دختر خانم هایی که با وجود دختر بودنشون تو همین کشور به موفقیت های چشمگیری رسیدن و هیچ توجیه و بهانه ای بخاطر جنسیتشون نیاوردن. / محدودیت واسه همه هست.بسته ب شرایط و فضای هر جامعه ای و برای هر دو جنس و این دلیل نمیشه کسی موفقیت و سعادتشو محدود به جنسیتش بدونه.
فرهاد
فرهاد
٩٥/٠٦/٠٧
٣
٠
بهتره آدم بلد باشه یک نوشته رو با ذهن باز بخونه و بهش فکر کنه نه اینکه سریعا شروع کنه به نقد چون در این صورت این نقد، نقد ضعیف و بی پایه و اساسیه. بحث فمنیست و این حرف ها نیست بحث اینه که در طول تاریخ تصویر درستی از زن ارائه نشده و همیشه این محدودیت ها و اذیت ها برای قشر خانوم در جوامع بوده.چه جوامع جهان سومی مثل ما چه کشورهای پیشرفته دنیا. نوشته خیلی قشنگ و پر مغزی بود و به دور از هر حاشیه ای رک و پوست کنده مطلب رو رسونده بود.برداشت شما از نوشته و فمنیست دونستن نویسنده برام عجیب بود.موفق باشید
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٦/٠٨
٣
٠
یه جوری میگید خوب میدونید فمینیست (البته فمینیسم درستشه اینجا) چی هست که انگار دونستن جرم ثقیلیه. نویسنده به این جهت گفته که از مکتب فمینیسم و شاخه هاش اطلاع گسترده و دقیقی نداره. چون این مکتب حتی تو ادبیات تاثیرگذار بوده و ما ادبیات فمینیستی داریم. و کلی مقاله و کتاب درباره فمینیسم هست. ولی متاسفانه تو کشور ما فمینسیم مساوی شده با مردستیزی...
Miss_shaqayeq
Miss_shaqayeq
٩٥/٠٦/٠٨
٣
٠
نوشته ی من چندتا سوال پرسیده ،اگر حرف غیر منطقی زدم و چیزی توو استدلال هام با عقل جور نیست یا اگر جوابی برای سوالاتم دارید بفرمایید.اگر جوابی ندارید یا حتی یکی از استدلال هایی که کردمو نمیتونید زیر سوال ببرید با برچسب های ناله و بی ارادگی و نقطه ضعف و چیزایی که کمترین ارتباطی با حرفی که من زدم نداره بیخودی خلط مبحث نکنید.
Miss_shaqayeq
Miss_shaqayeq
٩٥/٠٦/٠٨
٣
٠
ضمنا همه ی دخترخانوم هایی که موفقیت به دست آوردن همیشه توو مصاحبه هاشون گفتن که امکاناتشون کمتر بوده و سختی بیشتری نسبت به آقایونی که توو همون زمینه فعالیت کردن کشیدن.منتهی احتمالا به اینجای صحبت هاشون که می رسه شما دیگه نشنیدید،یا نخواستید بشنوید.بحث موفق شدن و نشدن نیست،بحث بها دادن و ندادنه.
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٦/٠٧
٠
٣
راستش را بخواهید من هرگز چنین حس هایی بهم دست نداده 😅 خیلیم راضیم و حس زندانی بودنم ندارم 😊و غیر یه سری کارا که بخاطر عقاید خودم انجامشون نمیدم و خیلی از زن های دیگه انجامشون میدن راحت توی همین جامعه ، حس محرومیت ندارم ... و امیدواوم همه دختر های سرزمینم بتونن به بهترین جایگاه ها برسن :)
Miss_shaqayeq
Miss_shaqayeq
٩٥/٠٦/٠٧
٣
٠
منم نگفتم حس زندانی بودن دارم یا مثلا آدم ناموفقیم...من هم تنها سفر کردم هم تنها زندگی کردم هم تنها توو کارخونه رفتم و...ولی همش به سختی،..فقط خواستم یه یادداشت بنویسم که درد دل خیلی از خانوم هاست.شما از یه خانوم اسم شوهر و پدر و جایگاه اجتماعیشو بگیر بهش بگو برو توو جامعه زندگی کن...نتیجه ای که میبینی تصویر تمام نمای تبعیض جنسیتی و جنسیت محوری تووی جامعست.رفتاری که باهاش توو محل زندگیش توو اجتماع میشه...حالا همین کارو با یه مرد بکن،واقعا مشکلاتی که خواهند داشت باهم قابل مقایسه است؟!...مرسی از وقتی که گذاشتی عزیزم:)
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٦/٠٧
٤
٠
ممنون شقایق جان. چقدر باهات موافقم و چقدر حرف دل من اینه... درباره فمینیسم هم بیشتر بدونی برات بد نیست؛) ولی من امید دارم به بهتر شدن شرایط. شرایط زنان امروز با 40 سال پیش قابل قیاس نیست. حتی با 20 سال پیش. طول میکشه ولی ایشالا به ثمر میشینه... ممنون که هستی:)
Miss_shaqayeq
Miss_shaqayeq
٩٥/٠٦/٠٧
٢
٠
دقیقا،یه زمانی بود که زن ها هم ردیف اجناس و تملکات بودند و امروز خودشون صاحب حق مالکیتن.و خیلی حقوق اجتماعی دیگه ای که به مرور زمان به دست اومد .قطعا روز به روز هم حقوق بیشتری احیا میشه...ممنون که وقت گذاشتید.:)
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠٦/٠٧
١
٠
کجای این حرفا مسموم بودش؟؟؟
Miss_shaqayeq
Miss_shaqayeq
٩٥/٠٦/٠٨
٠
٠
مثلا!!می بینید که..‌به نظر خیلی ها اینطوریه.
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٦/٠٨
١
٠
سلآم؛ خوبه که نمیدونی فمنیست چیه :) دنبالشم نرو :) انرژیتم بذار واسه جنگیدن برای چیزی که میخوای نه چیز هایی که بقیه میخوان... من هیچوقت از ایده ی رفتن زنها به استادیوم حمایت نکردم... چون برام جذاب ومهم نیست...هروقتم بحثش بوده کنار ایستادم. چون نمیدونم چرا هروقت حرف از احقاق حق و ظلم به خانوما میشه این بحثم مطرح میشه....درکل تا یه حدی میتونم با نوشته های شما همدردی و همراهی کنم یه جاهاییی هم ادم ناخودآگاه جبهه میگیره.... بازم به اعتقاد خودتون بحث درمورد این مسائل بی نتیجه ست....به هرجهت مرسی از شما...قلمت مستدآم :)
Miss_shaqayeq
Miss_shaqayeq
٩٥/٠٦/٠٨
١
٠
منم علاقه ای به استادیوم نرم،فقط چون موارد دیگه زیاد قابل مطرح کردن نیست ناچاریم پیرو ضرب المثل مشت نمونه ی خروار است به این قضیه ی استادیوم چنگ بندازیم!:)) درباره فمنیسمم موافقم،هر حزبی تووش هم چیزهای غلط داره هم درست. خیلی ممنون که وقت گذاشتید:)
k_koolak
k_koolak
٩٥/٠٦/٠٨
٠
٠
من قبلا فمنیست بودم. الان دیگه نه.فمنیسم رو مردها برای بهره کشی از خانم ها به وجود اوردند. هر بلایی سرمون میاد تقصیر خودمونه وقتی من و شما کاری برای تغییر شرایط نمیکنیم وقتی خانم های مجلس علیه خانم ها رای میدن چه انتظاری دارید؟ تازه از زن مطلقه بودن و حضانت مردها بگزریم. شرایط جامعه به نفع ما نیست و خودمون یک جاهایی خیلی خراب کردیم وسلام
Miss_shaqayeq
Miss_shaqayeq
٩٥/٠٦/٠٨
٠
٠
با همه حرفاتون موافقم.قطعا از ماست که بر ماست...ما نباید اجازه بدیم کسی جنس زن رو پایین تر بدونه و براش تصمیم گیری کنه.به قول شما خیلی از خانم ها هستن که اصلا باور خودشون اینه که باید تابع و مطیع هر جبری باشن و حتی ازش دفاع میکنن...امیدوارم یه روز این افکار جاهلی از بین بره.
k_koolak
k_koolak
٩٥/٠٦/٠٨
٠
٠
بیاین قل بدیم تا وقتی زنده ایم برای تغییر تلاش کنیم
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٦/٠٨
٠
٠
یادداشت خوبی بود که خیلی خوب هم نوشته شده بود. جای تقدیر داره این قلم خوب منتها از نظر من که مطلبتون رو خوندم. این نوشته دو بخش داره یک گفته های درست. دو گفته های درست اما با بزرگ نمایی و یا اغراق بیش از حد. از بخش اول شروع میکنم. درسته محدودیت های کم یا زیادی برای خانم ها تو بخش های مختلف هست. خودتونم گفتید که این محدودیت ها برای حفظ امنیت خودتون و باز هم خودتون گفتید که شما میخواید نباشه، خب باشه، خیلی ها هم الان این محدودیت ها رو رعایت نمیکنن! اما قوانین هم برای حفظ امنیت وجود داره مثل همون قوانینی که برای دزدی وجود داره! اما خب دزدی هم میشه! پس این یک چیز طبیعی و نباید انتظار هم داشته باشید که با رعایت نکردن همون مسائلی که برای حفظ امنیت خودتون هست، امنیت هم خواهید داشت! نمونه هاش پر تو اجتماع! قطعا میدونید چی میگم و خب حالا عواقبشم هرچی هست یا نیست پای خودشون دیگه. مسائل دیگه هم که گفتیم مثل نباید هایی که برای بیرون از خونه و تنهایی و این حرفها بود. این ها حرف مردم و باید و نباید های مرد! هرچند که از نظر من درست ولی شما مختارید به رعایت کردن و یا رد کردنشون. میتونید تنهایی بیرون برید اما بازم بحث همون امنیت در میون! من نظر خودم رو میگم خلقت خانم ها به این صورت که نیاز به یک همراه دارن نه برای اینکه ضعیفن نه برای اینکه ممکنه تو اجتماع آسیب ببینن. اما بخش دوم. اولا الان خیلی از کارخانه ها یا کل نیروی کاریشون خانم هستن یا بخش اعظمشون (البته نه مشاغل سخت) پس اینکه گفتید خانم ها نمیتونن تو کارخانه ها کار کنن کلا ردِ. دوما به قول دوستمون شما اگر میتونید خودتون رو نشون بدید! با اگر، اما و از این جور حرفها که چیزی درست نمیشه. الان که فضای علمی کاملا باز و مشکلی وجود نداره از این نظر و خب بهترین بستر هم برای شکوفایی همین فضای علمی! به نظر منم این جور گله کردن یکمی بی فایدست!
Miss_shaqayeq
Miss_shaqayeq
٩٥/٠٦/٠٩
١
٠
اول می خواستم بگم خیلی ممنون از نظر لطفتون.در مورد نوشته،ببینید من میتونستم از منظر منطق وارد شم و یک مطلب خشک و مستند با ارائه ی آمار و ارقام بنویسم،ولی من ترجیح دادم همین موضوع رو در قالب یک دلنوشته ی احساسی مطرح کنم و به خاطر همین احساسی بودن از اغراق استفاده کردم،چون بنظرم دلنوشته ها پتانسیل بزرگ نمایی رو دارن،حتی پاراگراف آخر هم معنیش این نیست که من واااقعا تسلیم شرایطم هستم و نمیتونم پیشرفت کنم.فقط قالب نوشته ام و فضایی که ایجاد کردم ایجاب میکرد اینجوری تمومش کنم،تا اون حس ناراحتی نویسنده از تبعیض هایی که اتفاق میفته بهتر منتقل بشه.یعنی عملا هدف من طرح یک مسئله در قالب دلنوشته بود نه گلایه کردن...تووی پاراگراف پنجمم با اون سوالات خواستم با بزرگ نمایی بگم که تنها چیزی که امنیت زن رو توو جامعه تهدید میکنه جنس مرده...خب مسلما قبول دارم که یه آدم دیوونه که ممکنه یهو جایی آسیبی به کسی بزنه دیگه مرد و زن نداره،ولی توو شرایط عادی اگر هر مردی توو کوچه خیابون محل کار به خانم ها احترام بذاره،از نگاه گرفته تا تیکه ها و رفتار ها و...قطعا شرایط خیلی بهتر میشه.درباره اون دزدی و چیزایی که گفتم هم،فقط هدفم این بود که بگم همونطور که هیچکس مسروق و مقتول رو شریک جرم دزد و قاتل نمیدونه،کاش در مورد خانم هام همین طوری بود.شاید شما برخورد نکرده باشید ولی واقعا وقتی یه دختری بخواد بره کلانتری بخاطر مزاحمت شکایت کنه اول چهار تا حرف بار خودش میکنن...اول بررسی میکنن ببینن آیا پوشش جوری بوده که مستحق این مزاحمت باشه یا نه.توو فرهنگ عامه هم اگر دختری بگه مزاحمم شده بودن تقریبا همه گوشه ذهنشون درصدی تقصیر براش قائل میشن.خب این خیلی بی انصافیه،اینکه طرز پوشش یک زن برای مردها جواز مزاحمت صادر کنه و قانون هم اون برخورد لازم رو نکنه و زن رو هم مقصر بدونه.ولی نحوه ی برخورد قانون و جامعه همیشه جوری بوده که خیلی از خانم ها ترجیح میدن سکوت کنن،ندیده بگیرن و رد شن...در مورد کار هم،باز من نگفتم زن ها نمیتونن،خیلی ها هستن که توو این محیط ها کار میکنن،ولی با تحمل و ندیده گرفتن خیلی از رفتارها و مسائل،معمولا آقایون دلشون نمیخواد خانمشون یا دخترشون تووی فضاهایی مثل کارخونه و شرکت کار کنن.دلیلشم میگن چون محیط مردونست.منتهی این ظاهر جملست،مگه وقتی محیط مردونه باشه چی میشه؟جواب این سوال همون چیزیه همه ی آقایون خودشون میدونن و من دارم ازش حرف می زنم...و اسمشو میذارم عدم محترم شمرده شدن جنسیت زن،یا جنسیت محوری،یا اینکه توو کشور ما تفکر غالب اینه که اگه یه جایی یه خانوم باشه حتما باید اتفاق خاصی بیفته یا باید رفتار خاصی باهاش بکنن و نمیتونن از خیر جنسیت طرف بگذرن و به اونم به چشم یکی مثل بقیه نگاه کنن!
Miss_shaqayeq
Miss_shaqayeq
٩٥/٠٦/٠٩
١
٠
فایده ی اینجور نوشته هام اینه که ممکنه یک در میلیون یکی یه تلنگری بخوره و دفعه ی بعدی که خواست مثلا یه فحش ناموسی بده،یا توو تاکسی انقد راحت بشینه که خانوم بغل دستیش احساس ناراحتی کنه،یا وقتی میبینه کارمندش یا مستاجرش یه خانوم تنهاست به چشم یه موجود بی صاحب و بی کس و کار که بهره کشی ازش مباحه و گاها حتی ثواب داره(!) بهش نگاه کنه ،این بار به چشم تضییع حق اجتماعی اون خانوم به قضیه نگاه کنه شاید از رفتار زشتش صرف نظر کنه و برای اولین بار به این فکر بیفته که یه زن تنهام فارغ از اسم پدر و شوهرش انسانه و باید حرمتشو نگه داشت.بهرحال هیچ تحولی یک شبه نبوده و همیشه هم ادبیات نقش موثری توو تغییرات داشته.مثل تغیبرات مثبتی که تووی این زمینه از گذشته تا امروز با یه سرعت آهسته به وجود اومده.
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥
چند کلمه با عادل فردوسی پور که دیگر عادل نیست

ناعادل!

٩٥/٠٩/١٦
خواب عجیبی بود...

تجربه مرگ در خواب

٩٥/٠٩/٢٠
به دنبال یک مامن

اعتراف

٩٥/٠٩/١٨