بگذار طلا را به لبانم بچشانم
شعری سروده خودم

بگذار طلا را به لبانم بچشانم

نویسنده : غزالِ رضائی

این حائل دستان تو بین الحرمین است

من کرب و بلا می‌روم امشب به گمانم

آغوش تو حاجت، وَ من این حاجت خود را

می‌خواهم از این شهر مقدس بستانم

هر لحظه دخیل است دو چشمم به دوچشمت

چشم تو همان است که محتاج به آنم

تصویر رخ من همه محبوس نگاهت

چشم تو ضریح من و چشم نگرانم

ایوان طلایت که به سجده رود آنگاه

بگذار طلا را به لبانم بچشانم

انگار کمی پیش نجف بوده‌ای مادر

عطر قدمت چیست که افتاده به جانم؟

روحم که از این جسم سفر کرده به آنجا

آغوش، تو وا کن که ببندم چمدانم

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
maede_sadati
maede_sadati
٩٥/٠٦/٠٨
٠
٠
آﻏﻮش، ﺗﻮ وا ﮐﻦﮐﻪﺑﺒﻨﺪم ﭼﻤﺪاﻧﻢ...:(: هعی..:) چه قدر دلنشین بود....:)
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/٠٨
٠
٠
ممنون مائده سادات جونم:)
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠٦/٠٨
٠
٠
به غایت زیبا...
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/٠٨
٠
٠
ممنوون:)))
الهام خانم
الهام خانم
٩٥/٠٦/٠٨
٠
٠
چقد پر احساس خیییلی خوشم اومد ازش ابجی شاعر جونم اینا بی تعارف میگم
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/٠٨
٠
٠
تو همیشه به من لطف داری عزیزدلم
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٦/٠٨
٠
٠
اح‌سنت بر تو شاعرمان :)
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/٠٨
٠
٠
ممنون از تو شاعرترمان:)
A_Emadi
A_Emadi
٩٥/٠٦/٠٨
٠
٠
قشنگ بود
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/٠٨
٠
٠
تشکرات مستر رقیب:)
مسعود بهاری
مسعود بهاری
٩٥/٠٦/٠٨
٠
٠
روان بود. راستی چرا غزلش نکردید؟ آخر این شکلی همه چیزش غزل است، اما انگار غزلتان سر ندارد. راستی این مصرع اشکال وزنی ندارد؟ "انگار کمی پیش نجف بوده ای مادر" . بله. دارد. "ای" را در "بوده ای" باید خیلی سریع بخوانیم تا درست شود و خب... اشکال است دیگر. شعرهای شما به هر حال سامانِ جیم است، در این بی سامانی. ممنون.
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/٠٨
٠
٠
خیلی متشکرم:).. غزل نشد چون اول اول یک تک بیت بود یهو تصمیم گرفتم بیشترش کنم.. منظورتونو از بی سامانی نفهمیدم:)میشه بیشتر توضیح بدین:).. و اینکه چشم اون مصرع و درستش میکنم سپاس:)
مسعود بهاری
مسعود بهاری
٩٥/٠٦/٠٩
٠
٠
بی سامانی، یعنی همین که شعر بدون اشکال وزن و قافیه و یک ذره سر و ته دار، توی جیم کم پیدا می شود. و متاسفانه این اشکالات عجیب وزنی، گاهی برگزیده هفته هم می شوند... و تازه شعرها از وزن هم جان سالم به در ببرند،یا آنقدر قدمایی می شوند "کت جان به در آید"!، یا آنقدر روشنفکری می شوند "که دیازپام هم تسکینش نمی دهد...". خلاصه، شما رو به راهید... رو به راه تر باشید انشالله.
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٥/٠٦/٠٩
٠
٠
من فکر میکردم خوانش تند /ای/ اختیاره، نیست؟
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/٠٩
٠
٠
اقای بهاری اول تشکر بابت نظر لطفتون راجع به بنده:) و دوم اینکه جیم جای تازه کارهاست که قراره پیشرفت کنن ..همین برگزیده شدن ها باعث دلگرمی و پیشرفت بچه هاست.. من خودم شخصا اگر چاپ شدن شعرام تو هفته نامه نبود ادامه نمیدادم قطعا بچه ها هم وقتی میخوان شروع کنن نمیتونن عالی باشن،با راهنمایی امثال شما که واردترید گاماس گاماس پیشرفت میکنن :)حضورتون مستدام:))
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/٠٩
٠
٠
محبوبه اگر «ای» تند خونده نشه تو خوندن مشکل پیش میاد .. البته این یک اشکاله چون «ای»یک حرف کشیده اس .. باید درستش کنم ):))
n_rohani
n_rohani
٩٥/٠٦/٠٨
٠
٠
به به به این پیشرفت بخوام صادق باشم حسودیم شد که اینقدر قشنگ به هر موضوعی و مزمونی که بخواین وارد میشد و سر بلند بیرون میاین تو موضوع وزن پیشرفتتون فوق العاده است
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/٠٨
٠
٠
چه کم پیدایید اقای روحانی:) واقعا اینطوره ک شما میگین؟؟ فک نمیکنم:) من هنو خیییییلی راه دارم تا برسم به نقطه دلخواهم:)حضورتون سبز
n_rohani
n_rohani
٩٥/٠٦/٠٩
٠
٠
کم پیدا که از کم سعادتیه اما در مورد پیشرفتتون منظورم اینه که خیلی سریع و عالی پیشرفت کردین و مطمئنم که ::هنوز راه زیادی واسه پیشرفت هست و به امید خدا بهتر و بهتر میشین:-)
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/٠٩
٠
٠
خیلی ممنون لطف دارین شما:) شاهد پیشرفت شما هم هستیم انشالله بیشتر وقت بذارین واسه جیم:)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٦/٠٨
٠
٠
تو چطوری انقدر خوب شعر میگی :) خیلی قشنگ بود غزال جان <3
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/٠٩
٠
٠
چه اعتماد به نفسی بهم دادی:)) نه بابا اینطوریام نیس:) لطف داری
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٦/٠٨
٠
٠
مصرع اول رو تخته گذاشته بودید به نظرم چون حداقل یک بار یک جا خوندمش! خیلی قشنگ و عالی بود. باریکلا به شما
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/٠٩
٠
٠
بله گذاشتم و شما معنی حائل رو نمیدونستید:دی
marjan_mi
marjan_mi
٩٥/٠٦/٠٨
٠
٠
غزاله جونم خیلی خوب بود، هرروزم میبینیم که داری بهتر میشی؛ امیدوارم همیشه موفق باشی خانوم :)
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/٠٩
٠
٠
خوشحالم کردی^___^ مرسی عزیییز دلم:))))
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٦/٠٩
٠
٠
سلآم؛ آغوش، تو وا کن که ببندم چمدانم....خیلـــــــــــــــــی هم جذآب...زیبا و دوست داشتنی :) درود بر شما :) لذت بردیم...قلمتآن مستدآم :)
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/٠٩
٠
٠
ممنون خانوم مودت=)) شما همیشه همینقدر من رو امیدوار میکنید:))))موفقیت شما همچنین:)
Far!de
Far!de
٩٥/٠٦/٠٩
٠
٠
حسودی کنم به اینکه میتونی شعرای خوب بگی؟؟:D عالی بود عزیزم :)موفق باشی همیشه =)
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/٠٩
٠
٠
فریده اینا ک حسودی نداره .. راستی اون شعره ک مشترک بود چی شد؟ روش فک کن بقیشم بگو حیفه حتما خیلی خوب میشه:)
admincheh
admincheh
٩٥/٠٦/٠٩
٠
٠
دلمان کربلایی شد و هوای نجف به سرمان زد و باز هم یک حس درماندگی که آقا کی می خوای بطلبی ما رو خب ؟:(
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/٠٩
٠
٠
:( اری ما نیز هم .. به مامانم گفتم مخصوص برا من دعا کنن ک منم راهی بین الحرمین و ایوون طلا بشم:( اگ لیاقتشو داشته باشم البته:(
naeeme-chakeri
naeeme-chakeri
٩٥/٠٦/٠٩
٠
٠
غزالِ من^_^ میگم بیام یه بار قبل اینکه دیوان بدی بیرون ببینمت ازت یه امضا بگیرم که بعدا سرت شلوغ میشه دیه دییییی: عالی مثل همیشه و به نظرم بیت اول فوق العاده تزین بیت بود...البته یکی دو جا به نظرم اومد یه مشکلی باشه ولی خب صاحب نظر تر از من هستن و خودتم بیشتر از من میدونی پس حرفی نمیمونه:))) موفقیات:)))
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/٠٩
٠
٠
عزیزم:دی مگر به هوای امضایی چیزی من بتونم تورو ببینم و افتخار بدی بیای مشهد:) بگو کجاهاش اشکال داشت تا بدونم:) مخاطبای من که همه شاعر نیستن
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٥/٠٦/٠٩
٠
٠
«انگار کمی پیش نجف بوده‌ای مادر» به جز ایراد وزنی تقریبا نمیشه ایراد دیگه از شعر گرفت. توی کلمه ی "بوده ای" "ای" باید هجای کوتاه باشه نه بلند. اصلاحش کنید. // خوب بود.
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/١٠
٠
٠
بله متوجه شدم:) و ممنون از توجهتون:)
naser_j
naser_j
٩٥/٠٦/١٥
٠
٠
عالیه خالی کم بود برای این شعر:)،به دور از اغراق و تعارف کیف کردم و حض بردم از خوندنش.
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/١٥
٠
٠
خیلی ممنون بابت نظرتون^__^ بازم تشریف بیارین انشالله ک حظ(!)ببرین بازم:)))
h_jeem
h_jeem
٩٥/٠٦/١٨
٠
٠
آن چيز از دل بر آيد با جرم بر دل نشيند !
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/١٨
٠
٠
خیلی ممنون:)))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٦/٢٣
٠
٠
سلام:قلمتان ماندگار وجانتان. سلامت باد.
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/٢٣
٠
٠
ممنون جناب سلیمانی!:) سلامت باشید تشکر:)
Rada1997
Rada1997
٩٥/٠٦/٢٥
٠
٠
خدا سلامتی بده به شما که این کار هاتون همچنان ادامه داشته من به شما لقب غزاله اعتصامی میدم سلامت باشید خدانگهدار
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/٢٥
٠
٠
خییلی ممنون^__^ شما هم همینطور !! :)) از لقبتونم کمال تشکر رو دارم:))
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣