آن چیز که خار آید، روزی به کار آید؟

آن چیز که خار آید، روزی به کار آید؟

نویسنده : مرتضی تقی زاده

اگر به گذشته برگردیم و زندگی مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها را ببینیم، یک چیز توی سبک زندگی این دو شخصیت خودنمایی می‌کرد، آن هم جمع‌آوری وسایلی بود که شاید آن لحظه به دردشان نمی‌خورد ولی برای آینده و به اصطلاح روز مبادا شاید لازم‌شان می‌شده است؛ از تکه پارچه‌های گلدار گرفته تا پیچ و واشر و حتی وسایلی که با آمدن تکنولوژی جدید، قدیمی شده‌اند.

با گذشت زمان و تغییر شرایط زندگی کم‌کم این نوع از سبک زندگی کمرنگ شده و یا به نوعی بی‌رنگ شده است.

یکی از دلایل آن می‌تواند نداشتن جا باشد، زیرا در خانه‌های آپارتمانی و به اصطلاح قوطی کبریتی همان وسایل اصلی هم جا نمی‌شود چه برسد به قدیمی‌های آن. دلیل دیگر می‌تواند مصرف‌گرایی باشد، به طور مثال در گذشته یک دست لباس را سه نسل می‌پوشیدند و حتی تا مرز دستگیره شدن هم پیش می‌‌رفت ولی الان...

در این بین، در بین افراد جامعه دو دیدگاه وجود دارد، یک عده بر این عقیده هستند که وسایل‌شان را عوض نمی‌کنند و تازه آن را  نمی‌خرند چون که دیگران همین را هم ندارند، و عقیده عده دوم بر این است که علاوه بر خرید وسایل جدید قبلی را به دیگران می‌دهند تا آن‌ها هم از وجود آن وسایل بهره‌مند شوند.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
رضایی
رضایی
٩٥/٠٦/٠٢
١
١
و عده ای هم عقیده دارن خخ که وسیله جدید را میخرن قبلی را هم نگه میدارن چون حیفه
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٦/٠٢
١
٠
اشتباه می کنند، از آخر به چه دردشون می خوره؟
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٦/٠٣
١
٠
به نظر من همه این مواردی که گفتی نقش دارن تو این مصرف گرا شدن ملت و کم شدن رنگ و بوی قناعت و این حرف ها. ولی خب بازم خیلی ها هستن که هنوز اهل قناعت هستند و چقدر بد این شعاری که یک عده میدن و میگن هرچی داری همین الان لذتش رو ببر! یعنی مثلا هرچی پول در میاری خرج کن نه پس اندازی و نه هیچی! خب که چی مثلا 10 دست لباس داشته باشی ولی پس اندازی واسه آینده و روز مبادا نداشته باشی!
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٦/٠٣
١
٠
دقیقا:-)
maede_sadati
maede_sadati
٩٥/٠٦/٠٣
١
٠
من نظرم هیچ.کدام :| همان نظر انجمن ...!!
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٦/٠٤
٠
٠
ممنون:-)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٦/٠٨
٠
٠
من هم مثل قدیمی ها خیلی سخت چیزی رو دور میریزم البته برای اینکه گاهی می تونم با وسایل بی ربط چیزهای جالبی درست کنم و این خوشحالم میکنه البته اگر این خونه های کوچیک اجازه ی نگه داشتنشون رو بده :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٦/٢٣
٠
٠
سلام برشما:زنده وجاودان وتندرست باشید.
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٦/٢٣
٠
٠
سلام، ممنون، همچنین:-)
Rada_1997
Rada_1997
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
من هم جدید میخرم قبلی دو حالت داره اگه باهاش خاطره داشته باشم نگه میدارم وگرنه که بیرون میندازم ولی اینایی که توش غذا داره بهتر مینویسی خخخخ
ساده
ساده
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
می دونی، توی اون مطلبای غذاها هم میخوام طنز باشه هم جدی، یه جوریایی طنزِ صرف نباشه ( ازین بیشتر نمی تونم توصیف کنم خخخ) ممنون که کنترات برداشتی و همه رو داری میخونی :-)
Rada
Rada
٩٥/٠٧/٠١
٠
٠
خیلی هم خوبه مرتضی کارت درسته اینکه میخوای حجمم پایین بیاری عالیه
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
هرگز نمی توانی...

ماه حلول می کند

٩٦/١١/٠٢
مرسی همه!

دلتنگت بودم

٩٦/١١/٠٢
چند خطی درباره سانسور کتاب

سانسور ممکن نیست

٩٦/١١/٠٢
اول بهمن ماه؛ زادروز فردوسی

شاهنامه چگونه شکل گرفت؟

٩٦/١١/٠٣