زخمِ دل
شعری سروده خودم

زخمِ دل

نویسنده : سلیمان حسنی

پُر شد از غصه ‌دلم٬ سینه‌ی بی‌ غم ‌خواهم 

زخمِ‌ دل باز شد این‌جاست‌ که ‌مرهم‌ خواهم 

شده ‌کَم حرفیِ من٬ وِردِ زبانِ مردم 

بهرِ اسرار کنون یک دلِ مَحرم خواهم 

رفته از یاد گلِ لاله‌ی سرخ و نسرین 

باغِ گل‌های پر از قطره‌ی شبنم‌خواهم 

کامِ حامی‌ شده ‌خشک و زده تبخال لبش 

جرعه‌ای‌آب از آن چشمه‌ی زمزم ‌خواهم 

شادی یک نفره٬ نیست دوای دردم 

روز خوش ٬جان ‌سلامت٬ همه ‌با هم ‌خواهم 

دور باد از همگان٬ ناله و تنهایی و غم 

رستگاری همه٬ مردم عالَم خواهم

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٥/٠٥/٢٨
٠
٠
سلام استاد حسنی عزیز؛ دوباره رو به غم سرایی رفتین ولی بسیار از خوندن اشعارتون لذت می برم. سلامت باشید و بسرایید!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٥/٢٨
٠
٠
سلام میرزای عزیز:ممنونم ازمحبت شما.انشاءا‌...که همیشه شادباشید. کاشکی از دلِ پُرغصه خبر داشت کسی نگهی بر رخِ زرد وچشمِ تَر داشت کسی ......
میرزا
میرزا
٩٥/٠٥/٢٨
٠
٠
خبر از دلِ پر غصه که داریم همی/ ولی از صحبت آن هم نه برآید نفسی... شما هم شاد و سرزنده باشید!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٥/٢٨
٠
٠
👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏درودبرشما.شعرهم که میگید
maede_sadati
maede_sadati
٩٥/٠٥/٢٨
٠
٠
سلام:) دلنشین بود بسیارررر...:) ان شالله همیشه دلتون شاد باشة!!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٥/٢٩
٠
٠
سلام سپاسگزارم ازجنابعالی.شادوسلامت باشید
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٥/٠٥/٢٨
٠
٠
سلام آقای حسنی / خیلی زیبا بود و یک جورهایی وصف حال این روزهای من ، از خوندنش واقعا لذت بردم . خیلی ممنونم
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٥/٢٩
٠
٠
سلام :خیلی ممنونم ازلطفتون.شادمان باشید
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٥/٢٩
٠
٠
سلآم؛ دور باد از همگان٬ ناله و تنهایی و غم ... خیلی هم زیبا...مرسی از شما...لذت بردیم... قلمتان مستدام :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٥/٢٩
٠
٠
سلام:تشکرمیکنم ازحضورشما.خدایارتان
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٥/٠٥/٢٩
٠
٠
سلام علیکم استاد.خیلی عالی بود واقعا عالی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٥/٢٩
٠
٠
سلام برشما:ممنونم.ایزدیکتا نگهدارتان باد
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٥/٣٠
٠
٠
واییییییییی عالی موفق باشید
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٥/٣٠
٠
٠
سلام:خیلی ممنونم ایزدرحمان یارتان باد
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٥/٣٠
٠
٠
دور باد از همگان٬ ناله و تنهایی و غم :) خداقوت
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٥/٣١
٠
٠
سلام دوست گرامی:خیلی ممنونم ازحضوربامحبت شما.دلتان شاد
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨