زندگی در آینه اینستاگرام
زندگی مجازی ما؛ حسرت‌های واقعی آن‌ها

زندگی در آینه اینستاگرام

نویسنده : حکیمه بالال

قدیم ترها، یک رسمی بود به نام جهاز کِشون یا جهاز برون که البته هنوز هم هست. خانواده عروس جهیزیه دخترشان را در طَبَق می‌چیدند و می‌فرستادند خانه داماد. خیلی وقت‌ها هم از قبل بین دوست و آشنا اعلام می‌کردند که فلان روز جهاز بران است و ملت هم خب من باب تبریک و در لایه‌های بعد جهت دیدن جهیزیه عروس می‌آمدند. البته که در وهله اول هدف همانا فرستادن وسایل به خانه جدید عروس بود. اما چه کسی می‌تواند انکار کند چه چشم‌ها از خواهر شوهرها و جاری‌ها و حتی دوستان برادر عروس درآمد که فلانی چه جهازی به دخترش داد.

حالا اما اگر مبل‌مان خانه را عوض کرده‌اید، یا فلان شب با دوستان به کافی‌شاپ، رستوران، یا حتی سینما رفته‌اید یا حتی ساده‌تر اگر به مناسبت تولد، روز دختر یا روز جوان هدیه‌ای گرفته‌اید نیازی نیست منتظر فرصت باشید تا با دعوت از آن‌ها که نبودند و ندیدند مراحل رو کم کنی و چشم در آوردن را طی کنید. کافی است یک حساب اینستاگرام داشته باشید، عکس «من و موقعیت مورد نظر یهویی» را آپلود کنید. یک کپشن مَشت هم تنگش بچسبانید تا کور شود هر آن‌که نتواند دید. به همین سادگی، به همین خوشمزگی. بعدش هم منتظر بازخوردها و لایک‌ها و احیانا فحش‌ها باشید که خب چند فحش ناقابل در مقابل خاطره سازی با حال شما قابل چشم پوشی است.

قدیم‌ها کنار آن مراسم‌ها چیز دیگری هم بود. مثلا برای ثبت خاطره‌ها و دائمی کردن لحظه‌های‌مان با کلی دنگ و فنگ عکس می‌گرفتیم. بعد هم از زمان گرفتن عکس تا وقتی نگاتیو‌ها را می‌سپردیم عکاسی محل برای چاپ تا وقت تحویل، انتظاری توام با لذت داشتیم. بعد هم که عکس‌ها به خانه می‌آمدند. همان وقت دسته بندی می‌شدند و توی آلبوم جا می‌گرفتند. عکس‌های شخصی‌تر حتی گاهی زیر عکس‌های دیگر. جایی که هرکسی اجازه دیدن نداشت. حالا اما به مدد تکنولوژی و اپ‌ها و شبکه‌های اجتماعی می‌توانیم هر لحظه و هرکجا عکسی بیندازیم و بعد این لحظات زیبا و حتی گاهی جزئیات غیر ضروری زندگی شخصی‌مان را هم با هزاران نفر از دوست و آشنا و غریبه به اشتراک بگذاریم. و خب مگر بد است سهیم شدن خوشی‌هامان با دیگران؟

طبیعتا هر عقل سلیمی اولین جوابش به این پرسش «خیلی هم خوبه» است. اما بیایید کمی عمیق‌تر نگاه کنیم. برگردیم به همان قضیه اول و مبحث جهیزیه دیدن. فکر می‌کنید چند نوعروس دیگر که هنوز به خانه خودشان نرفته‌اند با دیدن جهیزیه آنچنانی یک نفر دیگر، آهی از سر حسرت کشیده باشند؟ یا چند مادر و پدر شرمنده فرزندشان شدند که نتوانستند چنین هزینه‌ای بکنند و آبروی‌شان را در خطر می‌بینند؟ اصلا در همین جیم بارها صحبت کردیم که این رسم‌ها درست نیست و قص علی هذا.

حالا سری هم به پیج‌های‌مان و عکس‌هایی که در شبانه روز منتشر می‌کنیم، بزنیم.  مثلا همین قرارها و گشت و گذارهای دوستانه و خانوادگی‌مان، غذاهای رنگارنگ، خوشی‌ها و شادی‌های حتی با کپشن‌های ساده‌ای مثل «یک روز خوب با دوستان بهتر از آب روان.» این طرف منی است که می‌خواهد شادی‌اش را نشان دهد. آن طرف قضیه چیست؟ یک منِ دیگر که این‌ها را می‌بیند. یک منی که این‌ها را ندارد. که شاید حتی با دیدن یک پلو و مرغ، در حالی که مثل دیگران لایک می‌کند توی دلش یک آه حسرت بار و سوزان می‌کشد و بعد هم یک «تف به این زندگی که من دارم» می‌گوید. بعد هم روز به روز ناراضی‌تر از زمین و زمان و روز به روز خشمگین‌تر می‌شود. بعد راه چاره‌اش برای رهایی از این حس چیست؟ همراه همین جماعت شدن. چگونه؟ همرنگ جماعت شدن با عکس‌های دروغکی تحویل مردم دادن. و آن‌طرف‌تر ما کم کم عادت می‌کنیم به دورغ گفتن و دروغ را باور کردن.

همه ما این میل به دیده شدن، مورد توجه دیگران بودن و حتی تایید گرفتن از آن‌ها را لااقل در زمان‌هایی از زندگی‌مان داشته‌ایم. میلی که تا حدی طبیعی هم است و بخشی از این رفتارها را هم می‌توان به آن نسبت داد. در این رابطه گافمن (جامعه شناس) در کتابی به نام «نمود خود در زندگی روزمره» درباره تاثیرگذاری ما بر دیگران می‌گوید: «ما همیشه یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های‌مان این است که تصویری از خود در اختیار دیگران بگذاریم که  می‌خواهیم و برای رسیدن به این هدف در موقعیت‌های متفاوت از استراتژی‌های مختلف بهره می‌گیریم.» خب پس بنظر طبیعی می‌رسد که عموما تصاویری که منتشر می‌کنیم تصاویری مثبتند که قرار است تصویری مثبت از ما نشان دهند. تا اینجا می‌توان این نظریه را دلیلی منطقی برای آن پست‌ها و عکس‌ها حساب کرد. اما می‌خواهم به جنبه دیگری اشاره کنم. جنبه‌ای که شاید خیلی وقت‌ها در لابه لای زندگی اجتماعی و پیج‌های رنگارنگ‌مان کمرنگ یا حتی فراموش می‌شود. این‌که ما مسلمانیم، این‌که بخشی از هویت ما را همین مسلمان بودنمان می‌سازد. اما چقدر حواس‌مان به آموزه‌های دینی‌مان است؟  جایی حدیثی خواندم از پیامبر(ص) درباره حقوق همسایگان که فرمودند: «هر گاه مسلماني ميوه‌اي خريد، برای همسايگانش مقداري بفرستد. و اگر نخواهد چنين کند، آن را پنهاني به خانه ببرد. و نبايد بچه‌هايش در کوچه از آن ميوه بخورند و موجب ناراحتي فرزندان همسايه شوند، که از اين خوراک محرومند.» 

بیایید این بار که خواستیم عکسی از عاشقانه‌های دونفره‌مان، سفره‌های رنگین‌مان و خوشی‌ها و شادی‌های‌مان بگذاریم، کمی هم حواس‌مان به همسایه‌های مجازی‌مان باشد. مبادا که موجب آه و حسرت نوجوانی، جوانی، مادری و یا پدری شویم.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٥/٠٥/٢٤
٠
٠
قس علی هذا// خیلی خوب بود بانو، این دو طرف ماجرا رو دیدن خیلی خوب بود. مقدمه چینی تون زیاد بود و حرف اصلی این اواخر قرار گرفت که اشکالی نیست، تمام و کمال زده شد.
Vania
Vania
٩٥/٠٥/٢٥
٠
٠
لطف دارین میرزا..هومم ما همیشه اکثرا خودمون و اون لحظه که عکس می گیریم رو می بینیم و خوشی هامون.حوواسمون نیست پشت این دیوار شیشه ای ممکنه چشمایی بخاطر پست های ما خیس بشن....از بابت مقدمه هم حق با شماست.ان شاالله دفعات بعد بهتر می نویسیم و کوتاه تر:)...ممنون از حضورتون:)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٥/٢٤
١
٠
واقعا نمی دونم چرا بعضیا اینطوری هستن، طرف آب دو خیار می خوره عکس میگیره، جامدادی کادو می گیره عکس میگیره، بعضی وقتا با خودم فکر میکنم الان ملت فکر میکنن ما که اینجور عکسا رو نمی زاریم ینی محرومیم؟ ینی نداریم؟ والا ما هم غذای خوب میخوریم، ماهم دوستای بهتر از آب و گلاب داریم، ماهم هر بار دوستمون رو میبینم یک چیزی بی مناسبت هدیه میگیریم! یادمه روز پدر می خواستم با پدرم عکس بزارم یهو یک پستی رو دیدم که طرف عکس پدر مرحومش رو گذاشته با یک کپشن ناراحت کننده که من پدرم رو از دست دادم و این روزها از دیدن پدرهای دیگران یاد پدرم میوفتم، دیگه همون عکس رو هم نذاشتم! وجدان هم چیز خوبیه ... " خیلی خوب نوشته بودی وانیای عزیزم "
Gisoo_E
Gisoo_E
٩٥/٠٥/٢٥
٠
٠
راست گفتی...
Vania
Vania
٩٥/٠٥/٢٥
٠
٠
تب دیده شدن داریم گمونم. یا یه وقتایی یه جور متمایز کردن خودمون..خیلی کار خوبی کردی:) خدا خیرت بده:) واقعا تو همچین مناسبتهایی هم خیلی باید مواظب رفتار و حرفا و کارامون باشیم..ممنون الهام جان بابت نظرت:)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٥/٢٦
٠
٠
فدات ^_^
bano_iranzamin
bano_iranzamin
٩٥/٠٥/٢٥
٠
٠
بله.. جامع و کامل. خوب بود خواهر 🌹
Vania
Vania
٩٥/٠٥/٢٥
٠
٠
خوبی از خودتونه:) تشکر از حضورت خواهر گل:)
b_noori
b_noori
٩٥/٠٥/٢٥
٠
٠
ممنون واقعا دغدغه خوبی رو مطرح کردین، من که کلا هیچگونه رابطه ای با اینستا ندارم و خیلی هم راحتم خدا رو شکر..
Vania
Vania
٩٥/٠٥/٢٥
٠
٠
ممنون از شما:) شما همین عکس گوگلی گل پسرتون کافیه که دل مارو بسوزونه:دی خدا حفظش کنه براتون:)
Vania
Vania
٩٥/٠٥/٢٥
٠
٠
گوگولی
b_noori
b_noori
٩٥/٠٥/٢٥
٠
٠
تا حالا به این جنبه اش توجه نکرده بودم، یعنی عکس پسرمم ردارم از پروفایلم؟ بهتر میشه این جوری؟ :)
Vania
Vania
٩٥/٠٥/٢٥
٠
٠
دیگه کار از کار گذشت.ما حسرتمونو خوردیم هییی... محض شوخی بود:دی ..اتفاقا بذارین باشه. حال خوب میده به آدم:)
نجمه عرفانیان
نجمه عرفانیان
٩٥/٠٥/٢٥
٠
٠
خیلی تلنگر به جایی بود و مطلبت فوق العاده روان نوشته شده بود;-)ممنونم!!
Vania
Vania
٩٥/٠٥/٢٥
٠
٠
متشکرم نجمه ی عزیزم:) تلنگرا الهی مفید و موثر واقعا بشه
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٥/٠٥/٢٥
٠
٠
یعنی جهازکشونم اشتباهه؟خب چطور به فامیل بگی که نمیخوای عروس کشون و جهاز کشون داشته باشی؟!
Vania
Vania
٩٥/٠٥/٢٥
٠
٠
خب یه رسمه که از قدیمم بوده.ولی بنظرم اون زمان واقعا فقط جهازکشون بوده.همین که جهاز و ببرن خونه جدید عروس.الان ولی جهیزیه دیدنه و چشم در آوردن تا جهاز بردن/// کافیه این مراسمو نداشته باشی و به کسی هم نگی که بیاد. یا حتی اگه پرسیدن محترمانه بگی نمیخوای رسمی رو واقعا سودی که نداره هیچ، ممکنه عواقبی مثل اونایی که گفتیم رو داشته باشه رو اجرا کنی. تو اینجور رسم و رسومات بنظرم شما زوجای جوون خیلی میتونی موثر باشین .کم کم ور بندازین اینارو.
maede_sadati
maede_sadati
٩٥/٠٥/٢٥
٠
٠
ب شدت از اینستا گرام بدم میاد:/ نمیدونمم چرا:/
Vania
Vania
٩٥/٠٥/٢٥
٠
٠
حالا درسته ازین چیزا داره گاهی.ولی انقدرام بد نیستا! :)
Gisoo_E
Gisoo_E
٩٥/٠٥/٢٥
٠
٠
واقعا عالی گفته بودی... حرف راست...کاش همه یکم تو رفتاراشون دقت کنن...
Vania
Vania
٩٥/٠٥/٢٥
٠
٠
اگه بشه دنیا گلستون میشه:) ممنون از حضورت گیسو جان:)
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٥/٠٥/٢٥
٠
٠
افسوس.
Vania
Vania
٩٥/٠٥/٢٦
٠
٠
جز افسوس، بیاین از الان تصمیم بگیریم موقع پست گذاشتن حواسمون باشه به بقیه هم. حتی به دوستامونم بگیم:)..ممنون از حضورتون:)
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٥/٢٥
٠
٠
حالا این مجازیش به کنار ما اینقدر از این چشم و هم چشمی های حقیقی داریم که تا به مجازیش برسیم کلی کار داره ولی خب خوبه که حواسمون به هر دو طرف باشه کاملا موافقم. اما خب به همش هم نمیشه خرده گرفت مثلا یکی یک چیزی خودش درست میکنه حالا اون چیز میتونه یک کار دستی باشه یا حتی یک نقاشی و خب شاید خیلی ها توانایی انجام اون کار رو نداشته باشند که خب طبیعی هم هست. به نظرم این مدل هاش مشکلی نداشته باشه حتی میتونه باعث بشه طرف درش علاقه ایجاد بشه و بره یاد بگیره اون کار رو
Vania
Vania
٩٥/٠٥/٢٦
٠
٠
خب اینکه تو فضای حقیقی هم این چیزا وجود داره درست،اما نمیشه به این خاطر مجازی رو بیخیال شد یا کمتر توجه کرد بهش.همونطور که تو کامنت جواب خانم کاشیان گفتم فضای حقیقی جوریه که حداقل کمی توجه بیشتری تو این موارد ممکنه بشه اونم چون میتونیم گاهی بببینیم بازخورد عینی شو...در مورد ادمه کامنتتون هم موافقم.مسلما مطلب منم اون موارد رو نادرست نمیدونه.حرفم سر همونا بود که کلا استفاده شون از این فضا محض تفریح و فخر فروشی و .. است.وگرنه استفاده های مفید و انگیزه بخش واسه بقیه خیلی هم خوبه:)..ممنون از نظرتون:)
maede
maede
٩٥/٠٥/٢٦
٠
٠
واقعا از فضای فخر فروشی و چشم هم چشمی بیشتر صفحات اینستاگرام خوشم نمیاد!عکس ها و کپشن ها همه شبیه به هم//این میل به خودنمایی هم تو فضای مجازی هست هم تو فضای حقیقی و اینکه همه حواسشون باشه متاسفانه غیرممکن :(
Vania
Vania
٩٥/٠٥/٢٦
٠
٠
هومم.مسابقه گذاشتن همه انگار...فکر میکنم بازم فضای حقیقی بیشتر توجه میشه بهش در این مورد.لالاقل چون عکس العمل هاش هم دیده میشه به صورت عینی.ولی مجازی نه..اندک اندک اگه ماها شروع کنیم شاید بشه امیدوار بود که کمی لااقل توجهات بیشتر بشه:)..تشکر از حضورت مائده جان:)
admincheh
admincheh
٩٥/٠٥/٢٦
٠
٠
به نظرم تا حدی حرفت درسته راستش من نیمی از اون رو قبول ندارم چون بدبینانه اس. اینستاگرام درسته دنیای ژست و حرف شده ولی واسه خیلی ها جنبه یک آلبوم تصویری داره از لحظات خوب زندگیش نه صرفا کور کردن چشم بقیه . منظور من نوع متعادل این رفتاره نه هر روز سلفی با یک موقعیت یهویی . به نظر من به کسی که صفحه اش خصوصی هست نمیشه ایرادی وارد کرد و حرفت تا حد زیادی برای صفحه های پابلیک شاید درست باشه . مرسی
Vania
Vania
٩٥/٠٥/٢٧
٠
٠
من عاااااشق نظرات مخالفم=))...و اما بعد، شاید نوع شروع و مقدمه ام خیلی مناسب نبوده. حرف اصلیم در حقیقت دوتا پاراگراف آخره. نه صرفا این که بخوام بگم اینستاگرام شده دنیای چشم و هم چشمی.اتفاقا دقیقا همون آلبوم تصویری از خوشی ها منظورم بود . اثری که دیدنش واسه بقیه ممکنه داشته باشه. حتی اگه قصد ما صرفا اون نباشه. اینکه با دیدن همون خوشی ها یکی شاید دلش بگیره یا حسرت بخوره و اینا.منظورم این بود بیشتر و اینکه حواسمون به اون دل ها هم باشه...و اینکه صفحات خصوصی هم درسته خصوصیه ولی بهرحال یه سری مخاطب داره دیگه و یه چیز دیگه اینکه فکر کنم همین صفحات خصوصی هم اگه واسه یه پست هشتگ بذارن.بعد اون هشتگ رو سرچ کنی اون عکسهای هم با اینکه پرایوت بوده نمایش داده میشه...منم ممنون از حضور و ابرازنظر مخالفت:)
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٥/٢٦
٠
٠
هعی... خیلی وقته فقط میبینم و عکسی نذاشتم. ولی من معمولا عکسام یا مخاطب خاص داشتن و یا واسه ثبت و شریک شدن خوشی بودن. البته ممکنه از همه اینا برداشت هایی بشه. کاش از همون لحظه واقعی لذت ببریم :)
Vania
Vania
٩٥/٠٥/٢٧
٠
٠
اوهوم.ممکنه برداشت بشه.بنظرم وقتایی که یکی هی فرت و فرت عکسای خوشی و اینا میذاره اینجور برداشت ها هم بیشتره. یه کمی توجه به این مسئله شاید سخت کنه کارو واسه آدم.ولی حداقلش بعدش یه حس خوبی به حسای خوب دیگت اضافه میشه...کاش:)
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
شعری سروده خودم

تهدید نکن

٩٥/١٢/٠٤
تبلیغات
تبلیغات