چشمانت معما شد!
شعر

چشمانت معما شد!

نویسنده : مسعود بهاری

تو تابستان آبادان و من طوفان «حیران»ام

تو حالت پیش من «خرداد» و من پیش تو «آبان»ام...

تو... لب‌های تو خرما و لب من چای آویشن

عسل می‌ریزد از لبخندهایت توی فنجانم...

بلوطی پیر بودم، بچه ایلام و کرمانشاه

خیالت مثل رود آرام برد آنسوی مهران ام...

گلویم مثل نی مجروح بود از رنج چوپانی

تو ضربی می‌گرفتی تا که چوپان را برقصانم

صدایت دستگاه شور بود از گوشه‌ی دشتی

من از این دشتِ آهو خیز، یک عمر است می‌خوانم

به ابرویت خَمی افتاد... چشمانت معما شد!

برای پاسخ این تِست، من هر بار می‌مانم...

نمی‌دانستم از این پیش‌تر حرف دل خود را

سواد آموز چشمانِ تو هستم، هر چه می‌دانم...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
naeeme-chakeri
naeeme-chakeri
٩٥/٠٦/٠٩
٠
٠
مفهوم و تشبیه ها و عبارت های جدید تو شعرتون فوق العاده بودن....واقعا عااااالی و لذت بخش=)))) البته به نظرم یه مقدار اشکال وزنی داره شعرتون که حالا دوستان دیگه بهتر میتونن در این باره نظر بدن:) بسیار لذت بردم و ممنون:)))
مسعود بهاری
مسعود بهاری
٩٥/٠٦/١٠
٠
٠
خیالتان بابت وزن تخت باشد... ممنون که با وجود اینکه وزن شعرم را اشکال دار (یا لااقل مشکل) می دانستید، باز هم نظر مثبتی گذاشتید.
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/١٠
٠
٠
نه وزن ایراد نداش نعیمه:)
naeeme-chakeri
naeeme-chakeri
٩٥/٠٦/١٠
٠
٠
خب پس باید تو خوندنم یه تجدید نظری داشته باشم:))
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٦/٠٩
٠
٠
حاضرم این جمله را مشق دبستان ها کنم هرکسی که شاعر چشمش نشد بد باخته ... خیلی خوب شاعرانگی هاتون مستدام :)
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٦/٠٩
٠
٠
حاضرم این جمله را مشق دبستان ها کنم هرکسی که شاعر چشمش نشد بد باخته ... خیلی خوب شاعرانگی هاتون مستدام :)
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٦/٠٩
٠
٠
به شدت جالب و خوب بود.در ضمن یاد آهنگ«جنگ زده» از محسن چاووشی هم افتادم.
maede_sadati
maede_sadati
٩٥/٠٦/٠٩
٠
٠
...ﺧﯿﺎﻟﺖ ﻣﺜﻞ رودآرامﺑﺮد آﻧﺴﻮيﻣﻬﺮان ام:) از اون دسته شعرایی بود که آدم میخونه رو لبش لبخند میاد...!! واقعآ زیبا بود!!
مسعود بهاری
مسعود بهاری
٩٥/٠٦/١٠
٠
٠
ناخودآگاه متمایل به طنزم. ولی راستش را بخواهید در هر تشبیهی یک طنزی نهفته. اصلا شعر، شوخی با واقعیته. یک جاهایی این شوخی خوب جا می افتد و آدم خنده اش می گیرد...
b_noori
b_noori
٩٥/٠٦/١٠
٠
٠
ممنون به خاطر قرار دادن این همه تعابیر زیبا و منثور کردنشون؛ از خوندش لذت بردم؛ قلمتون مستدام آقای بهاری.
مسعود بهاری
مسعود بهاری
٩٥/٠٦/١٠
٠
٠
تشکرتون برام ارزشمند بود. امیدوارم به اندازه قدرت مفهوم پردازیمون، قدرت عمل کردن و زندگی کردن هم داشته باشیم.
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٦/١٠
٠
٠
سلآم؛ خیلی هم زیبا...از خوندنش لذت بردیم...قلمتآن مستدآم :)
مسعود بهاری
مسعود بهاری
٩٥/٠٦/١٠
٠
٠
لطف شماست. مقبول اهل ذوق شدن، ذوقِ دیگری است...
لیلی
لیلی
٩٥/٠٦/١٠
١
١
خیلی خوب و عالی بود. تشکر
لیلی
لیلی
٩٥/٠٦/١٠
١
١
به ابرویت خمی افتاد چشمانت معما شد(بهترین مصرع شعر)
مسعود بهاری
مسعود بهاری
٩٥/٠٦/١٠
٠
٠
راست می گویید. راستش، مدل آن مصرع با بقیه اصلا فرق دارد. آن یک مصرع انگار فاضل نظری طور می شود، و خب، نتوانسته هم ادامه پیدا کند. ممنون.
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/١٠
٠
٠
عالی بود:) و همچین سامان:) سالم باشید و بسرایید و لذت ببریم:)
مسعود بهاری
مسعود بهاری
٩٥/٠٦/١٠
٠
٠
از حضورتون ممنون و از توجهتون و دعاتون.
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٦/١١
٠
٠
تو حالت پیش من «خرداد» و من پیش تو «آبان»ام... حالش خرداده ینی چطوریه ؟
مسعود بهاری
مسعود بهاری
٩٥/٠٦/١٢
٠
٠
خب، خرداد از ماه های بهاره... آبانم پاییزه... یعنی من با تو کمی از سردی در میام... تو هم کمی از گرمای تابستانیت کاسته میشه... یه همچین چیزی مثلا...خخ
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥