خطای ژوری
#حق_خوری#بهداد_سلیمی

خطای ژوری

نویسنده : h_danesh

خوردند حق ما را نامردهای ژوری / قانون هم لگد شد در زیر پای ژوری

هرگاه در قضاوت ناداوری بیاید / شیطان نشسته باشد آن جا به جای ژوری

مرد غیور ایران اهل خطا نباشد / هر چند ضربه خوردیم ما از خطای ژوری

ای پهلوان ایران، جای تو در دل ماست / با آنکه ناگوار است بر ما جفای ژوری

آیا شود که داور تأیید کرده او را / آخر درآید از کار رأیش سوای ژوری؟!

شک نیست گر بگندد آب و هوای برزیل / از این فضای تنگ و آب و هوای ژوری!

بهداد راست قامت خوش باشی و سلامت / همواره دور باشی از هر بلای ژوری

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠٥/٣١
١
٠
ینی ما رو روانی کردن با این کارشون... خدا از باعث و بانش نگذزه... شیخ جلاد :|
h_danesh
h_danesh
٩٥/٠٦/٠٩
٠
٠
حق دارید بسیار سخته بدترین کارو در حق همه ما کردند
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٦/٠١
١
٠
ما تو داوری اونجوری که باید وارد نشدیم و خب این هم پیامدهاشِ! شعر خوبی بود ممنونم.
h_danesh
h_danesh
٩٥/٠٦/٠٩
٠
٠
بله درسته.....خواهش میکنم بسیار ممنون از نظرات شما دوست عزیز
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠