فیل خواران!
#پز_دادن_در_اینستا #فخر_فروشی_از_جوامع_بدوی_تا_مدرن

فیل خواران!

نویسنده : محمدرضا امانی

حتی در بدوی‌ترین اجتماعات انسانی هم پدیده‌ای به نام «پُز» دادن دیده می‌شود. در یک برنامه مستند نشان می‌داد که چطور یکی از مردان قبیله عاج شکسته  فیلی را بر سر در خانه پوشالی‌اش آویزان کرده بود و رو به دوربین می‌گفت این نشانه این است که من در شکار از بقیه بهترم. و لابد زنش هم باقی زن‌های قبیله را دور خودش جمع کرده که دلتان بسوزد، ما دیشب گوشت فیل خوردیم.

 خوب که نگاه کنیم می‌بینیم جامعه مدرن امروزی هم چندان توفیری با آن قبیله بدوی ندارد. مثلا وقتی به رستوران می‌رویم چنان از میز غذای‌مان عکس می‌گیریم که حتی معلوم باشد زیتونی که سفارش داده‌ایم از این زیتون سیاه‌های درشت گران است. نه از این سبزهای ریز و هسته‌دار ارزان.  بعد هم ارسالش می‌کنیم برای اعضای گروه که دلتان بسوزد، ما دیشب گوشت فیل خوردیم.

از آنجایی که در ذات هر آدمیزادی چنین خصیصه‌ای نهفته است باید اعتراف کنم که حتی پیش از پیدایش شبکه‌های اجتماعی جوری جعبه‌های پیتزا را در راس سطل آشغال جا سازی می‌کردیم تا همه عابران پیاده رو ملتفت بشوند که ما دیشب پیتزا خورده‌ایم. گاهی حتی به همین هم راضی نبودیم و یکی دو باری با قطورترین ماژیکی که در منزل یافت می‌شد، اسم فامیلی‌مان را هم روی جعبه پیتزا می‌نوشتیم. مگر ما چه کم از آن مرد فیل‌خوار داریم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
لیلی
لیلی
٩٥/٠٦/٠٣
١
٣
موضوع متفاوتی داشت که خوب و درست بیان شد
فائزه
فائزه
٩٥/٠٦/٠٣
١
٠
خیلی بده این اخلاق :(
f_jafarpour
f_jafarpour
٩٥/٠٦/٠٣
١
٠
بسیار جالب نوشته بودید.واقعا این کار برامون شده یک عادت.امیدوارم هر چه زودتر این عادت رو کنار بزاریم.
maede_sadati
maede_sadati
٩٥/٠٦/٠٣
١
٠
ن واقعا چی کم داریم همه اینستا ک دارن کافیه يک عکس بگیرن دیگ:/ تازه اونا حداقل ی زحمتی میکشن فیل شکار میکنن :| ممنون...!!
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤