دزددریایی شدنم آرزوست!

دزددریایی شدنم آرزوست!

نویسنده : زهرا- خسروی

دزد دریایی شدن در این اوضاع یکی از اهداف زندگی من است! به خیلی جاهایش فکر کرده‌ام از اسم مستعارم بگیر تا پای چپ چوبی! اسم مستعارم را «عطسه» می‌گذارم، یک اُبهّت خاصی دارد. علت بزرگی دارم برای این نامگذاری ؛ مگر نه این‌که وقتی عطسه می‌کنیم آخرش یک آخیش می‌گوییم یک سَبُکی و راحتی بهمان دست می‌دهد خب، من هم از دزد دریایی شدن احساس خوب و راحتی قطعا خواهم داشت و آخیش هم همان راحت شدن از اوضاع قبلی دارد.

دارم برای خودم تصور می‌کنم روی عرشه ایستاده‌ام و چهره‌ی رنج کشیده‌ام در طی سالیان سال در برابر نور خورشید چقدر تکیده به نظر می‌رسد، چشم بند مشکی منجُق دوزی شده‌ام را به چشم چپم بسته‌ام و یک دست و یک پایم چوبی است! و در حال سخنرانی برای اعضای گروهم بلند بلند می‌گویم «تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف / مگر اسباب دزد دریایی شدن همه آماده شود!» و برای‌شان چهارچوب‌های اخلاقی یک دزد دریایی را یادآور می‌شوم. همگی سرود ملی دزدان دریایی را سر می‌دهیم و پرچم جمجمه را به اهتزاز در می‌آوریم!

دارم تصور می‌کنم قطعا دزد دریایی مدرنی می‌شوم، می‌دهم یک دست کامل لباس از چرم خالص برای من و گروهم بدوزند و یکی یک دست کلاه جانی دِپی سفارش می‌دهم! لَچَک! داشت یادم می‌رفت یک لَچَک بِرند هم باید سفارش بدهم تا یک دزد دریایی قابل و خوشتیپی بشوم! وای که چقدر دلم می‌خواهد با صدای بلند بگویم «حمله کنیییید» و بعد گروهم که زیر بادبان جا خورده‌اند و حتی استتار مثل مور و ملخ بریزند و غنیمت‌های کشتی مقابل را تصرف کنند. 

تصوراتم تمامی ندارد، دارم فکر می‌کنم قلمرو ام را از کشورهای اروپایی و آمریکایی همین‌طور گسترش بدهم، و یک سوپر دزددریایی در کل جهان بشوم. حتما آن زمان آن‌قدر معروف شده‌ام که می‌توانم هلی کوپتر و هواپیمای شخصی داشته باشم، حتی باندهای هواپیمایی شخصی! یک جزیره برای خودم می‌خرم و شاید دزد هوایی هم شدم. چه عیبی دارد می‌توانم در چاله‌های هوایی خاص در چندهزارپایی زمین هم دزدی کنم! قطعا آن زمان برای من کاری ندارد آن ‌قدر بزرگ و قدرتمند شده‌ام که می‌توانم همه را نادیده بگیرم.

به آخر قصه هم فکر کرده‌ام به روزی که سنگ قبرم را طی یک مراسم با شکوه و بسیار مجلل می‌گذارند و روی آن با یک خط زیبا نوشته شده «عطسه که گور می‌گرفتی همه عمر، دیده که چگونه گور عطسه گرفت!» و پسر بزرگم که جانشین من است احترام دزددریایی‌ای می‌گذارد و گریه نمی‌کند و حتی توی تصوراتم دسته گل‌های بزرگ از دزدهای دریایی مناطق دیگر جهان به همراه اظهار تاسف و شریک شدن در غم خانوادهام را میبینم.

آه که چه باشکوه است دزد دریایی شدن.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٥/٠٥/٢٧
٠
٠
جدای از نکات ویرایشی و نگارشی، از معدود نوشته های خوبی بود که خوندم؛ خسته نباشید!
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٥/٠٥/٢٧
٠
٠
خیلی ممنون از شما :))
maede_sadati
maede_sadati
٩٥/٠٥/٢٧
٠
٠
:) منم میشه جزو ملوانانتون باشم؟
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٥/٠٥/٢٧
٠
٠
چرا که نه خخخ ممنون که خوندی مائده جان:)
لیلی
لیلی
٩٥/٠٥/٢٧
٠
٠
حالا چرا عطسه زهرا جان؟:)
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٥/٠٥/٢٧
٠
٠
یه داستان بود اسم شخصیت اولش سکسه بود، منم یهو گفتم عطسه میشم!:)))) بعد واسش علت آوردم خخخ
لیلی
لیلی
٩٥/٠٥/٢٧
٠
٠
تخیل خوبی داری ها;) فقط ی سوال دزد دریایی بودن به مردها بیشتر نمیاد؟
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٥/٠٥/٢٧
٠
٠
ممنووون^__^ نه اتفاقا. خیلی هم بهم میاد/: خخخ
mohamad_s
mohamad_s
٩٥/٠٥/٢٧
٠
٠
جالب بود ...
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٥/٠٥/٢٨
٠
٠
ممنون از شما:)
zakhar
zakhar
٩٥/٠٥/٢٨
٠
٠
ایول :)
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٥/٠٥/٢٨
٠
٠
:))))
مرتضی
مرتضی
٩٥/٠٥/٢٨
٠
٠
قشنگ بود، فقط پرچمتون صورتی نیست دیگه؟ خخخ
زهرا- خسروی
زهرا- خسروی
٩٥/٠٥/٢٨
٠
٠
دهع/: من صورتی بدم میاد||: ممنون که خوندید:))
الهام خانم
الهام خانم
٩٥/٠٥/٢٨
٠
٠
عاااااالی :)
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٥/٠٥/٢٩
٠
٠
:)) چه باحال و هیجان انگیز بود تصوراتت :))
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤