آن روزها که کاش در او انتها نبود // جز روح و عشق و عاطفه در جبهه‌ها نبود

دل‌ها عجیب وسعت دریای روح داشت // دلتنگی ای ز دوری روح خدا نبود

هرگز صنوبری گرهی بر جبین نداشت // زخمی ز تیشه‌ها به تنش بر ملا نبود

هر گل به روی نرگسی آغوش می‌گشود // بی‌حرمتی به مهر گیاهی روا نبود

لبّیک عاشقان به ندای امام‌شان // سعی‌ای بجز رسیدن تا نینوا نبود

سرها برای دار بقا صف کشیده بود // دل‌ها اسیر عُقله‌ی دار فنا نبود

با خاک رمل و ماسه هم آغوش می‌شدیم // با نرمی تشک تن‌مان آشنا نبود

بر سنگ و خار و خاک دویدیم و تک زدیم // شب‌ها برای بسترمان بوریا نبود

شب تا به صبح گاه زمین گیر می‌شدیم // رفتن محال می‌شد و خفتن سزا نبود

سبقت برای حمله به دشمن مجاز بود // سرعت برای زود رسیدن خطا نبود

ذکر و دعا شکوفه لب‌های خشک بود // دستی دراز جز سوی آل عبا نبود

هر ذرّه‌ی خاکِ پای عزیزان رزمجوی // در چشم‌های ما بجز از توتیا نبود

در سفره‌های ساده‌مان سدّ جوع بود // رنگی ز سفره‌های شما اغنیا نبود

در حلقه محاصره ماندن ندیده‌ای // حتی برای نیم نفس هم هوا نبود

حق بود و عشق و پاکی و اخلاص وَ السّلام // رنگی ز حبّ و بُغض و کینه و ریب و ریا نبود

یک رکعت است عشق و یقین انتهاش نیست // آن روزها که کاش در او انتها نبود

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
f.farzad
f.farzad
٩٥/٠٧/١٧
٠
٠
زیبا بود.....سپـــــــاس....
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٧/١٨
٠
٠
استاد باز هم مثل همیشه عالی بود. ممنون
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٧/١٩
٠
٠
بسیار زیبا
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات