نه از صورت مساله می‌ترسم نه از جوابش. من ترسم از خودم است، که چرا نمی‌دانم. برای عذاب نکشیدن و رنج نکشیدن یک راحل واحد وجود دارد، آن هم دانستن است. من سهم زیادی از عذاب نسیبم می‌شود چون من نمی‌دانم.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
maryam
maryam
٩١/١٢/٠٧
٢
٠
بعله پرسيدن عيب نيست ندانستن عيب است
sahar.s
sahar.s
٩١/١٢/٠٧
١
٠
ایول اعتراف!
sahar.s
sahar.s
٩١/١٢/٠٧
١
٠
آفرین!
sahar.s
sahar.s
٩١/١٢/٠٧
١
٠
منم نمیدانم!
Eli-soltani
Eli-soltani
٩١/١٢/٠٧
٢
٠
خدایا مردم از اینکه اینقدر فهمیدم و به روی خودم نیاوردم یه کم نفهمی عطایم کن ...
sahar.s
sahar.s
٩١/١٢/٠٧
١
٠
هِعیییی زندگی!
maryam
maryam
٩١/١٢/٠٧
١
٠
هاي...!
sahar.s
sahar.s
٩١/١٢/٠٧
٠
٠
شما خوبی؟ :)))))
sahar.s
sahar.s
٩١/١٢/٠٧
١
٠
اول اول ! خخخخخخ
maryam
maryam
٩١/١٢/٠٧
١
٠
سحر رفتي زير بارون سيمات بهم ريخته ها خخخخخخخخخخ
taba_sa
taba_sa
٩١/١٢/٠٧
٠
٠
سحر!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! نیتتو خالص کن..... از آقامون یاد بگیر....... :))))))) همون شووَرم منظورمه...... الان فهمیدی؟؟؟؟؟ همسرم....... :)))))))))))))))
maryam
maryam
٩١/١٢/٠٧
١
٠
يني ميخواي بگي شوهر داري....!!!هههعي روزگار خخخخ
D_masoud74
D_masoud74
٩١/١٢/٠٧
٠
٠
باز مطالب سنگین گذاشتین تو سایت نفهمیدیم
b_khosro
b_khosro
٩١/١٢/٠٧
١
٠
100 در 100
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩١/١٢/٠٧
١
٠
اینجا مگه تخته سیاهه؟؟؟متن جالبی بود!ممنون
raaahil.m
raaahil.m
٩١/١٢/٠٧
١
٠
من که میگم نمیدانم بهم میخندن آقااااااااااا!
raaahil.m
raaahil.m
٩١/١٢/٠٧
٠
٠
من که میگم نمیدانم بهم میخندن آقااااااااااا!
raaahil.m
raaahil.m
٩١/١٢/٠٧
٠
٠
من که میگم نمیدانم بهم میخندن آقااااااااااا!
علیرضا
علیرضا
٩١/١٢/٠٧
٠
٠
نمیدانم ! نمیدانم! چی بنویسم...
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١٢/٠٧
١
٠
نمی دونم!این چیزیه که خیلیا خجالت می کشن بگن!
taba_sa
taba_sa
٩١/١٢/٠٧
١
٠
نمی دونم.... نمی دونم..... خب نمیدونم دیگه..... :)))))
اسمانه
اسمانه
٩١/١٢/٠٧
١
٠
خجالت نمی کشم بگویم نمی دانم /نمیدانم....در دنیایی که ندانسته هایش بیش از دانسته هایش است...
mo_so
mo_so
٩١/١٢/٠٧
١
٠
می دانم که نمی دانم
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/١٢/٠٨
٠
٠
بله واقعا هرچی میکشیم اول از ندونستن خودمونه.......
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٧/١٨
٠
٠
سلام ... ما هم ندانسته نوشتيم
پربازدیدتریـــن ها
مثل دختر انار

آرايش غليظ

٩٦/٠٥/٢٦
به کی جز خدا پناه می بری؟

جهل چه آهسته می آید

٩٦/٠٥/٢٦
ماجرای اولین باری که به استخر رفتم

توافق ذهنی مشترک بچه های جنوب شهر / قسمت اول

٩٦/٠٥/٢٥
این روزها همه چیز به تو مربوط است

نامه هایی به همسرم / نامه چهارم

٩٦/٠٥/٢٣
یکی باید بیاید

ویرانه دل ماست

٩٦/٠٥/٢٤
تو مکمل منی

بوسه های نگفته

٩٦/٠٥/٢٣
شعری سروده خودم

چقدر حرف زدم!

٩٦/٠٥/٢٦
فنجان چای

ایهام

٩٦/٠٥/٢٨
عمریست برایت می نویسم

گمنام خاص

٩٦/٠٥/٢٣
شعری سروده خودم

معنی فاصله این نیست که از آنِ همیم

٩٦/٠٥/٢٤
نمی دانم باید خوشحال باشم یا ناراحت؟

توحش ناشی از بی‌ پولی

٩٦/٠٥/٢٩
کوچه تان خالی از آن ها مباد!

معصوم نیوز

٩٦/٠٥/٢٨
تو دلت چه می خواهد؟

تاوان دلتنگی

٩٦/٠٥/٢٤
حس خوب شعر

شاعرانه ها

٩٦/٠٥/٢٥
همین برایم کافیست

نشانه عاشقی

٩٦/٠٥/٢٨
ذهن من پر شده است از دیگران

خودم چی پس؟

٩٦/٠٥/٢٣
خرده شیشه دارند

ارتباط دوستی و آینه های قدی

٩٦/٠٥/٢٦
راس ساعت 8

تردید

٩٦/٠٥/٢٤
چند خطی برای امام مهربانی ها

تو هدیه امام خوبم هستی!

٩٦/٠٥/٢٥
نمی‌دانم مرا چه شده است؟

آگه بخوان...

٩٦/٠٥/٢٥
تبلیغات