میدان انقلاب
شعری سروده خودم

میدان انقلاب

نویسنده : Soroosh_gh

در کشوری گذشته ز دالان انقلاب

کوشند افسران نگهبان انقلاب

 

در روزه‌ی سکوت که خاموش و ساکتند

این کاروان ساده‌ی یاران انقلاب

 

از آستین خود به چه جایی رسیده بود

جایی میانه خس خس ماران انقلاب

 

میشد نظاره کرد غم و درد و اشک را

در چهره ی حماسی خندان انقلاب

 

یک راه ساده شد همه‌ی آن تلاش‌ها

تهران، ولیعصر، خیابان انقلاب

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
فائزه
فائزه
٩٥/٠٦/٠٢
٠
٠
بیت آخر خوب بود:)
Soroosh_gh
Soroosh_gh
٩٥/٠٦/٠٣
٠
٠
سپاس فراوان
Gisoo_E
Gisoo_E
٩٥/٠٦/٠٢
٠
٠
زیبا بود:-)
Soroosh_gh
Soroosh_gh
٩٥/٠٦/٠٣
٠
٠
مچکرم
محمدصنعتیـ
محمدصنعتیـ
٩٥/٠٦/٠٢
٠
٠
ورود ب جیــــم بزرگ رو بهتون تبریک میگم....مرسی بابت شعر
i_banu69
i_banu69
٩٥/٠٦/٠٢
٠
٠
قشنگ بود....
Soroosh_gh
Soroosh_gh
٩٥/٠٦/٠٣
٠
٠
سپاس
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٦/٠٢
١
٠
عالی بود فقط توی مصرع « جایی میانه خس خس ماران انقلاب» میانه رو اگه به شکل صحیح یعنی « میانِ» می نوشتید بهتر بود.
Soroosh_gh
Soroosh_gh
٩٥/٠٦/٠٣
٠
٠
حق با شماست بیشتر دقت میکنم مچکرم
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٦/٠٣
٠
٠
باریکلا شعر خوبی از آب در امده از نظر وزن و آهنگ منتها من معنی و مفهموش رو چندان نگرفتم! یکم توضیح لطفا
Soroosh_gh
Soroosh_gh
٩٥/٠٦/٠٣
٠
٠
دلم میخواست یه تلنگری بزنم به نسل جدید که کمی از آرمان های انقلاب دور شدن
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٦/٠٥
٠
٠
سلام:درابتدا به شما خوش آمدمیگم.شعرتون هم بسیارزیبابود.قلمتان ماندگار ودلتان ازشادمانی سرشار
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
تبلیغات
تبلیغات