با ششمین دوره آدمک‌های احساساتی همراه باشید
بازگشت فراموش شدگان

با ششمین دوره آدمک‌های احساساتی همراه باشید

نویسنده : سایت جیم

آدمک‌های احساساتی بعد تقریبا دوسال و نیم فراموشی مجددا بازگشتند؛ با همان قوانین قبلی ولی جوایز جدید! 

اگر عمر جیمی‌تان از دوسال و چهارماه بیشتر باشد یحتمل با این مسابقه آشنا هستید. آدمک‌هایی با نام دانبو (danbo) که در شرایط و حس‌های مختلف توسط یکی از کاربران در یک پست گردآوری می‌شدند و شرکت کنندگان می‌بایست در مورد آن‌ها دست به قلم می‌شدند و فسفر می‌سوزاندند. حال بعد ازمدت‌ها مجددا سراغ این مسابقه رفتیم. 

اما قوانین این مسابقه:

1- هر شرکت کننده فقط می‌تواند در مورد سه عکس دل‌نوشت بنویسد و اگر ‌دلنوشت‌های بیشتری بنویسد، بررسی نمی‌شود.

2- هر دل‌نوشت حداکثر باید 30 کلمه باشد، 30 کلمه با فونت 14 فارسی حدود یک خط و نیم در نرم افزار word  می‌شود. لطفا زیادی ننویسید چون بررسی نمی‌شود.

3- مبنای تصمیم‌گیری در درجه اول مرتبط بودن نوشته با عکس مورد نظر است و دوم زیبا بودن متن و سوم این‌که متن کپی نباشد و خودتان نوشته باشید.

4- لطفا قبل از شروع به نوشتن مشخص کنید برای کدام تصویر می‌خواهید دل‌نوشت بنویسید. دل نوشته هایتان را در قالب نظر زیر همین پست ارسال کنید.

5- مهلت مسابقه تا انتهای روز شنبه 6 شهریورماه خواهد بود.

++ و از هر چه بگذریم سخن جایزه خوش‌تر است! این دوره از مسابقه؛ دو برنده خواهد داشت که به نفر اول و دوم کتاب نفیسی اهدا خواهد شد.

++ داشت یادم می‌رفت بگویم؛ داور این دوره از مسابقه، الهام یوسفی، نویسنده و دبیر سرویس سبک زندگی جیم هستند.

از همین الان می‌توانید در مسابقه شرکت کنید

1

---

2

---

3

---

4

---

5

---

6

---

7

---

8

---

9

---

10

---

11

---

12

---

13

---

14

---

15

---

16

---

17

---

18

---

19

---

20

---

21

---

22

---

23

---

24

---

25

---

26

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٦/٠٢
٢
٠
یادش بخیر خخخ
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٦/٠٢
٢
٠
چندتا سوال دارم:۱- من فقط گوشی دارم با گوشی هم فونت ۱۴ فارسی تشخیص داده نمیشه چیکار کنم؟ ۲- شاید من خواستم از یه بیت شعر حافظ استفاده کنم ۳- مهلتش خیلی کمه ۴- لطفا مثل مسابقه قبلی نباشه که قوانین یه چیز بود، کاربران یه چیز دیگه ارسال کردن و رای ها هم بر اساس یه چیز دیگه داده شد.
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٦/٠٢
٢
٠
1. خوب متنتو بنویس ما چک می کنیم بهت میگیم 2. ما می خوایم ذهن خودتون تراوش کنه. حافظ قبلا تراوشاش رو کرد 3. مهلتش رو یحتمل تمدید می کنیم
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٦/٠٢
٢
٠
سپاسگزارم ادمینِ من خخخ
لیلی
لیلی
٩٥/٠٦/٠٢
٢
٠
جملات را به کجا باید ارسال کرد؟
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٦/٠٢
٢
٠
همینجا بخش نظرات
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/٠٢
٢
٠
امید به بردن که امید واهیه:) ولی سعی خودمو میکنم:)
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٦/٠٢
٢
٠
اگه قراره به صورت نظر همینجا ارسال کنیم، فلسفه ی اون فایل ورد و سایز و فونتش چیه؟ :))
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٦/٠٢
٢
٠
خواستیم آموزش بدیم که چجوری بفهمن تعداد کلماتشون 30 تا هست
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٦/٠٢
٢
٠
خخخخخ / اون پایین هم میزنه تعداد کلماتو :))
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٦/٠٣
٢
٠
به به خیلی هم عالی :))
mohamadreza.amani
mohamadreza.amani
٩٥/٠٦/٠٣
٢
٠
شماره 25. ای بمیری فاطی با این شرط گذاشتن ات برای اثبات عشق. فاطی شاید تو هیچ وقت نفهمی دوئل با دست خالی یعنی چی؟
محمدصنعتیـ
محمدصنعتیـ
٩٥/٠٦/٠٣
٢
٠
:/ قشنگ بود :/
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٦/٠٣
٢
٠
نگاهتون خوب بود خخخخخ
مسعود بهاری
مسعود بهاری
٩٥/٠٦/٠٣
٢
٠
تصویر شماره 4: آهنگ ها توی کله اش تاب می خوردند، شادی ها، شربت ها، حتی آدم ها داشتند آنجا می خندیدند و با هم خوب بودند... باید فقط پا می جنباند و می رقصید... باید همراه می شد تصویر شماره 5: دیدم زندگی تمام شده و من هنوز در نیامده ام. فقط از سوراخ های جعبه بیرون را نگاه کرده ام و بعد پا کوبیده ام و در را باز کرده ام و دیگر فقط نگاه... تو هم فقط از جعبه ات در بیا و نگاهم کن. لااقل نگاهم کن... تصویر شماره 6: ساعت چسبیده بود به دستم.کشیدمش جدا نشد. با دندانم چسبیدمش و ...آی! دیدم دردم می آید... دیدم ساعت انگار رفته توی پوستم...دیدم انگار ریشه دوانده. عددها رگهایم بودند و ثانیه شمار را قلبم تکان می داد...
لیلی
لیلی
٩٥/٠٦/٠٤
١
٠
دل نوشت عکس6 خوب بود:)
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٦/٠٣
٢
٠
شماره ۴: آخ جونمی جون مرتضی داره میاد هورااااا _شماره۲۲: ها؟ چیه؟ نیگا دَرَه؟ دَرُم رادیو پاتوق گِش مُتُم.
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٦/٠٣
٢
٠
حیف مو تو ای مسابقه نقشی ندروم و الا 20 امتیاز مثبت با سه چراغ روشن بهت میدادم خخخخ
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٦/٠٣
٢
٠
خخخ
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٦/٠٣
٢
٠
و اما سومی شماره ۱۱: دکتر بهم گفته برو جلوی آفتابِ برجام واستا تا خوب بشی، آخه صد تا خاصیت داره.
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٦/٠٤
٢
٠
اینهام شوخیه: شماره۱۷: مگه من صد بار بهتان نگفتم که کتابهای « پنیر تو را من جا به جا کردم» و « چه کسی پنیر من را جا به جا کرد؟» را نخونید؟ اینم عاقبتتون:'( .
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٦/٠٤
٢
٠
اینهام شوخیه شماره۱۴: مَیوم بُرُم سبزوار/ ای خدا بارون ببار / رِز ببار شُو ببار.
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٦/٠٣
٢
٠
تو جیم نویسنده بااحساس زیاده . منک متنام نیم دهم بعضی از عضوهای سایت جیم جالب نیس خجالت میکشم چیزی بنویسم:(
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٦/٠٤
٢
٠
هیچ وقت هیچ وقت اعتماد به نفستونو از دست ندید
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٦/٠٣
٢
٠
دوستان تعارف رو بذارن کنار و بنویسید آنچه را در چنته دارند
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٦/٠٣
٢
٠
تصویر شماره 1: با رنگ های امیخته به عشق رویای خودرا بر تابلوی امیدم رنگ میزنم.رویای من قدم زدن با تو در سبزه زار زنندگیست . پس با من باش حتی در نقاشی حتی در رویا تصویر شماره 5:در کنار تو میشود با خوردن کمی شکلات هم شاد شد . میشود از فکرو غم فراری شد . دوست من شکلات حتی تلخ تلخش با توشیرین است . تصویر شماره 25:برای تو حتی میتوانم جلوی کوه قاف بایستم چه برسد به این موجود دوپا . فقط باش تا بابودنت امید درقلب من زنده باشد.
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/٠٣
٢
٠
اوه چقد همتون ادبی نوشتین
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٦/٠٤
٢
٠
شما به جاش غیرادبی بنویسین؛ به تعادل برسه. مثلا شعر :)))
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٦/٠٣
٢
٠
این موارد هم جزء مسابقه نیست: شماره ۱: از وقتی که رفتی فقط تنهایی مونده/ من از همه کس بی کس و بی یاور و بی یار ترم من. شماره۲: آی الهی شکرت که از دست غذای سلف راحت شُدُم. شماره۳: گفته که میاد، یعنی میاد؟ . شماره ۴: آفتاب سر کوه نور افشونه، سماور جوشه/یارم تنگ طلا دوش گرفته، غمزه می‌فروشه/یه دونه انار دو دونه انار، سیصد دونه مروارید/می‌شکنی گل، می‌پاشی گل، ... قوچانی ….......
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٦/٠٣
٣
٠
اینهام جزو مسابقه نیست: شماره ۲۶: رفتی و آسمان به حرف آمد/ تو نبودی چقدر برف آمد. شماره۲۵: یا من تو را کُشم و یا تو هم مرا/ این قصه سر دراز دارد. شماره۲۴: حالا دو بنده ی آبی با حریف سر شاخ میشه، تو یه چشم بهم زدن شمشیر رو فرو میکنه تو چشم حریف، حریف دردش میگیره و میگه آخ. شماره۲۳: +نَنِیه ای چیَه؟ - شکلاتِ داغَ + پس بری چی روش نوشتَه nutella ?
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٦/٠٤
٢
٠
مرتضی پیشنهادم جدیه. همه اینارو یه مجموعه میکردی و مثلا چاپ می کردی
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٦/٠٤
٣
٠
امروز حین گفتن این جمله ها خوابم برد بعد هم که بیدار شدم دیگه حوصله شونو نداشتم:-) ولی مجموعه کردن و چاپ کردن به من نمیاد ممنون بابت پیشنهادت:-)
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٦/٠٤
٢
٠
اینهام شوخیه: شماره۲۱: قان قان قان قان قااااااااااااان. شماره۱۹: تف به این دور کاری ها، داشتیم زندگیمونو می کردیما. شماره ۱۸: تبلیغات سونی وسط مسابقه!!! استغفرالله.
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٦/٠٤
٢
٠
اینهام شوخیه، شماره۱۳: خورشید هر صبح غروب می‌کند/و غروب تر هر صبح/و ما عینک‌هامان را برداشته‌ایم وُ /با چراغ دنبال چیزی می‌گردیم/آبادان شهری بی‌نشانه می شود/وَ شهری سردسیر هم‌چون ولایات اسکاندیناوی/و ما بچه‌ی ناف سیاره‌ای دیگر/جایی دیگر خواهیم بود/ بالاتر از تمام لاف‌هایی که به ناف‌مان بسته‌اند/وَ عینی‌تر/مثل خواب صبح ِ بعد از نماز وُ/شب ِ اول ِ بعد از خواب/ شاعر محمدرضا جعفری
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٦/٠٤
٢
٠
اینهام شوخیه، شماره۱۲: عشق رو فقط میشه لای کتابها پیدا کرد.شماره۱۰: ایوان کوچیکه: این منم، اینم بابامه، مامانم؟ ما رو ول کرد و رفت، بهش بگید برگرده... شماره۹: سه شنبه ها، روز بدون خودرو. شماره۵: پیشی بیا منو بخور
لیلی
لیلی
٩٥/٠٦/٠٤
٢
٠
کلا شوخیه، زیاد جدی نگیرید خخخ
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٦/٠٥
٢
٠
چقدر جالب بود:)
مریم سادات
مریم سادات
٩٥/٠٦/٠٣
٢
٠
25:تو همان شوالیه باز شمیشر به دست دوران کودکی ام هستی که با تمام احساساتت به من درس جنگیدن با نرسیدن هایمان به یکدیگر را می دادی...
مریم سادات
مریم سادات
٩٥/٠٦/٠٣
٢
٠
برای 24 نوشته شده نه 25*اشتباه شد
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٥/٠٦/٠٣
٣
٠
20- دانبو: اگه امروز آخرین روز عمرت باشه، چیکار میکنی؟ ... سگ: همون کاری که تا امروز میکردم ... دانبو: یعنی نمیخوای طوری زندگی کنی که همیشه آرزوشو داشتی؟ ... سگ: همیشه طوری زندگی کردم که اگه روز مرگم به گذشته نگاه کردم، پشیمون نباشم.
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٦/٠٤
٤
٠
ولی به سگه نمیخوره که اینطوری زندگی کرده باشه ها:))
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٥/٠٦/٠٤
١
٠
چرا اتفاقا ... یکم دقت کن :)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٥/٠٦/٠٣
٣
٠
21- دانبوه: از اینکه سوار ماشینت شدم خوشحالی؟ ... دانبو: آره، خیلی ... دانبوه: اگه یه روز برم سوار یه ماشین بهتر بشم چی؟ ... دانبو: بازم خوشحالم ، چون در اون لحظه به چیزی که خواستی رسیدی.
فائزه
فائزه
٩٥/٠٦/٠٤
٢
٠
:)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٥/٠٦/٠٤
١
٠
:))
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٥/٠٦/٠٣
٤
٠
14- افراد زیادی برای من پول میریزن ، اما عده کمی میدونن که من اصلا احتیاجی به این چیزا ندارم و فقط یک نفر هست که میدونه چرا من هر روز غروب توی این خیابون، گیتار میزنم.
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٥/٠٦/٠٣
٣
٠
20 | + تو به جرم مافیای استخوان بازداشتی! -من دیگه کاره ای نیستم،برید سراغ پسرم +حرف نباشه ،همه چیز تو کلانتری مشخص میشه -یواش تر سرباز،دستام شکست
فائزه
فائزه
٩٥/٠٦/٠٣
٣
٠
^________^
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٦/٠٤
٢
٠
من به این دلنوشته دو چراغ روشن و یک چراغ خاموش میدم
فائزه
فائزه
٩٥/٠٦/٠٤
١
٠
متشکرم
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٥/٠٦/٠٤
٢
٠
من به نمایندگی از هیات ژوری ، این نظر رو حذف میکنم ..... شما 2 دقیقه فرصت دارین تا مجددا نظر بدین .... :)
m_khaleghii
m_khaleghii
٩٥/٠٦/٠٣
٢
٠
2 دوئل نام فیلم نیست! خلاصه ی رفتار افکار من با احساسات من بود! ریگهای داغ شاهد حرکت با پای برهنه و مرگ بار فکر و احساس من در این بیغوله بودند بعد از این که رفتی اینگونه مردم! . 5 همه بخاطر موفقیتش بهش احترام میگذاشتند، موفقهای دیگری نیز بودند که به خود غره یا فوقالعاده هیجان زده شده بودند، فقط او بودکه برای دلسوزانش با احترام کلاه از سر برداشت. . 25 ریا؛ همه ی همه ی جستوجوی های من در دایره لغات،رفتار و نیات خودم و حتی دیگران به "ریا" ختم میشود، پنهان شدن در یک خود ثانوی ساده نیست برای همین هم آفرین! . . 2،5،25
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٦/٠٣
٢
٠
4-من؛تنها در گوشه‌ی خیابان،نبودنت را مینوازم و این مردمِ دیوانه،خیال کرده‌اند محتاجِ پول هستم؛غافل از اینکه نوای نبودنت را می‌نوازم تا به گوشت برسد به چه روزی افتاده‌ام در نبودَت!
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٦/٠٣
٢
٠
خیلی خوبه این
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٥/٠٦/٠٣
٤
٠
14 | شرط بسته بودم اگه سکه ها خط اومد دیگه برای نبودنت گیتار نزنم، میبینی مردم چه با دقت خم میشن و شیر میندازن؟
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٦/٠٤
٢
٠
خیلی خلاقانه بود زاویه دیدتون. خیلی خوشم اومد
فائزه
فائزه
٩٥/٠٦/٠٤
٢
٠
آفرین:)
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٥/٠٦/٠٣
٣
٠
6-روز به روز ساعت به ساعت دقیقه به دقیقه و ثانیه به ثانیه دارد از عمرم کاسته میشودو من در خیال لذت هایی که نبردم و هنوز به امید آنها زنده هستم مانده ام...
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٥/٠٦/٠٣
٣
٠
17-به هردوی آنها گفته بودم که عاشقی قبل از ازدواج دردیست بی دوا....حال من آزادم و آنها در دام بلا
فائزه
فائزه
٩٥/٠٦/٠٤
٢
٠
قشنگ بود:))
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٥/٠٦/٠٣
٢
٠
26(کاش میدانستی،وقتی که تو از باران لذت میبری من چتری از پاره تنم را روی سر تو نگه می دارم تا مبادا خیس شوی .)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٦/٠٣
٢
٠
برای شماره 13: نیستی و خنده هایم بی رمق شده اند، منم و بارانِ اشک و چتری که نیست... نیستی و دست هایم بیکارند، چشم هایم خالیست از هر دیدنی،بی دلیل چقدر زندگی؟؟
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٦/٠٣
٢
٠
برای شماره ی 11: گفته بودی وقتِ گلریزون ماه ، وقتی اولین ستاره خودشو تو دل آسمون جا کرد، تو با یه بغل خنده میای...من و ماه و ستاره بد قولی نکردیم کجایی؟
A_Emadi
A_Emadi
٩٥/٠٦/٠٣
٢
٠
17: اوخ اوخ اوخ! ... اینا رِه نِگا جانِ ما...هَم یَک جُو مغز تو هَمو کَلَه شان نِدِشتَن...خُب مِگِه شُما موشِن که آمَدِن سَروَقتِ ای پَنیرایِ تَلِه ها...مُو نِمِدِنوم اَصن مِگِه "دانبو" پِنیر موخورِه؟؟؟ :|
فائزه
فائزه
٩٥/٠٦/٠٤
١
٠
:|| :)))
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٦/٠٣
٢
٠
10. وقتی اونی که باید باشه نیست، آدم هرچقدر هم که دور و برش شلوغ باشه، دلش آروم نمیشه. اصلاً اگه دلت آروم نباشه، هیچی آروم نیست.
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٦/٠٣
٢
٠
ولی خب اینا یک دشواری داره که یا باید جمله عاشقانه و اینا واسشون گفت و یا هم از دوری و اینجور مسائل گفت. بیشتر سمت فاز غم میرن! الان دارم دنبال یک عکس به درد بخور واسه جمله فان میگردم اصلا جور در نمیاد :دی
n_dahji
n_dahji
٩٥/٠٦/٠٣
٢
٠
فقط عکس شماره 19 خنده بر لب دانبو نقش بسته /الباقی همه :(
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٥/٠٦/٠٣
٣
٠
18 | باهات اتمام حجت میکنم اگه من این بازیُ بردم که فَبَها نبردم میدمت دست حسین سی دی جات ایکس باکس میگیرما افتاااد؟
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٦/٠٤
٢
٠
یعنی مشخصه موقع بازی های کامپیوتری اعصاب مصاب ندارین :))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٦/٠٤
٣
٠
سلام:باتشکراززحمات دوستان مجری مسابقه وشرکت کنندگان: برای تصویر۱۴»»من ازهجران یارم مینوازم به چشمِ دیگران آمد نیازم شماره۲۰»» دانبو میگه: به سگ گفتا چنین غمگین چرایی /بگفتا زین همه آدم نمایی/ منم شرمنده ازخدمتْ به انسان/که وحشی ترشدازگرگِ بیابان/ چو دیدم اینهمه جُرم وجنایت/شدم پُرغصه چون کردم اطاعت/ سگان برتر ازآن آدم نماها/که گردن میزندهمنوعِ خود را/ (این چندبیت بادیدن تصاویربه ذهنم آمدنوشتم.ایرادات رانبینید)دلتون شاد
فائزه
فائزه
٩٥/٠٦/٠٤
١
٠
خیلی عالی بود!:)
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٦/٠٤
١
٠
جسارتا یه سوال از همه دوستان، دانبو یعنی چی؟
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٦/٠٤
١
٠
اسم این عروسک (آدمک) است! مثل عروسک باب اسفنجی! یا عروسک باربی و ...
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٦/٠٤
١
٠
ممنون:-)
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٦/٠٤
٢
٠
کاش میشد برای هر 25 عکس از بین بهترین دلنوشته ها یکی رو انتخاب می کردیم و در قالب pdf مثل یک کتاب جمع آوری میشد. هر صفحه یک عکس و دلنوشته زیرش به نام هر شخصی که گفته
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٦/٠٤
١
٠
من یه بار این کارو برای خودم انجام دادم...همه ی کامنتا رو با برنده ها برای هر عکس مشخص کردم...آخه هم عکسا باحالن هم نوشته بچه ها... اما فایلمو گم کردم :( از پیشنهاد شما حمایت میکنم جذاب میشه...امیدوارم یکی قبول زحمت کنه واین کارو انجام بده :) البته برای عین شیش دوره....خیلی از بچه های قدیمی هم که نیستن یادی ازشون میشه :)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٦/٠٤
٢
٠
کاش تان را عملی کنید خوشمان آمد:)
لیلی
لیلی
٩٥/٠٦/٠٤
١
٠
اگه بشه که عالی میشه:-)
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٦/٠٤
١
٠
پس من خودم انجام میدم. اگر هم دیدم خیلی استقبال شد؛ با یه ناشر هماهنگ می کنم چاپ کنیم
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٦/٠٤
١
٠
سلآم؛ به به من اینقدر اینارو دوس دارم که حد نداره :)))))))))
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٦/٠٤
١
٠
سلام جایی نمی شناسید اینارو بفروشن؟؟
لیلی
لیلی
٩٥/٠٦/٠٤
١
٠
سلام، اگه این عکسها و دل نوشته ها کتاب بشه، برای رده سنی کودکان و نوجوانان میتونه جالب و خوندنی به نظر برسه
لیلی
لیلی
٩٥/٠٦/٠٤
١
٠
عکس4:باید یکمی تمرین رقص کنم،حالا یه پا عقب،مواظب باش نباید تعادلت را بهم بزنی،اگه دستتو به نشانه تعظیم جمع کنی ،زیباتر دیده میشی عکس5:وای،اینجا چقدر رنگی رنگی و قشنگه،حتی جعبه هم میدونست چه دنیای خوشحالی در انتظار ماست عکس1:با این رنگ قرمز،قلم مو نقاشیم شبیه چوب کبریتی شده که میتونه ارزوها و حسرتهایم را ،خاکستر کنه
v-qavam
v-qavam
٩٥/٠٦/٠٤
٣
٠
4.با خیالت می رقصم، از غم نبودنت اشک می ریزم، با مرور خاطراتت می خوابم، به امید دیدنت بیدار می شوم، با یادت نفس می کشم...خودت کجایی؟ جای خالی ات خالیست.
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٦/٠٥
٢
٠
هم هر داستانی که مینویسی یه رقصی توش دره
v-qavam
v-qavam
٩٥/٠٦/٠٦
٠
٠
کدومو میگی؟ یادم نمیاد جان مجتبی خخخ
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٦/٠٦
٠
٠
الکی خواستم جو بدم خخخخ
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠٦/٠٤
٢
٠
1-ماهرترین نقاش شهر هم که باشم باز تصویر کردن چشمانت به چالشم میکشد.
فائزه
فائزه
٩٥/٠٦/٠٤
١
٠
:)
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠٦/٠٤
٣
٠
22-هرچقدر دورتر میشوی بیشتر میخزم داخل لاک هندزفری هایم! کجایی؟؟ گوشهایم کر شد...
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠٦/٠٤
٤
٠
8- چشمهایم را بگیر!بگذار اینبار با قلبم فقط ببینم انعکاس دنیا را،خسته ام از فوج این نگاه های منطقی...
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٥/٠٦/٠٤
١
٠
قشنگ بود
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٦/٠٤
٢
٠
2- خدایی باوروم نِمِره بعد هفت سال تونِستوم لیسانسومو بیگیروم!
فائزه
فائزه
٩٥/٠٦/٠٤
١
٠
ب سلامتی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٦/٠٤
١
١
دانبو روش خلاقانه و بسیار کارآمدی در سایت آمازون که مثل یک شخصیت واقعی ( از نظر رفتار و علاقه و احساس) و به صورتی شیک و خلاقانه و با نمک طراحی و ساخته شده و همیشه توسط طراحان سایت آمازون با ژست ها و حالت های مختلف ، عکس هایی ازش منتشر میشه. گاهی این عکس ها برای فعالیت های تکس گرافی یا همون عکس های متن دار مورد استفاده کاربران خوش ذوق قرار میگیره و در سایت ها و وبلاگ ها به صورت انبوه مورد استفاده قرار می گیره و این به نحوی تبلیغ نادانسته و غیر مستقیم برای آمازون محسوب میشه.
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٦/٠٥
١
٠
:-)
یه آدم
یه آدم
٩٥/٠٦/٠٤
٢
٠
7-بی تو دنیای من وارونه ست،خودم که هیچ،کلمات هم برعکس شده اند،در این دنیای بی تو عاشق را که برعکس کنی میشود قشاع،گنج میشود جنگ...
فائزه
فائزه
٩٥/٠٦/٠٤
١
٠
قشاع چیه؟
یه آدم
یه آدم
٩٥/٠٦/٠٤
١
٠
دردیست که انسان را مایوس میکند:))
فائزه
فائزه
٩٥/٠٦/٠٤
١
٠
عه پس چه خوب بود نوشته ات:)
m.babaee
m.babaee
٩٥/٠٦/٠٤
٢
٠
عکس 18 بازی زندگی سخت است حداقل اینجا میتوان قهرمان بود
دایناسور آبی
دایناسور آبی
٩٥/٠٦/٠٤
١
٠
19 : داوطلب اگر چه چندیست دست ازدروس کشیده/ اما به او بگویید کنکور ادامه دارد...
دایناسور آبی
دایناسور آبی
٩٥/٠٦/٠٤
٢
٠
8: همیشه یارو همراهت هستم؛ درروشنایی ها قلبت را لمس میکنم و در تاریکی ها، نه من نمیگذارم تاریکی ببینی...
دایناسور آبی
دایناسور آبی
٩٥/٠٦/٠٤
١
٠
25: بدون ترس از چیزی در دست مهربانی نسشته بودم. پرتاب شدم و به جایی برخورد کردم؛ زمین افتاده بودم؛ حالا میترسیدم؛ روبرویم فردی به مبارزه میخواندم. ان دست مهربان بود؟
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٦/٠٥
١
٠
11 . باز هم پاییز با مهر نرم نرمک دارد می رسد ... تو قصد مهربان شدن نداری ؟!
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٦/٠٥
٢
٠
26 . قدم میزنم و با خودم فکر میکنم ؛کاش همه مان مطمئن بودیم خدای طوفان قطعا خدای گنجشک کوچولو ها هم هست ...
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٦/٠٥
١
٠
8. هر چیز بی موقعش نابود کننده است حتی ؛ آمدنت ...
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/٠٥
١
٠
25:خب چغک! کجات بزنُم نمیری؟!!
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/٠٥
١
٠
13:آری هوا ابری است.نخند! چاره ی برق چشمانت عینک افتابی است!
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٦/٠٥
٣
١
شماره4: ببین یره کاری نِدِرِه! یه شونه ره بِدِه ای وری ؛ اون یکی شونه تو بده اونوری؛ بِده تو اون شیکم فنری؛ حالا بچرخون سریع سریع! دیدی کاری نِداشت!
الهام خانم
الهام خانم
٩٥/٠٦/٠٥
١
٠
3 :من وسکوت شب رفقای دیرینه ایم آغوشش مامن اشک های است که در انتظارت ریختم قسمش دادم داستان اشک هایم را برایت روایت نکند
Saeed_abbaszade
Saeed_abbaszade
٩٥/٠٦/٠٥
١
٠
شماره 1 : من و تو با همیم دست در دست چهره به چهره سینه به سینه این بار در یک بوم زیبا... شماره 1 (دوباره) : رنگهای من تو را میکشند بر بوم در حالی که من کنارت هستم آه این زیباست زیباست زیباست شماره 3 : تن من در این تاریکی اسیر تنهایی است تو دگر نیستی تو دگر نیستی و من بدون تو در دل شب سرگردانم
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٦/٠٥
١
٠
۱-رویای با تو بودن، در خواب که تعبیری نداشت؛کشاندمش بر روی بوم؛شاید افاقه کرد!
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٦/٠٥
٢
٠
دلنوشته هایی که بیش از 30 کلمه باشن حذف میشن ؟
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٦/٠٥
١
٠
نه. ولی داوری نخواهد شد و اگه خوب هم باشن جایزه ای بهشون تعلق نخواهد گرفت
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٦/٠٥
١
٠
1_ دوربین ها چشم دیدن تو را در کنار من نداشتند،غمی نیست، تو را از تمام عکس های دنیا خواهم برید،تو را در نقاشی هایم، تو را برای خودم خواهم کشید. 5_ سالها می گذرد و هنوز هم جعبه ی قلب من تو را مهربان در آغوش می فشارد، هنوز پشت همان پنجره ایستاده ای و هنوز برایم دست تکان می دهی. 13_ از روزی که مردم دنیا را از دیدن چشم هایت محروم کرده ای هفت سال می گذرد، باران نمی بارد و سیلوها تهی شده است. بی رحم نباش،عینکت را بردار. ( هر سه جمله دقیقا 30 کلمه ^_^ )
s_ghorbani
s_ghorbani
٩٥/٠٦/٠٥
٢
٠
26. نترس و راه بیافت ، حتی در باران هم یکی هست که از پشت هوایمان را دارد یکی شبیه خدا....
s_ghorbani
s_ghorbani
٩٥/٠٦/٠٥
١
٠
3. شب تاریک ، کوچه خلوت ، به چه می اندیشد آخرین آدم دنیا...
A_Emadi
A_Emadi
٩٥/٠٦/٠٥
٤
٠
11:.... آن سنگِ لگد خورده ی بی جان منم ای جان / زخمی ز همه خورده و دردش همه پنهان / بی خاصیت و بی رمق و بی دل و بی جا / بی خانه و جامانده در این کنجِ خیابان..
s_ghorbani
s_ghorbani
٩٥/٠٦/٠٥
٢
٠
1. بزرگ ترین حسرت نقاش : کاش تابلویم واقعی بود...
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٦/٠٦
٢
٠
22- نه نواختنم را عاشقانه دانستی ونه رفتارم را صادقانه ونه حتی خودم را لایق یک نگاه منصفانه، عشقی که 2هزار بیشتر نیارزد همان بهتر که خرج ترحم دیگران شود.
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٦/٠٦
١
٠
12- خالصانه تمام داشته هایم را فدای نگاه با محبتت میکنم باشد که سر فصل جدید کتاب زندگیمان با عشق رقم بخورد.
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٦/٠٦
١
٠
6- دیگر به هیچ بزرگی اعتقاد ندارم.گذر زمان نه چیزی را حل کرد و نه از غصه ی دوریم کم کرد. بلکه حجم دلتنگی هایم را هم بیشتر وبیشتر کرد.
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٦/٠٦
١
٠
آهان راستی حالا که دارین کار فرهنگی میکنین کتاب جایزه میدین.خسیس نباشین لطفا! 3 نفرش کنین خیرشو ببینین :)))))
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٦/٠٦
١
٠
یه چیز دیگه... بی زحمت از همون اولش شاعرا رو را ندین دیگه :( چون ما مجبور میشیم ماستامونو کیسه کنیم بریم پی کارمون :(( البته نه با این دلیل که ما بی احساسیم ،شاعرا زیادی احساساتی وکار درستن :((
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/٠٦
١
٠
من اعتراف میکنم فقط میتونم شعر بگم:دی تو گفتن جملات این مدلی اصلا موفق نبودن تاحالا:)
mamzi
mamzi
٩٥/٠٦/٠٦
٢
٠
22- می دونی چی می تونه منو از شنیدن یه آهنگ محسن چاوشی غافل کنه؟؟ خب معلومه، یه آهنگ دیگه از محسن چاوشی!
mamzi
mamzi
٩٥/٠٦/٠٦
١
٠
20- تو چرا دلت گرفته ؟ نکنه از وفای تو هم سواستفاده کردن؟ جالبه، پس جفتمون خر فرض شدیم!
mamzi
mamzi
٩٥/٠٦/٠٦
١
٠
25- تازه توی اون دنیا بود که فهمیدم واقعا کچل ها خوش شانس ترن و نباید باهاشون دوئل کرد.
v-qavam
v-qavam
٩٥/٠٦/٠٦
٣
٠
رفتنت من که هیچ؛ نظم جهان و زمان را به هم ریخته است.شب ها صبح نمی شوند پرندگان نمی خوانند زمان از حرکت ایستاده:ساعت به وقت رفتنت سه عصر
v-qavam
v-qavam
٩٥/٠٦/٠٦
٢
٠
عکس شماره 6
عین _ شین
عین _ شین
٩٥/٠٦/٠٦
١
٠
تصویر شماره 6 : تنهایی،تنها صداییه که میشه از لابلای تیک تیک ساعتی شنید، که یه روز همه آرزوت از رد شدن عقربه هاش،رد نشدن و نگذشتن از صدای تیک تیک قلبت بود
Saeed_abbaszade
Saeed_abbaszade
٩٥/٠٦/٠٦
١
٠
نظر من کجاست ادمین؟ من دیروز فرستادم ولی ثبت نشده فورا پیگیری کنین
عین _ شین
عین _ شین
٩٥/٠٦/٠٦
١
٠
تصویر شماره 18: بازی شروع میشه!میریم تشکی که کمیل مقابل حریف امریکاییش...2 امتیاز همین ابتدا...6....8...یه بارانداز دیگه...بعله....10 بر 0...تمام....خسته نباشی دلاور...خداقوت پهلوان
عین _ شین
عین _ شین
٩٥/٠٦/٠٦
١
٠
این متنمو برا تصویر شماره 25 هم میشه استفاده کرد.....خخخخ
Saeed_abbaszade
Saeed_abbaszade
٩٥/٠٦/٠٦
٣
٠
شماره 1 : رنگهای من میکشند تو را در حالی که من کنارت هستم ; آه این زیباست ; زیباست ; زیباست ; زیباست شماره 3 : تن من در این تاریکی اسیر تنهایی است ; بی تو سرگردانم در خیابانهای این شهر شماره 7 : ببین مرا که آیه وارونگی ام در این دنیای وارونه اشکالی دارد مگر؟ باری هم ما وارونه باشیم
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/٠٦
٢
٠
۸:رد پای بوسه هایت هر قدم روی دو چشمم عهد و پیمان با خدارا با قدم هایت شکستم فکر میکردند مردم من دلم روشن،ولی نه پلک بستم تا نبیند مادرم، پیشت نشستم
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/٠٦
١
٠
این شعر بود چرا این شکلی اومد؟:)// رد پای بوسه هایت هر قدم روی دو چشمم/ عهد و پیمان با خدارا با قدم هایت شکستم /فکر میکردند مردم من دلم روشن،ولی نه /پلک بستم تا نبیند مادرم، پیشت نشستم.. (لب کلام اینکه میخاد مامانش نفهمه:دی) دلم روشن هم همون روشندل هست ب معنای نابینا^__^
مریم بهزادی
مریم بهزادی
٩٥/٠٦/٠٦
١
٠
میتونستم مثل اولی( تصویر شماره یک ) برات یه نقاشی بکشم یا مثل هفتمی ( تصویر شماره هفت ) برات کله ملق بزنم , اصن میتونستم مثل چهارمی ( تصویر شماره 4 ) برات لزگی برقصم , ولی من میخوام بشم یازدهمی و وایسم همینجوری زل زل نگات کنم ....
ali-y
ali-y
٩٥/٠٦/٠٦
١
٠
سلام شماره یک :یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم//در میان لاله و گل آشیانی داشتم////...//آتشم بر جان ولی از شکوه لب خاموش بود//عشق را از اشک حسرت ترجمانی داشتم -- شماره 6: تازه فهمیدم برایم فیلم بازی می‌کنی//ساعت زیبا برایم صحنه‌سازی می‌کنی //// دست می‌اندازی مرا با چرخش بی‌وقفه‌ات//غصه‌های واقعی را هم مجازی می‌كنی...//// می‌روم روزی به خواب و زنگ تو بیهوده است//می‌روم...تو بعد من هم فیلم بازی می‌كنی شماره 26 :پدر جاری پدر نبض حیاتم //پدر آنکس که می بخشد ثباتم//// پدر ابری کزو نیکی ببارد //پدر بر روی چشمم جای دارد ////پدر بعد از خدا تنها پناهم// پدر دلگرمی من تکیه گاهم
عین _ شین
عین _ شین
٩٥/٠٦/٠٦
١
٠
تصویر شماره 26: میدونی دانبوچه!بزرگ که شدی اگه غصه دار شدی منتظر کسی نمون! به جاش یاد بگیر جوری"خودتو" بزرگ کنی که تو بزرگیات، فارغ از همه،فقط "خودت" خودتو آروم کنه!
v-qavam
v-qavam
٩٥/٠٦/٠٦
٢
٠
۱۹.پایان گفتگوهای مجازی مان می نویسی دوستت دارم و به خواب می روی.من اما تا صبح دوستت دارم را مشق می نویسم و هجی میکنم: د و س ت ت د ا ر م...
A_Emadi
A_Emadi
٩٥/٠٦/٠٦
٢
٠
۲۶:......... باران،تمامش عقده هاییست که بر دل آسمان مانده،،،،،بغض شکسته ای است که از گلوی ابر سرریز می شود..... وقتی بی خبر می آیی،بی محابا می گرید...........ناخودآگاه می گریم...
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٥/٠٦/٠٦
٢
٠
۸:.... -چشامو چرا می بندی؟.... +میخام آفتاب نیفته تو چشات،ضرر داره....-خب این چه کاریه،پشتمو میکنم به آفتاب!...+نه...تو آفتاب صورتت خوشگل تره....
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٥/٠٦/٠٦
٢
٠
۶: ....چَشمم از لبهایت عجز صحبتی است/ ور نباشد حاصلش بی طاقتی است/ طاقتم طاق و زمان باشد ز.......... م..........ا..........ن/ هر دقیقه بی تو بر من ساعتی است...
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٥/٠٦/٠٦
٢
٠
۱۹: ...خیلی سخته اینجوری:( ... وقتم داره تموم میشه.سایت جیمم گفته فقط 30 کلمه:/ ... آخه با 30 کلمه چجوری بنویسم که هم به عکس مربوط بشه هم به تو برسونم دوست دارم؟؟؟ :(
n_dahji
n_dahji
٩٥/٠٦/٠٦
١
٠
شماره 3: مامان گفت : خدا به تعداد ستاره ها ی اسمون دوستت داره , به اسمون نگاه کردم , هوا ابری , ستاره ها ناپدید و چراغها چشمک زن. شماره 7: من وارونه ام یا دنیا برعکس شده؟ عجیبه! شماره26:باباجون قرارمون چه زود یادت رفت! گفتم : خیس میشی زیر بارون , گفتی : بزرگ که شدی من پیر میشم تو چتر بگیر روی سرم , پس کجا رفتی؟بابا جون بارون خیسم کرده....
یاسین هستم «)
یاسین هستم «)
٩٥/٠٦/٠٦
١
٠
یک: نمی دانم چه شد. از وقتی که رفتی؛ فقط در نقاشی هایی که از تو می کشیدم، می توانستم دست گرمت را بگیرم.
N_sf
N_sf
٩٥/٠٦/٠٧
٠
٠
اگه دیر نشده باشه؛هفت: دنیا،وارونه اش زیباتر است انگار،تلخند ها لبخند می‌شوند و رفتن ها آمدن...
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/٠٧
١
٠
سه تا خیلی کمه لاقل پنج تاش میکردین:(.... بعدشم بین این همه نوشته خوب،دو تا کم نیس خدایی؟ ۵تا هم کمه حتی .. بچه ها خیلی خوب کار کردن بی انصاف نشین دیگه:))))
admincheh
admincheh
٩٥/٠٦/٠٧
٠
٠
وارونه نگاهت می کنم، حالا می شود بیایی، وقتی می روی..
admincheh
admincheh
٩٥/٠٦/٠٧
٠
٠
تصویر 6( ازونجایی که به خاطر حفظ حقوق کاربران نظرات ادمین جزو مسابقه محسوب نمیشه خارج از تایم مسابقه نظر می ذاریم:دی)
admincheh
admincheh
٩٥/٠٦/٠٧
٠
٠
تو را می شنوم، سمفونی دنیا از دریچه ی گوش های تو شنیدن دارد (تصویر22)
naeeme-chakeri
naeeme-chakeri
٩٥/٠٦/٠٧
٠
٠
۳) شب شده‌است.برگرد. بگذار غصه‌ی نبودنت، قصه‌ی تلخ این شبها نباشد.
naeeme-chakeri
naeeme-chakeri
٩٥/٠٦/٠٧
٠
٠
۲۱) بیا برویم. بیا از این همه فریاد دروغین صلح فرار کنیم. جایی خواهد بود که مردمانش راستگو‌ترند. جای ما آنجاست...
naeeme-chakeri
naeeme-chakeri
٩٥/٠٦/٠٧
٠
٠
۲۲) این روزها مدام ”تو“ پخش می شوی در گوشم. راستش صدایت آرامش قلبم می‌شود وقتی که نیستی.
Saeed_abbaszade
Saeed_abbaszade
٩٥/٠٦/٠٧
٠
٠
برنده ها کی اعلام میشن؟
مریم سادات
مریم سادات
٩٥/٠٦/٠٨
٠
٠
19:لای روزمرگی هایم گمت کرده ام بهترین اتفاق ممکن زندگی ام!
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤