افراد خیلی کمی را می‌شناسم که حس شیرین و وصف نشدنی قدم زدن در صحن و سرای رضوی را نچشیده باشند یا دست کم از تعریف دیگران دل‌شان برایش پر نکشیده باشد.

فارغ از دین و مذهب و میزان و نوع اعتقاد، گفته می‌شود که حرم امام رضا(ع) یکی از بزرگترین کانون‌های انرژی است و من شخصاً حرکت این همه حال خوب را روى سنگفرش طوسی رنگش حس می‌کنم . 

یادگار دوران کودکی و نوجوانی که شب‌ها  عزم زیارت می‌کردیم و از هتل تا حرم را پیاده می‌رفتیم. بلوار آرام و کم صدا، ولی پر از شور و حال و خواهش و عشق. مردمی که یا سرگرم صحبت با یکدیگر بودند و یا با هر قدمی که بر می‌داشتند صلواتی را در دل خود نثار می‌کردند. آرامشی همراه با اشتیاق رسیدن به منبعی از نور و عشق و شفا.

و رسیدن. رسیدن و دیدن آن صحن بزرگ و پرشکوه که روی هر سنگش هزاران هزار راز و نیاز نانوشته بود. قدم نهادن در مکانی که پر بود از دعا و نیایش و طلب شفا و حل مشکل. تنها مسیری که از راه رفتن در آن خسته نمی‌شدیم. حس می‌کردیم در آنجا به خدا نزدیک‌تر هستیم  و بودیم، چون دل‌هامان نزدیک‌تر بود.

 و یا نیت به زیارت صبح یا ظهر. حال و هوای نبات و زعفران فروشی‌های بلوار امام رضا. زرق و برق تمام عقیق‌ها و فیروزه‌ها. انگشترها و تسبیح‌ها. جنب و جوش مردم برای خریدن سوغات. دیدن مردمی که با او خو گرفته‌اند و نماز ظهر و عصرشان را در جوار امام مهربان‌شان و زائرین مهمان می‌خواندند.

عجب حال و هوایی بود. چقدر دل‌های‌مان زود آرام می‌گرفت و امیدمان به همه چیز بیشتر و بیشتر می‌شد. آرامش و امیدی که اکنون به شدت نیازمند آن هستیم. چند سالی می‌شود که مهمان حرمش نشدیم.  ولی این را می‌دانم که  حُکم حکیم، بی‌حکمت نیست و او از دل بیقرار ما خبر دارد.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٦/٠٦
٠
٠
ان شاءالله که هر آرزو دار زیارتی زود به زود طلبیده بشه و به مراد دلش برسه. مطلب قشنگی بود :)
D_dz
D_dz
٩٥/٠٦/٠٧
٠
٠
الهي آمين ... خوشحالم از اينكه اين دست مطالب هنوز هم خواننده داره يا علي :)
خاتون گیس گلابتون
خاتون گیس گلابتون
٩٥/٠٦/٠٦
٠
٠
با خوندن مطلبتون یاد این مداحی افتادم که همیشه از بچگی تا الان زمزمه لبمه : یادم میاد بچه بودم تا میومدم تو حرمت مادرم دست منو رها میکرد به گنبدت نگا میکرد قطره ی اشکی میچکید از گوشه چشم مادرم زیر لب میگفت آقا تاج سرم که کنیز تو دخترم غلام تو این پسرم یادم میاد بچه بودم تا میومدم تو حرمت همه مردم شاه و گدا و زن و مرد پیر و جون از همه جا از همه رنگ زیر لبا شور و نوا ذکر همه یا امام رضا ... چقدر دلم تنگ امام رضا شد :((
D_dz
D_dz
٩٥/٠٦/٠٧
٠
٠
هر مسلمانى كه يك بار گنبد طلاي امام هشتم رو ديده باشه تا آخر عمر كبوتر جلد همونجاست... اميدوارم كه خيلي زود ، باز هم ديدگانتون نوراني بشه و قدم و قلمتون تبرك ... يا علي
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٦/٠٧
٠
٠
واقعا حس خوبی داره... کسی که چشیده باشدش می فهمه
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٥/٠٦/٠٧
٠
٠
حرم شباش خیلی خوب ه مخصوصاً :))))
maede_sadati
maede_sadati
٩٥/٠٦/٠٨
٠
٠
تنها منبع آرامش حرم است.و بس...:) نوشتتون.منو یاد کربلا رفتن خودم انداخت...:)
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤