گاهی وقت‌ها ارزان حراج می‌شوی
دلنوشت

گاهی وقت‌ها ارزان حراج می‌شوی

نویسنده : Nasrin-A

هر وقت وارد بازی دوست داشتن شدی، حواست به تمامیت ارضی وجودت باشد. گاهی به ناحق اشغال می‌شوی و گاهی به ناحق از سکنه خالی می‌شوی. حواست به چوب حراج خوردنت باشد؛ گاهی وقت‌ها ارزان حراج می‌شوی. گاهی که به قله‌ی داشتنت رسیدند، فتح‌ات که کردند؛ از همان راه آمده، باز می‌گردند پی زندگی خودشان. بدون این‌که حتی یادی از قله‌ی فتح شده‌شان بکنند. بدون اشکی، لبخندی. حتی سراغی از ویرانی‌های سرزمین دلت نمی‌گیرند و دستی برای آبادانی به سویت نمی‌گشایند.

=============

+ برای تمام فاتحان ناکام قله‌های عشق

+ برای تمام عاشق‌های ترسو که آبروی عشق را می‌برند

+ برای تمام حسرت به دل‌ها

+ برای تمام دردکشیده‌های وادی عشق

+ حتی برای تو که نیستی

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٥/٠٥/٢٧
٠
٠
سلام؛ بسیار خوب بود، علی الخصوص تمامیت ارضی، خیلی به جا و خوب! نمیشه گفت رسم زمونه س؟ نمی دونم، شاید...
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٥/٢٨
٠
٠
سلام ممنون از لطف شما...نمیدونم شایدم رسم زمونه است چی بگم...
maede_sadati
maede_sadati
٩٥/٠٥/٢٧
٠
٠
من ک تا جایی ک بتونم از اين ی مورد دوری خواهم کرد تا جان در بدن دارم از واژه عشق دور خواهم بود...!:)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٥/٢٨
٠
٠
متاسفانه دست خودت نیست مائده جانم:)
maede_sadati
maede_sadati
٩٥/٠٥/٢٨
٠
٠
ما مي توانیم کار نشد نداره:)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٥/٢٩
٠
٠
عشق قضیه اش با بقیه ی چیزا فرق میکنه گل دختر:)
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٥/٢٧
٠
٠
عالی بود. کوتاه و قشنگ نوشته بودید.
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٥/٢٨
٠
٠
مچکردم جناب علیرضا:)
n_dahji
n_dahji
٩٥/٠٥/٢٨
٠
٠
الحق که زیبا نوشتید و به دلم نشست :)
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٥/٢٨
٠
٠
تشکر شما زیبا خوندید:)
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٥/٢٨
٠
٠
این متن هم یکی از مصداق های کم گوی و گزیده گوی چون در بود. که یه چیز گفتین که خیلی ها رو شامل میشد
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٥/٢٨
٠
٠
شما خیلی خوب دیدید این نوشته رو مرسی جناب آستانه:)
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
تبلیغات
تبلیغات