المپیک آدم بودن!
نگاهی به برخی صفات ناخوشایند که می‌توانند المپیکی شوند

المپیک آدم بودن!

نویسنده : محمدرضا ناصری نژاد

کاش مردم نصف اهمیت انتخاب لباس المپیک را روی انتخاب درست رفتارشان می‌گذاشتند، می‌گویند لباس افتتاحیه المپیک است و تمام کشورهای جهان ما را می‌بینند اما چرا در انتخاب رفتارهای خودشان این‌قدر حساس نیستند؟ چرا فکر نمی‌کنند حرفی، رفتاری یا حتی سکوتی باعث می‌شود کسی برنجد، روح و جسمش آسیب ببیند. کاش یک المپیک هم برای رفتارهای خودمان می‌گذاشتیم، اصلا جایزه می‌دادیم، مدال طلای واقعی، مطمئنم ارزشش را داشت.

 

فرمول یک قضاوت نکردن 

مثلا مسابقات ماشین سواری در کلاسِ قضاوت می‌گذاشتند، یعنی به این صورت بود که شرکت کنندگان را کنار خیابانی روی صندلی‌هایی می‌نشاندند و ماشین‌های مدل بالایی را از جلوی‌شان عبور می‌دانند، هر شخصی که توانست قضاوت کمتری در مورد این‌که این اشخاص پول‌شان را از کجا آوردند، چه ها نکردند و کردند داشته باشد برنده مسابقه می‌شود.

دو بهم زن نزدن تیمی 

برای مسابقه بعدی، طرح دو بهم زنی تیمی را پیشنهاد می‌کنم یعنی به این صورت که شرکت کننده‌ها دور تا دور دو یا چند شخص که با هم رابطه دوستانه و صمیمی دارند حلقه می‌زنند و بعد از شنیدن حرف‌های دوستانه آن‌ها به هم و تلاش و همکاری در بعضی امور سعی کنند رابطه‌های آن‌ها شکرآب نکنند و خب طبیعتاً شخصی که توانست خودش را کنترل کند و این چند دوست را از هم نرنجاند برنده مسابقه می‌شود.

فحش ندادن با مانع

مسابقه بعدی که می‌تواند خیلی هم جذاب و پرطرفدار باشد مسابقه فحش ندادن زیر پست‌های اشخاص دیگر باشد. به این صورت که به چند فرد مشهور می‌گویند که هر کدام یک پست جدید در صفحه خود قرار دهند و در این لحظه از شرکت کنندگان می‌خواهند به صفحه مجازی این افراد رفته و نظرات خود را بگذارند، در این مسابقه هم شخصی که توانست خودش را کنترل کن و حرف رکیکی را حواله آن افراد مشهور نکند، برنده مسابقه می‌شود. این مسابقه می‌تواند در ایجاد یک صحنه تصادف یا برخورد شانه به شانه دور نفر و یا حتی بدقولی شخصی نسبت به شخص دیگری هم برگزار شود.

رازداری استقامت

و حالا می‌رسیم به مسابقه‌ای که شاید اجرای آن درونِ هر شخصی را مور مور کند تا انجامش دهد، به این صورت که به هر شرکت کننده مطلبی را در مورد یکی از آشنایانش گفته می‌شود و از او می‌خواهند این مطلب را مانند یک راز پیش خودشان نگه دارد و بعد او را بین دوستان یا اعضای فامیل یا خانواده رها می‌کنند و خب مشخص است شخصی که توانست راز مشخص شده را پیش خودش نگه دارد برنده این مسابقه می‌شود.

پرش احترام 

این مسابقه، مسابقه صندلی‌های احترام است، به این صورت که تمام شرکت کنندگان را سوار یک اتوبوس می‌کنند بدون اینکه بدانند قرار است چه اتفاقی بیفتد و بعد از لحظاتی سه فرد میانسال وارد اتوبوس می‌شوند، به ترتیب سه نفری که زودتر جایشان را به آن افراد دادند برندگان مسابقه لقب می‌گیرند البته در این رشته می‌توان حجم بیشتر از مسابقات در مورد احترام را اجرایی کرد، مانند احترام به صبحت‌های طرف مقابل و نپریدن وسط حرف‌هایش، احترام به حق شخصی که زودتر وارد یک صف شده است و ...

ماراتن زباله نریختن 

این مسابقه یک چیزی شبیه دوی ماراتن است به این صورت که مسیری برای شرکت کنندگان انتخاب می‌شود و البته در ابتدای مسیر به هر شرکت کننده یک پاکت آبمیوه داده می‌شود و از او می‌خواهند مسابقه را شروع کند و در پایان مسیر هم یک سطل زباله قرار می‌دهند، در این مسابقه مهم نیست چه شخصی به عنوان نفر اول به خط پایان می‌رسد، بلکه این مهم است که کدام شخص بعد از نوشیدن آبمیوه پاکت خالی آن را نگه داشته و طاقت آورده که آن را به زمین نیندازد و سرانجام بعد از دیدن سطل زباله آن را داخل سطل انداخته است.

 

سرتان را به در نیاروم، این‌گونه مسابقات را می‌شود برای دروغ، دست کجی، پاچه خواری، مفت خوری، غیبت، رشوه و کلی صفت ناخوشایند دیگر مورد استفاده قرار داد تا شاید اهمیت بیشتری برای‌شان به وجود بیاید و البته فقط بعضی افراد اسم انسان را به دوش نکشند و برخی صفات انسان بودن را هم دارا باشند.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
maede_sadati
maede_sadati
٩٥/٠٥/١٩
١
٠
کاش از اين المپیکا داشتیم واقعا:....!!!
mamzi
mamzi
٩٥/٠٥/٢٠
٠
٠
کاش واقعا
Somaye
Somaye
٩٥/٠٥/١٩
١
٠
عااالی بود . دل پری داشتی 😁 واقعا کاش این المپیکا وجود داشت . 😊 از نظر علمی، باسواد بودن یعنی خودتان را بهبود ببخشید تا بفهمید که چه زمانی فرد دیگری، پُر از مزخرفات است !
mamzi
mamzi
٩٥/٠٥/٢٠
٠
٠
متشکرم. خیلیم عالی
p_rahimii
p_rahimii
٩٥/٠٥/١٩
١
٠
این ماراتن زباله نریختن به شدت و حدت باید در شهر من اجرا بشه
mamzi
mamzi
٩٥/٠٥/٢٠
٠
٠
درست می فرمایید
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠٥/١٩
١
٠
ای کاش میشد:)
mamzi
mamzi
٩٥/٠٥/٢٠
٠
٠
کاش :(
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٥/٢٠
١
٠
"دو بهم زن نزدن تیمی" فک کنم این میان تیترتون اشتباه تایپی داره! اون رازداری رو باید بگم خیلی سخته برای ما خانوما! ولی خب با تمرین زیاد و آمادگی بالا میشه انجامش داد ایشالا :))
mamzi
mamzi
٩٥/٠٥/٢١
٠
٠
آره دیگه نباید دو رو به هم نزدن :)) ولی خب میشه اونم، امیدوارم تمرین ها جواب بده :)) ما که ضربات زیادی از این موضوع متحمل شدیم :|
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٥/٢٠
١
٠
چه المپیک جالبی میشدا
mamzi
mamzi
٩٥/٠٥/٢١
٠
٠
خیلی
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٥/٢٠
٠
٠
المپیک فرهنگ مثلا :)
mamzi
mamzi
٩٥/٠٥/٢١
٠
٠
اینم میشه
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣