گفتند که باید بی عقل شوی

گفتند که باید بی عقل شوی

نویسنده : وبگردی

بعد از از دست دادن عزیزان، بزرگترین غم دنیا، دیدن صورت بادکرده‌م توی آینه نیم وجبی اتاق است. کلافه کننده و یا حتا چندش آور. زمانی دوست داشتم دو تا پرتقال توی صورتم کاشته می‌شد؛ یکی این ور، یکی آن ور. حالا دارم‌شان؛ دو پرتقال خونی نسبتا بزرگ که توی لپ‌های نداشته‌ام خود را جا کرده‌اند، اما دیگر دوست‌شان ندارم. این پرتقال‌های سفت مزاحم که از زمان آمدن‌شان، درد و خون را با هم آورده‌اند. صبح تا شب، درد برنده می‌شود و مرا از پا در می‌آورد، شب تا صبح هم خون؛ انصافا تقسیم کار خوبی است.

تپل شدنِ با درد را دوست ندارم. لاغر بودنِ بی درد سگش می‌ارزد به تماشای وضعیت حالا. مسکن‌های قوی دیر اثر می‌کنند و این زجر آورترین اتفاق دنیاست. البته روش‌های مقابله با درد هم وجود دارد؛ به شرطی که جزو آدم‌های خوش شانس باشید. (این‌که کسی را داشته باشید که برای‌تان حرف‌های خوب بزند، موسیقی‌های خوب به گوش‌تان برساند و...) وگرنه مثل من باید گزینه «مردن تدریجی» را انتخاب کنید.

+ نکند مثل من دیوانه شوید و در قبال خواسته جناب جراح، تمام دندان عقل‌های‌تان را یک‌باره از زندگی‌تان بپرانید.

==========

منبع:

http://royaye-nabehengam.blogfa.com/post/255

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
لیلی
لیلی
٩٥/٠٦/٠١
٠
٢
عکس قشنگیه^_^عک
Gisoo_E
Gisoo_E
٩٥/٠٦/٠١
٠
٠
قشنگه:-)
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٦/٠١
٠
٠
واقعا چرا بهش میگن دندون عقل وقتی که خیلی ها میکشنش حتی قبل اینکه درست درمون در بیاد :دی
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٦/٠١
٠
٠
دندونای عقلم بقیه دندونامو کج و معوج کردن باید منم برم خلاص شم از دستشون
فائزه
فائزه
٩٥/٠٦/٠٢
٠
٠
من آخرین دندون عقلم داره در میاد ^__^
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤