موفقیت به شیوه مرغی!
برای رسیدن به جایگاه ایده آل از شغل‌های کوچک شروع کنیم

موفقیت به شیوه مرغی!

نویسنده : الهام حبشی

روزی روزگاری در شهری بزرگ مردی زندگی می‌کرد که به تازگی فارغ التحصیل شده بود، مرد هر روز مدرک و ایضا کارت پایان خدمت به دست برای یافتن شغل ایده‌آل از این در به آن در پاس داده می‌شد و شب‌ها دست از پا درازتر به آغوش خانواده بازمی‌گشت. مادر خانواده که از دوران کودکی، گل پسر را مهندس خطاب می‌کرد، برای تسکین خاطر مکدر شده‌ی فرزند، حکایت «بزک نمیر بهار میاد» را مرور می‌کرد و پسرک به امید رسیدن بهار و آمدن کمبزه و خیاری که قرار است او را یکهو وسط جکوزی عسل بیندازد در خانه نشست و لنگ راست را روی لنگ چپ انداخت، البته شاید اگر لنگ چپ را روی لنگ راست می‌انداخت منطقی‌تر بود، به هر حال من مثل شما توی زندگی مردم دقیق نمی‌شوم و از جزئیات خبر ندارم!

خلاصه بز... ببخشید مرد داستان ما که خون آریایی‌اش اجازه نمی‌داد با مدرک مهندسی مثل دختر بی‌کلاس اوباما برود از شغلی سطح پایین شروع کند به امید رسیدن بهار آن هم به صورت اتوماتیک روزها را شب و شب‌ها را به روز رساند اما هرگز کسی پیدا نشد برای شکفتن استعدادهای این مرد وقت بگذارد یا شغل رویایی‌اش را به او یک تعارف خشک و خالی بزند.

حکایت مرد خیالی این داستان برای همه‌مان بی‌اندازه واقعی و آشناست و اگر بخواهیم این مدل آدم‌هایی که دور و برمان وول می‌خورند را نام ببریم عمرمان قد نخواهد داد و شاید خودمان هم... بگذریم! آدم‌هایی که سبک زندگی‌شان «بیا تا یک امشب تماشا کنیم، چو فردا شود فکر فردا کنیم» است، آدم‌های دائم الانتظاری هستند که اغلب احساس می‌کنند در زندگی‌شان یک نفری وجود دارد که قبل از آن‌ها حق مسلم‌شان را، نجویده قورت داده است.

در مقابل این سبک زندگی، سبک دیگری هم هست که خاص آدم‌های بی پرستیژ است، آدم‌های بی‌پرستیژ کسانی هستند که برای رسیدن به موفقیت و جایگاه دلخواه‌شان به کم قانع می‌شوند، یکی از معروف‌ترین بی‌کلاس‌های عصر حاضر همین «برد پیت» خودمان است، برد پیت که از روز اول برد پیت نبود و حتی سمندون هم برایش تره خرد نمی‌کرد چه برسد به آنجلینا جولی! بردپیت برای برآمدن از پس مخارج کلاس‌های بازیگری لباس مرغ می‌پوشید و جهت جذب دو تا مشتری گانگام استایل می‌زد.

نمی‌دانم چند نفر از شما حاضرید برای رسیدن به آرزوهای‌تان لباس مرغ بپوشید، شرط می‌بندم خیلی از ما حاضر هستیم تا آخر عمر به برآورده شدن آرزوهای‌مان در خواب بسنده کنیم اما تن به چنین کاری ندهیم.

به غیر از برد پیت آدم‌های زیاد دیگری هستند که جایگاه، ثروت و محبوبیت‌شان نهایت خواسته ماست اما هیچ‌کس نمی‌داند تمام این آدم‌ها نه پدر پولدار داشته‌اند و نه پارتی و نه هیچ استعداد دیگری به غیر از پشتکار، مثلا نیکلاس کیج سال‌ها در سالن‌های تئاتر پاپ کرن می‌فروخت، جرج کلونی برای برش سیگار ساعتی 3 دلار دریافت می‌کرد، هیلاری کلینتون در سن 20 سالگی در آلاسکا ماهی سالمون پاک می‌کرد، دونالد ترامپ بطری جمع کن بود و حتی اوباما رئیس جمهور آمریکا در هونولولو با بستنی فروشی روزگارش را می‌گذراند. اوباما می‌گوید :«اولین شغل من پر زرق و برق نبود اما به من یاد داد مسئولیت پذیر و سخت کوش باشم و چطور بین خانواده، کار و دوستانم ارتباط و تعادل درستی برقرار کنم.»

با این حال بعضی‌ها فکر می‌کنیم اولین شغل‌مان سرنوشت‌ساز تمام زندگی‌مان خواهد بود در صورتی که بسیاری از افراد موفق دنیا شغل‌های محدود و گاه خنده‌داری داشته‌اند. رسیدن به آنچه می‌خواهیم باشیم گاهی دشوار و نیازمند شکیبایی و تحمل کارهایی پایین‌تر از انتظارمان است اما غیر ممکن و دور از دسترس نیست؛ فقط کافی است تن بزِ خوش خیالِ ذهنی‌مان لباس مرغ کنیم.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
سید علی
سید علی
٩٥/٠٥/٢٦
١
٠
بله ایشون درست میفرمایند.اون زمانی که من تازه تو جیم تخیلات ذهنی خودم رو مینوشتم کسی نبود که اینو به من بگه ، دوستانی که مطالبمو خوندن میفهمن من چی میگم :|
maede_sadati
maede_sadati
٩٥/٠٥/٢٦
١
٠
کاش اینقدر ک میگیم خارج فلان اینم یاد بگیریم...!! ممنون عالی بود:)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٥/٢٧
١
٠
میگیم خارج فلان ؟ امیدوارم یاد بگیریم واقعا :) من ممنونم که وقت گذاشتی :)
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٥/٢٦
١
٠
اینم نمونه ی داخلیش، با کیفیت تر هم هست خخخ :«قسمتی از بیانات رئیس جمهور شهید محمدعلی رجایی ..امّا شما اگر می خواهید به من خدمت کنید گهگاهی یادم آورید که من همان محمّد علی رجایی فرزند عبدالصمد اهل قزوینم که قبلا دوره گردی می کردم و در آغاز نوجوانی قابلمه و بادیه فروش بودم و هرگاه دیدید که در من تغییراتی بوجود آمده و ممکن است خود را فراموش کرده باشم همان مشخصات را به یادم بیاورید و در کنار گوشم زمزمه نمایید که این تذکّر و یادآوری برای من از خیلی چیزها ارزنده تر است... »
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٥/٢٧
١
٠
من خیلی برای شهید رجائی احترام قائل هستم، واقعا انسان بزرگی بودن :)
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٥/٢٦
١
٠
یکیش خودم:-( ممنون بابت مطلبتون
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٥/٢٧
١
٠
امیدوارم همه مثل شما اهل تلاش باشن :) ممنون که وقت گذاشتین :)
z_amini
z_amini
٩٥/٠٥/٢٧
١
٠
جالب بود:) منم زندگینامه آدمهای معروف رو که میخونم ، وقتی از یه چیزایی حرف میزنن و شغل هایی که داشتن رو اسم میبرن، فکر میکنم دارن سربه سرم میزارن .خخخخ آرزوی موفقیت برای همه :)))
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٥/٢٧
١
٠
بله ، همه ی آدم ها که با پارتی و پول پدر بالا نیومدن خیلی ها با زحمت خودشون به جایگاهی که دارن رسیدن :) ممنون که وقت گذاشتی عزیزم :)
لیلی
لیلی
٩٥/٠٥/٢٧
١
٠
خیلی خوب بود:))
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٥/٢٧
١
٠
خوبی از خودته لیلی عزیزم ^_^ مرسی که خوندی :)
Miss_shaqayeq
Miss_shaqayeq
٩٥/٠٥/٢٧
١
٠
اینایی که درباره برد پیت و اوباما در هونولولو و بقیشون گفتید واقعا واقعیت داشت یا شوخی بود؟
لیلی
لیلی
٩٥/٠٥/٢٧
١
٠
پ ن پ
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٥/٢٧
١
٠
آره دیگه! جالبی و آموزندگیش به همینه که واقعی هستن :) مرسی که وقت گذاشتین :) / لیلی :)))
Gisoo_E
Gisoo_E
٩٥/٠٥/٢٧
١
٠
وااااااقعا؟؟ چه جالب...خیلی خوب بود مطلبتون... ممنون:-)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٥/٢٧
١
٠
آره واقعا ^_^ شما هم خیلی خوبی که وقت گذاشتی :) تشکر :)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٥/٢٧
١
٠
الان منو به فکر فرو بردی منی که اولین شغلم معلمیه قراره در آینده چه جایگاه مهمی رو به دست بیارم؟؟ فکر کردن بهش هم جذابه برام:) مرسی مث همیشه خوب
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٥/٢٨
٠
٠
سلام نسرین عزیزم، به به پس خانم معلم هستین ، بستگی داره به هدف و آرزویی که داری و همینطور تلاشی که قراره براش بزاری، همه چیز با امید و تلاش بدست میاد،ممنونم از حضور مهربان همیشگیت ☺
الهام خانم
الهام خانم
٩٥/٠٥/٢٧
١
٠
خیلی جالب بود نمیدونستم
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٥/٢٧
١
٠
آره ، هم جالب هم پر از امید ☺ممنون که وقت گذاشتی الهام جون ☺
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٥/٢٧
١
٠
مطلب خوبی بود خانوم حبشی ..بعضی ادما استثنا ء ن ...مثه شهید رجایی در دولت انگشت شمار هم نداشتیم
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٥/٢٧
٠
٠
تشکر از شما و وقتی که گذاشتین جناب محمد، بله واقعا همینطوره ، شهید رجایی ها کم هستن ، امیدوارم آدم های این مدلی بیشتر بشن :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤