از دست امت تو...
گفت‌وگوی شیطان و رسول خدا در مسجد الحرام

از دست امت تو...

نویسنده : H@$$@N

روزى ابلیس (شیطان) در گوشه مسجد الحرام ايستاده بود. حضرت رسول صلى الله عليه و آله هم سرگرم طواف خانه كعبه بودند. وقتى آن حضرت از طواف فارغ شد، ديد ابليس ضعيف و نزار و رنگ پريده، كنارى ايستاده است، فرمود: اى ملعون ! تو را چه مى‌شود كه چنين ضعيف و رنجورى؟!

گفت: از دست امت تو به جان آمده و گداخته شدم. فرمود: مگر امت من با تو چه كرده‌اند؟

گفت: يا رسول الله. چند خصلت نيكو در ايشان است، من هر چه تلاش مى‌كنم اين خوى را از ايشان بگريم نمى‌توانم. فرمود: آن خصلت‌ها كه تو را ناراحت كرده كدام‌اند؟

 

1. هنگامی که به هم می‌رسند سلام می‌کنند.

2. با هم مصافحه می‌کنند.

3. برای هر کاری که می‌خواهند انجام دهند ان شاالله می‌گویند.

4. از گناه استغفار می‌کنند.

5. تا نام حضرت محمد (ص) را می‌شنوند صلوات می‌فرستند.

6. ابتدای هرکاری بسم الله الرحمن الرحیم می‌گویند.

(منبع: انورالمجالس، ص40)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
وصال
وصال
٩١/١١/٢٩
١
٠
اول شدم هورا...............
وصال
وصال
٩١/١١/٢٩
١
٠
چه مطلب مفیدی بود ولی واقعا ما همه این کار ها رو میکنیم پس خدا رو شکر که شیطون رو رنجوندیم
H@$$@N
H@$$@N
٩١/١١/٢٩
٠
٠
ممنونم.منظورش همه ادما نیستن
علیرضا
علیرضا
٩١/١١/٢٩
٠
٠
جالب بود ممنونم.
H@$$@N
H@$$@N
٩١/١١/٢٩
٠
٠
خواهش میکنم علیرضای عزیز
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/١١/٣٠
٠
٠
من شنیده بودم...ولی مطلبش جالبه دوست دارم
bye
bye
٩١/١١/٣٠
٠
٠
منم شنیده بودم ! ممنون از یادآوریتون
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١١/٣٠
٠
٠
لیکن پس بسم الله الرحمن الرحیم................اجالتا چشم شیطون کور وبینی اش به خاک مالیده!
bye
bye
٩١/١٢/٠٢
٠
٠
الان سرشون رو کردی زیر آب...
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١