فیل خواران!
#پز_دادن_در_اینستا #فخر_فروشی_از_جوامع_بدوی_تا_مدرن

فیل خواران!

نویسنده : mra

حتی در بدوی‌ترین اجتماعات انسانی هم پدیده‌ای به نام «پُز» دادن دیده می‌شود. در یک برنامه مستند نشان می‌داد که چطور یکی از مردان قبیله عاج شکسته  فیلی را بر سر در خانه پوشالی‌اش آویزان کرده بود و رو به دوربین می‌گفت این نشانه این است که من در شکار از بقیه بهترم. و لابد زنش هم باقی زن‌های قبیله را دور خودش جمع کرده که دلتان بسوزد، ما دیشب گوشت فیل خوردیم.

 خوب که نگاه کنیم می‌بینیم جامعه مدرن امروزی هم چندان توفیری با آن قبیله بدوی ندارد. مثلا وقتی به رستوران می‌رویم چنان از میز غذای‌مان عکس می‌گیریم که حتی معلوم باشد زیتونی که سفارش داده‌ایم از این زیتون سیاه‌های درشت گران است. نه از این سبزهای ریز و هسته‌دار ارزان.  بعد هم ارسالش می‌کنیم برای اعضای گروه که دلتان بسوزد، ما دیشب گوشت فیل خوردیم.

از آنجایی که در ذات هر آدمیزادی چنین خصیصه‌ای نهفته است باید اعتراف کنم که حتی پیش از پیدایش شبکه‌های اجتماعی جوری جعبه‌های پیتزا را در راس سطل آشغال جا سازی می‌کردیم تا همه عابران پیاده رو ملتفت بشوند که ما دیشب پیتزا خورده‌ایم. گاهی حتی به همین هم راضی نبودیم و یکی دو باری با قطورترین ماژیکی که در منزل یافت می‌شد، اسم فامیلی‌مان را هم روی جعبه پیتزا می‌نوشتیم. مگر ما چه کم از آن مرد فیل‌خوار داریم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
لیلی
لیلی
٩٥/٠٦/٠٣
١
٣
موضوع متفاوتی داشت که خوب و درست بیان شد
فائزه
فائزه
٩٥/٠٦/٠٣
١
٠
خیلی بده این اخلاق :(
f_jafarpour
f_jafarpour
٩٥/٠٦/٠٣
١
٠
بسیار جالب نوشته بودید.واقعا این کار برامون شده یک عادت.امیدوارم هر چه زودتر این عادت رو کنار بزاریم.
maede_sadati
maede_sadati
٩٥/٠٦/٠٣
١
٠
ن واقعا چی کم داریم همه اینستا ک دارن کافیه يک عکس بگیرن دیگ:/ تازه اونا حداقل ی زحمتی میکشن فیل شکار میکنن :| ممنون...!!
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١
مرسی همه!

دلتنگت بودم

٩٦/١١/٠٢
چند خطی درباره سانسور کتاب

سانسور ممکن نیست

٩٦/١١/٠٢