مراحل عشق نافرجام
دو کلام حرف حساب

مراحل عشق نافرجام

نویسنده : milad.piri

اگر فکرش را نمی کردید... بخوانید!

بدون مقدمه بگویم از رابطه رمانتیک تو و او بگویم، هیچ‌ یک از شما دو تا انتطار ندارید که آن تصور زیبا که ازش ساخته‌اید خراب شود اما همیشه هوا آفتابی نیست. می‌بینید که یک روز، یک روز خیلی عادی قلبت را برای اولین بار خدشه‌دار می‌کند. آن آینه و‌ تصور زیبا شکسته می‌شود و تو برای اولین بار می‌فهمی که آدم‌های خوب هم گاهی بد می‌شوند و می‌فهمی قرار نیست کسی را که دوستش داری همیشه خوب باشد. اما نمی‌دانی چرا دیگر از ته قلبت، کمتر شاد می‌شوی، آرام آرام با غم آشنا می‌شوی. با هر حواس پرتی‌اش تو غمگین می‌شوی. همه چیز سقوط خواهد کرد. چیزی نمی‌تواند برای مدت طولانی در اوج باشد. زمان همه چیز را نرم می‌کند، عادی می‌کند.

تو اما در خیالت هنوز به او طراوت می بخشی، او را بزرگ میکنی، با خیالت خوشی تا بتوانی بی تفاوتی، بی رحمی و حواس پرتی‌هایش را هضم کنی.

قضیه ساده است. تو وارد میدان جنگ شدی و منِ واقعی بیرونی با منِ خیالیِ ذهنی‌ات شروع به جنگیدن می‌کنند و این جنگ آنقدر ادامه پیدا می‌کند که یکی از من‌ها بالأخره تسلیم می‌شود. مهم نیست که کدام برنده شده‌اند، مهم این است تو خسته شدی، بی حوصله شدی، با خودت جنگیدی و در نهایت تو تقسیم می‌شوی بین واقعیت و خیالت. این تناقض و دگرگونی و دو‌گانگی اذیتت می‌کند.

غم اصلی ماجرا از آنجا شروع می‌شود که این دوگانگی زیاد طولش نمی‌دهد و غلظت احساست را کمرنگ و کمرنگ‌تر می‌کند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
b_noori
b_noori
٩٥/٠٥/٢٥
٠
٠
توصیف جالبی بود،ممنون.
bano_iranzamin
bano_iranzamin
٩٥/٠٥/٢٥
٠
٠
اگر از شخصی در ذهنمان بتی بسازیم ب بزرگی خدا، بازنده ایم... چون اگر او برود دل و دینمان را یکجا باخته ایم... متن قشنگی بود..
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٥/٢٥
٠
٠
کاملا همین که گفتید به نظر منم.
n_dahji
n_dahji
٩٥/٠٥/٢٦
٠
٠
به خاطر ابراز نظرتان بسیار سپاسگزاریم اگر کسی برای ما بسیار ارزشمند باشد ، باید این راز را از او پنهان کنیم ! چنان که گویی جنایتی را پنهان می کنیم ! این واقعیت خوشایند نیست ... اما ... حقیقت دارد ! آدم ها ... طاقت مهربانی بسیار را ندارند . - آرتور شوپنهاو
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

کی گفته جنگِ بر سرِ رای افتخار است؟

٩٦/٠٢/٣٠
دلت نیامده مرا صدا کنی

شاه مقصود دلم

٩٦/٠٢/٣١
حواس مان به کائنات هم باشد

خانم های مجلس بخوانند

٩٦/٠٢/٣١
مسابقات ورزشی همبستگی کشورهای اسلامی در باکو

خواهرم؛ حجابت رو رعایت نکن

٩٦/٠٣/٠٢
بخوانید درد و رنج

می نویسم امتحان...

٩٦/٠٣/٠٢
شعری سروده خودم

چشمان سیاه تو

٩٦/٠٣/٠٣
پسری با موهای قرمز

Home - خانه

٩٦/٠٣/٠٢
ابلیس گونه مردود جهان شدم

در آن شب نخست

٩٦/٠٢/٣١
زنانی که نمی دانند زن هستند

زنان علیه ورزشگاه!

٩٦/٠٣/٠٣
یاد روزهای قبل از عاشق شدن

پسر آن دیگری

٩٦/٠٣/٠١
شعری سروده خودم

مشتری بی مدار

٩٦/٠٢/٣٠
«دوستت دارم»های زندگی

بعضی از آدم ها...

٩٦/٠٣/٠١
او برایم همه بود

این من خودخواه

٩٦/٠٣/٠٢
جایی برای آدم های تازه

نترس و بگذار بروند

٩٦/٠٣/٠١
استاد بافندگی زندگی!

دختر کنار دستی من

٩٦/٠٣/٠٤
مسئله این است

پول دار یا بی پول!

٩٦/٠٢/٣٠
شعری سروده خودم

درد شادی

٩٦/٠٣/٠١
شعری سروده خودم

عاصی شده ام

٩٦/٠٣/٠٣
دنبال تو می گردم

امیدوارترین عاشق این حوالی

٩٦/٠٣/٠٤
برای شاد بودن، منتظر هیچ مردی نباش

نامه ای به دخترم

٩٦/٠٣/٠٤
تبلیغات
تبلیغات