خود آزاری...
شعری سروده خودم

خود آزاری...

نویسنده : PDrAM

یک شام بارانی و چشمی خیس و طوفانی

آری، چقدر خوب است که اشکت را بپوشانی

دلمردگان را مژده که از خواب برخیزید

یک ابر تیره آمده با گریه درمانی 

باران هوای ریه را از دود می‌شوید

فکر نبودن‌های او را زود می‌شوید

اصلا وفاداری در این شهر می‌کند غوغا

«او بر نمی‌گردد» شده مردود می‌شوید 

باران ز من خواهش کند دیوانه‌تر باشم

با عاقلان شهر خود بیگانه‌تر باشم

از لب بنوشم می و با زلفی نوازم چنگ

آغوش‌ها را درکشم مستانه‌تر باشم

گفتم به باران از دلم آیا خبر داری!؟

من مبتلا هستم به نوعی از خود آزاری

تا آن زمانی که بیاید دلبرم از ره

من ترک دنیا کرده‌ام با قهر و بیزاری

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠٥/٣٠
٠
٠
مرسی از شعر خوبتون :))) خیلی خوب بود
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٥/٣٠
٠
٠
حیف شد... فکر نکنم این شعر زیبا رو بتونیم چاپ کنیم! ممنون محمد جان. دعا کن معاون محترم سردبیر یکم فیتیله شعر رو کم کنه
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٥/٣١
٠
٠
خب اون یک یا دو بیتی که مشکل داره حذف کنید، اینطوری مشکل حل نمیشه جناب نادری؟ :) // شعر بسیار زیبایی بود جناب پدرام " موفق باشین " :)
الهام خانم
الهام خانم
٩٥/٠٥/٣٠
٠
٠
خییییلی قشنگ بود اگه اسمدونم نمینوشتن معلوم بود شاعر دکتر هستن :دی
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٥/٣٠
٠
٠
به به عالی بود دکتر :)) تازگیا به این نیتجه رسیدم که جماعت پزشک استعداد خیلی خوبی تو شعر گفتن دارن :دی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٥/٣١
٠
٠
سلام دوست عزیزم:براتون آرزوی موفقیت دارم.زنده وپاینده باشید
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٥/٣١
٠
٠
سلآم؛ خیلی هم زیبا مخصوصا دو بیت آخر :)) قلمتآن مستدآم.
Gisoo_E
Gisoo_E
٩٥/٠٥/٣١
٠
٠
ممنون خیلی زیبا بود... :-)
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٦/٠١
٠
٠
خیلی خیلی عالی بود:) فقط سعی کنید قالبتونو مشخص کنید یه کم به هم ریخته اس.. تو قالب شعر یه مقدار مشکل دارید ک حل میشه:)
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٦/٠١
٠
٠
بینهایت زیبا بود
پربازدیدتریـــن ها
پا به ویرانی دلم می‌گذارد

چشم هایش

٩٦/١١/٢٥
صندوقچه افکارم

می نوشتیم آن زمانی که نوشتن مد نبود

٩٦/١١/٢٦
شعری سروده خودم

جویای محبت

٩٦/١١/٢٩
التماس تفکر

«و» مثل ولنتاین

٩٦/١١/٢٦
تقدس حجاب

محتاج نگاهیم بانو

٩٦/١١/٢٦
500 تومان به او بدهید

گدای محتاج تر

٩٦/١١/٢٤
سکوت می کنم

هر چه بادا باد

٩٦/١١/٢٤
زندگی کوتاه است

سی سالگی

٩٦/١١/٢٥
چطور می توانید چیزی ننویسید؟

جادوی نوشتن

٩٦/١١/٢٤
صدای پای نم نم اش

بارونم

٩٦/١١/٢٨
خدایی که در این نزدیکی‌ست

طریق عاشقان

٩٦/١١/٢٨
من غلام قدیس ولنتاینم

ولم تایم، روز عشاق

٩٦/١١/٢٦
دوباره عاشقش...

بی جهت نیست دلش شوق تو در سر دارد

٩٦/١١/٣٠
شعری سروده خودم

تو قصد کشتنم را کرده ای

٩٦/١١/٢٨
ترانه ای سروده خودم

چقدر دلگیرم از بهمن

٩٦/١١/٢٩
به‌سوی بهشت

در جمعیت

٩٦/١١/٢٥
بس کنید!

بازی با عشق

٩٦/١١/٢٩
فیلم بین حرفه ای شوید

مختصر نگاهی بر فرم و محتوا

٩٦/١١/٢٨
چرا این کابوس‌های بیداری تمام نمی‌شود؟

این شبیخون بلا باز چه بود

٩٦/١١/٢٩
امان از سیاست بیمار

ماهی سیاست به قلاب مرگ صید می‌کنند

٩٦/١١/٢٩