زندگی برای چیست؟ (یک معما)

زندگی برای چیست؟ (یک معما)

نویسنده : h_sadat

«تو به دنیای نسبی، آنچه من حیطه‌ی نسبیت می‌خوانم، گام نهاده‌ای تا آنچه را که نمی‌توانی در حیطه‌ی مطلق تجربه کنی، بیازمایی. آنچه را که تو در پی ِ تجربه‌ی آن هستی این است که تو در حقیقت چه کسی هستی. در حیطه‌ی مطلق می‌توانی این را بدانی، اما نمی‌توانی آن را تجربه کنی. خواسته‌ی روح تو آن است که با تجربه به شناخت نایل آید. دلیل آن‌که نمی‌توانی هیچ یک از وجوه آن کسی را که هستی در حیطه‌ی مطلق تجربه کنی، آن است که در این حیطه هیچ بُعدی وجود ندارد که تو نباشی. مطلق یعنی همین: مطلق، تمامی هرآنچه که هست. آلفا و اُمگا و هیچ درمیان نیست، مطلق بدون مراتب است. مراتب، فقط در نسبیت امکان ِ وجود دارد.

حیطه‌ی نسبی خلق شد تا بتوانی شکوه خود را تجربه کنی و بشناسی. در حیطه‌ی مطلق جز شکوه هیچ نیست، پس در نتیجه شکوهی نیست، یعنی شکوه قابل تجربه نیست. با تجربه نمی‌توان آن را شناخت زیرا به هیچ وجه نمی‌توان در نبود ِآنچه که فاقد شکوه است، شکوه را تجربه کرد. در حقیقت، تو با همه چیز یکی می‌باشی، این شکوه توست! اما تو نمی‌توانی با همه چیز یکی باشی و در عین حال شکوه ِبا همه چیز یکی بودن را دریابی، زیرا چیز دیگری وجود ندارد و در نتیجه یکی بودن با همه چیز یعنی هیچ چیز. تو خود را تجربه می‌کنی ولی شکوه ِخود را تجربه نخواهی کرد.» 

+ خواهشاً این متن بالا رو به من بفهمونید. کمی فکر برایتان تجویز کرده‌ام!

+ اگه متوجه متن نشدید، خواهشاً از بقیه بپرسید.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
فائزه
فائزه
٩٥/٠٦/٠٤
٠
٠
بعله! کاملا درسته! 0_o :دی
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٦/٠٥
٠
٠
در حیطه‌ی مطلق، مطلق معنی اطلاقی دارد که مطلقا قابل درک نیست اما اطلاق این مطلق به دیگر مطلق ها قابل اثبات و درک است! :/
پربازدیدتریـــن ها
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
چتر صورتی و قدم های دو تایی

سه حرفی جمع و جور

٩٥/١٠/٢٥
با نام خدا

مرا یاری کن

٩٥/١٠/٢٨
حس خوب

مه ای در بامداد

٩٥/١٠/٢٩
تبلیغات
تبلیغات