آقای من...
شعری سروده خودم

آقای من...

نویسنده : سلیمان حسنی

ای به فدایت دلِ شیدای من 

ای حرمت مأمن و مأوای من 

ضامن آهو٬ جگرم سوخته 

کیست به غیر از تو مسیحای‌ من 

صحن‌ و سرای تو بهشتِ‌ من‌ است 

تازه کند جانِ من٬ آقای من 

بوی‌ خوش‌ و دلکش مشک‌ عنبرش 

شور و شعف می‌کند اعطای‌ من 

جرعه‌ی آبی ز حرم کیمیاست 

دور کند درد٬ ز اعضای من 

گر چه طبیبان همه ردم کنند 

یک نگهی از تو مداوای من 

از سر لطفت چو نظر افکنی 

می‌شود آن ٬ موجب احیای من 

شاد ز میلاد تو حامی شده 

عرض ارادت ٬ به تو مولای من

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٥/٠٥/٢٣
٠
٠
سلام؛ ولادت آقا امام رضا علیه السلام براتون بابرکت باشه! عزتتون زیاد جناب حسنی!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٥/٢٣
٠
٠
سلام برمیرزای مهربان:سپاسگزارم ازمحبت شما.میلادبرشماهم مبارک.آقاپشت وپناهتون.
Gisoo_E
Gisoo_E
٩٥/٠٥/٢٣
٠
٠
شعر خییلی خیلی زیبایی بود... عید همگی مباااارک......
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٥/٢٣
٠
٠
سلام:امام هشتم پشت وپناهتان.ممنونم
محمد
محمد
٩٥/٠٥/٢٣
٠
٠
خیلی قشنگ بود..عید شما هم مبااااارک
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٥/٢٣
٠
٠
سلام :میلادمبارک.آقانگهدارتان باد.تشکرمیکنم ازمحبت شما.
n_dahji
n_dahji
٩٥/٠٥/٢٣
٠
٠
بسیار زیبا و عیدتون مبارک و التماس دعا
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٥/٢٣
٠
٠
سلام:برشماهم مبارک.سپاسگزارم ازحضورولطفتون
سعید نایب
سعید نایب
٩٥/٠٥/٢٤
٠
٠
متشکرم جناب حسنی. چشمانمون رو پر اشک کردی.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٥/٢٤
٠
٠
سلام برشما:زنده باشید.انشاءا... همیشه شادمان وسلامت باشید.ممنون
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠