تکرار روزهای تکراری

تکرار روزهای تکراری

نویسنده : h_rezazade

هر روز صبح تقریبا ساعت 7 از خواب پا می‌شوم و دوش می‌گیرم و شروع به حاضر شدن می‌کنم. ساعت 9 باید سر کار باشم، تقریبا 8 از خانه می‌زنم بیرون دو مسیر را طی می‌کنم، یک مسیر با اتوبوس و یک مسیر با مترو.

اوایل این مسیر خانه تا محل کار خیلی برایم خسته کننده و تکراری بود تا این‌که تصمیم گرفتم در راه دنبال سوژه و اتفاقات جالب باشم و بنویسم. پیدا کردن سوژه آن هم اول صبح واقعا جالب بود، اصلا فکر نمی‌کردم این کار آن‌قدر جذاب باشد.

شما هم می‌توانید دنبال کنید، نوشته بعدی من اولین سوژه راه هر روزم خواهد بود.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٦/٠٨
١
٠
خیلی هم خوب ... منتظر نوشته هاتون میمونیم :)
b_noori
b_noori
٩٥/٠٦/٠٨
٠
٠
ایده ی بسیار خوبیه، منم بعضی وقتا این کارو انجام میدم، البته نه برای نوشتن برای سرگرمی. به آدما بی تفاوت نگاه نمی کنم، وقتی مثلا یه مادر و پسر بچه رو میبینم تو ذهنم براش داستان میسازم، اینکه الان کجا بودن و چه مساله ای براشون پیش اومده و الان مثلا دارن میرن برای دیدن دوست پسر بچه که بی احتیاطی کرده و از پله ها سر خورده و پاش شکسته و... الی آخر. اینقدر داستان سازی می کنم که اصلا متوجه نمی شم کی میرسم به مقصد! :)
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٦/٠٨
٠
٠
کار خوبیه منتها به نظرم بهتر بود همین مطلب رو با اولین سوژه تون شروع میکردید چون این الان واقعا یک چیزیش کم به عنوان یک مطلب!
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٦/٠٩
٠
٠
سلآم؛ شروع نوشتتون همچین کسالت بار بود که گفتم توی این دو خط به چیز خاصی نمیرسین :) به نظر منم بهتر بود این مقدمه میشد پست بعدیتونم در ادامش میاوردین :) به هر جهت منتظر نوشته هاتون هستیم... قلمتون مستدآم :)
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٦/٠٩
٠
٠
ورودتون رو هم به جمع جیمی ها تبریک میگم...امیدوارم اوقات خوشی رو اینجا سپری کنین :)))
admincheh
admincheh
٩٥/٠٦/٠٩
٠
٠
پیشنهاد می کنم گاهی ساختار شکنی کنید و مسیرتون رو تغییر بدین این جوری خیلی بهتره:) منتظر هستیم:)
h_rezazade
h_rezazade
٩٥/٠٦/١٠
٠
٠
سلام دوستان من دوتاسوژه اول هم نوشتم اما هنوز جیم عکس العملی نشون نداده من به پیشنهاد مادرم شروع به نوشتن کردم کاملا اتفاقی از این موضوع شروع کردم فکر نمیکردم مورد قبول واقع شه باز هم از نظراتتون ممنون .امیدوارم تواین راه موفق شم با کمک انتقادات وپیشنهادات شما
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٦/١٠
٠
٠
سلام. چه عکس العملی منظورتون هست؟ مطلبتون منتشر شده دیگه
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠