سابقه کار
#شیر_موز#مدرک_الکی#بیکاری

سابقه کار

نویسنده : r_bano

-لطفا شیرموز مغز دار

-چشم لیوان کوچیک یا بزرگ؟

-بزرگ

فوق لیسانس معماری دارد، پنج سالست فارغ التحصیل شده، کارگر آبمیوه فروشی شلوغی سرچهارراه است.

از احوالش می‌پرسم، عرقش را با آستینش پاک می‌کند و می‌گوید: «شکر خوبه میگذره» از کار و بارش می‌پرسم میخندد و می‌گوید: «ای بابا فوق لیسانس معماری گرفتم تا کف آبمیوه فروشی طی بکشم، هرجا می‌رفتم می‌گفتند سابقه کار، از کجایم بیارم؟ من جوانم تجربه ندارم ولی زور بازو ک دارم.. میگویند کار زیادست بله اما نمیدهند ک، هزار جور بهانه میاورند با قانون‌های مسخره. منم با مدرکم زمین را طی میکشم».

مشتری بعدی می‌آید. عذرخواهی می‌کند و میرود. شیرموزش بد نبود...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
admincheh
admincheh
٩٥/٠٥/٢٦
٠
٠
نصفی از این بی سرو سامانی برای تحصیل کرده های مملکت ازینه که کمتر کسی سرجای خودش نشسته ..
bano_iranzamin
bano_iranzamin
٩٥/٠٥/٢٦
٠
٠
بله کاملا درسته..
admincheh
admincheh
٩٥/٠٥/٢٦
٠
٠
روایتت برای موضوع تحصیلات بالا و بیکاری کمی کلیشه ای بود ولی برای شروع خوبه :) منتظر نوشته های بعدیت هستیم:)
bano_iranzamin
bano_iranzamin
٩٥/٠٥/٢٦
٠
٠
بیشتر نوشته هام ک توش استعداد دارم احساسی ان ک بعید میدونم ب درد اینجا خیلی بخوره.. تو این مورد هم تازه کارم ممنونم متشکر
میرزا
میرزا
٩٥/٠٥/٢٦
٠
٠
سلام؛ خیلی خوش آمدید به جیم :)
bano_iranzamin
bano_iranzamin
٩٥/٠٥/٢٦
٠
٠
سلام جناب ممنونم:)
b_noori
b_noori
٩٥/٠٥/٢٦
٠
٠
بله زیاد شده متاسفانه فست فود نزدیک خونه ما هم پیک موتوریش فوق لیسانس عمران یه مدتم تو پدیده کار میکرده ولی الان.. تمام کارکنانش تحصیلکرده ان، یکی فوق لیسانس ریاضی، یکی لیسانس زبان ، اصلا یه وضعی.. ( راستی ورودتون به جیم رو هم تبریک میگم)
bano_iranzamin
bano_iranzamin
٩٥/٠٥/٢٦
٠
٠
ممنونم دوست عزیز
p_rahimii
p_rahimii
٩٥/٠٥/٢٦
٠
٠
و اما تناسب کار و مدرک در ایران:(((
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٥/٢٦
٠
٠
تا یه مدرکی میگیرن باد میافته تو گلوشون که ما باید فلان جا کار کنیم، بعضی ها توقعشون رفته بالا
bano_iranzamin
bano_iranzamin
٩٥/٠٥/٢٦
٠
٠
خب هرکسی تو استعدادی ک داره باید وارد شه، مثال بنده دانشجوی ترم آخر حقوقم برنامه ریزی کردم ک وارد این رشته شدم و برای سابقه کار و یادگیری هرجا رفتم چون وارد نبودم سواستفاده یا بقولی بیگاری بوده یا شرایط کار نیست یا بعضیا مثل دروازه میمونن و باکاراشون اجازه ورود شخصی ب اون حیطه کاری رو نمیدن! یکی از مسئولین مهم دانشگاه ما با دیپلم داره ی بخشی از دانشگاه رو ریاست میکنه جالب تر اینه ک آبدارچیمون لیسانسس!
محمد
محمد
٩٥/٠٥/٢٦
٠
٠
اقا مرتضی عزیز برا مدرک شون وقت گذاشتن ..عمر صرف کردن ...دان افتخاری احمدی نژاد نبوده که ..دکترای افتخاری رحیمی م نبوده که اخر کار قلابی از کار در بیاد ....برادر من ..باد به گلو رو اونایی میندازن که که بقول دوستمون با دیپلم دارن ریاست میکنن ....
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٥/٢٦
٠
٠
داداش جان، منظور من اینه که کار عار نیست که هی میگن ما لیسانسه ها بیکاریم ، ما فوق لیسانسا بیکاریم.الان برای یه دیپلمه کار بیشتر از یه فوق دیپلمه پیدا میشه چرا چون اون دیپلمهه توقعی نداره و سر هر کاری میره ولی مدرکت که میره بالا توقعت هم از جامعه بیشتر میشه.
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٥/٢٦
٠
٠
http://jeem.ir/article/blog/27026
Gisoo_E
Gisoo_E
٩٥/٠٥/٢٧
٠
٠
خیلی از این آدما تو جامعه هست.. فقط من نمیدونم کسی که تازه فارغ التحصیل شده از کجا باید سابقه کار بیاره واقعا؟؟؟؟
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٥/٢٧
٠
٠
متاسفانه همین داشت سابقه کار خیلی مشکل شده واسه ما جوون ها! البته خب طرف مقابل هم تا حدی حق داره که کارش رو نخواد بده به کسی که تجربه اولش! ولی خب اینم چاره داره! مثلا اگر کاری که دارن به آموزش خاص یا تجربه خاصی احتیاج داره میتونن کلاس های آموزشی قبل از شروع به کار بذارن و از اینطور کارها
bano_iranzamin
bano_iranzamin
٩٥/٠٥/٢٨
٠
٠
بله و مهم ترین چیز اینه اولا ب جوونها میدون نمیدن ب بهونه ی اینکه تاحالا کار نکرده درصورتی ک تو این عالم همه چیز آزمون و خطاست و اگ قرار بود ک کسی بدون شکست و اشتباه ب نتیجه برسه تجربه بی معنی بود! دوما بقول یکی از دوستان هیچ چیز سرجاش نیست..
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨